دده قورقود بشرییتین کولتورال میراثی کیمی تورکلرین ان دیرلی اثریدی

 

 


 

Sorumlu müdur : Dr.HÜSEYN ŞƏRQİDƏRƏCƏK SOYTÜRK

مدیر مسئول : دکتر حسین شرقی دره جک سوی تورک

 

Description: images (74)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دونیا تورکلرینین یگانه تاپیناق و دایاناق همچنین استناد دوواری اولان دده قورقود کیتابی 13 یوز ایلدن چوخ عمره مالیک دیر. دینی , اخلاقی مدنی و معنوی دیرلری اوز ایچریلینده قاپسایان سماوی یوکلو یئر اوزونون ان قدیم کتابی  اولان بو اثر نه موتلو کی , بیزه تورکلریندیر.

شوبهه یوخدور کی بیلگین و یوکسک دونیا گوروشونه مالیک دده لریمیز چاغلارینین ان دیرلی بیریکیمینی بیزه میراث بوراخمیشدیرلار.

اوغوز خانین حاکمیت چاغینا عاید اولان بو قیمتلی اثر بوتون تورک توپلولوقلارینی بیرمحور اساسیندا استقامتلندیرمیشدیر.

سویلو و بویوک میللتلرین ایستر ایسته مز کوکلو و گوروکلو قایناقلاری واردیر.رئگیونوموزدا و دونیادا ان اعتبارلی قایناق وبشری کولتورل محصول کیمی تانینان و گونیلن کتاب اولاراق بیز تورکلرین گونج قایناغی دیر.

تورکون یارانیش و یارادیلیش داستانلاری وارلیغیمیزین نه قدر اوجا و درین کوکلره مالک اولدوغونون ثوبوت منبعیدیر.

دده قورقود اثری ساده جه اونو گوستریرکی بیز 13 عصر اول یازی و تفکور کاپاسیته سینه مالک ایمیشیک.

دونیا خالقلاریندا نادر حاللاردا راست گلینن و میللی کوکلرین قورویوجوسو حالینا گلن بئله اثرلر نه یازیق کی بارماق سایی قدر دیر. قدیم و کوکلو اولوسلارین طبیعی کی سیجیللری واردیر.بیز تورکلرین ده بئله عظیم کیملیک کارتیمیزی اولماسی البته غرور وئریجی دیر.بعضی خالقلارین کوک اثرلری نیفرت و کین ایله دولو اولارکن بیزیم کوک اثرلریمیز سئوگی و دوروستلوکله دولودور.

اسکی کوک اثرلریمیز سایجا چوخدور و هر بیریسی مختلیف قونولاردا معارفلریندیرمه لرله دولودور.اندر حاللاردا دونیادا اشی و بنذرینه راست گلینن بئله اثرلردن بیزده چوخ واردیر.او جمله دن "عتبته الحقایق" ,  "قوتادغو بیلیک " ,  "دیوان الغات الترک " , " اوغوز نامه " , " حدیقه السعدا " کیمی اثرلرین  آدینی قید ائتمک اولار.

فتح تاریخیمیز گوز قاماشدیرسادا مدنی و معنوی غلبه لریمیزی چوخ آز تبلیغ ائتمیشیک.کوتله اولاراق بلکه ده ان درین کوکلریمیزدن اوزاق توتولموشوق.آنجاق تکنولوژی و سانال دونیانین بیزلره ساغلادیغی بیلگیلر سایه سینده آرتیق نه یین نه اولدوغونو غایت گوزل بیلیریک.

بو یاخینلاردا  "دده قورقود " اثرینین اوچونجو سایین تاپیلماسی هامینین ماراق دایره سینده دیدی. منی ده ایلگیلندیرن بو قونو سبب اولدو کی , اونو یاخیندان تعقیب ائدم.

البته بو اوچونجو دده قورقود اثری کیمین طرفیندن تاپیلیبسا آدی اونملی دئییل . آنجاق اثری اورتادا اولماسیی چوخ اهمیتلی دیر. اونا گوره ده بیزده خدافرین درگیسی اولاراق قونونو یاخین تعقیبه آلاراق مختلیف فیکیر و مباجثه لریکی سوسیال مئدیادان هم ده شخصا دکتر حسین صدیق دوزگوندن ائدیندییم بیلگیلری تارخده قالماق و ده خالقمیزین گوروشونه سونماقدان چوخ مسئولیت دویدوق. ایستریز کی یاخین دا بو دونیا اهمیتلی اثلریمیز دیرلی حوجالاریمیز طرقیندن ایشله نیب اورتایا چیخاریلاجاقدیر.

 


سخنی چند راجع به کتاب دَدَه‌قورقود

DƏDƏ QORQUD KİTABİ HAQQINDA ÖNƏMLİ BİLGİLƏR


 

Dr.HÜSEYN ŞƏRQİDƏRƏCƏK SOYTÜRK

دکتر حسین شرقی دره جک سوی تورک

 

 

 

کتاب دَدَه‌قورقود (به ترکی استانبولی:

 Dede Korkut ya Korkut Ata؛

 آذربایجانی : Dədə Qorqud,

ترکمنی: Gorkut ata)

نام مجموعه‌ای از چندین داستان حماسی به زبان ترکی اوغوزی است . این مجموعه از ۱۲ داستان به نثر و نظم تشکیل شده و مجموعه‌ای است که زندگی، ارزش‌های اجتماعی و باورهای پیش از اسلام ایل‌های ترک اوغوز را نشان می‌دهد.

 

 

شخصیت دده قورقود

شخصیت دده‌قورقود که کتاب به نام او نامیده شده را یک پیر غیبگو،  ومصلح ,اوزان  و روحانی غز دانسته‌اند. واژه دده به معنی «ادیشمند و فرهیخته» است. . قبر او وجود دارد که به باور مردم، محل خاکسپاری دده‌قورقود افسانه‌ای است. دده‌قورقود در سن ۳۰۰ سالگی درگذشت. این گور در نزدیکی شهری که به نام او قورقود نامیده شده قرار دارد. این شهر در مسیر راه‌آهن شهر غزالی به قیزیل‌اوردا در قزاقستان و در ۱۵۰ مایلی خاور دریاچه آرال قرار دارد. در کتاب منجم باشی، مورخ معروف عثمانی نیز از شخصی به نام قورقود آتا که در قدیم‌الایام در میان ترکمانان می‌زیسته نام برده شده‌است نیز قورقود آتا در کتاب شجره التراکمه ابوالغازی بهادر خان، وزیر یکی از شاهان افسانه‌ای اوغوزان است که مکرر از او نام برده شده‌است.

بخش‌هایی از دده‌قورقود

دده‌قورقود آیینه تمام‌نمای فرهنگ ترکان اوغوز است. در این‌باره می‌توان به روابط میان زن و شوهر، پسر و مادر و زن و نامزدش و نیز چگونگی نامگذاری میان آن‌ها به موارد زیر از خود متن دده‌قورقود اشاره کرد.

ختاب باییندرخان به همسرش

دیرسه‌خان که از برخورد بایندیرخان به علت نداشتن فرزند غمگین است به خانه بازگشته و با خاتون خود چنین می‌گوید «نزد من بیا ای تاج سرم، ای وصله جانم، ای که وقتی قدم می‌زنی همانند سرو هستی، گیسوان مشکی رنگت روی پایت بوسه می‌کارند، ابروانت چون کمانی بهم پیوسته، لبت یاقوت سرخ و گونه‌هایت سیب‌های سرخ پاییزی، بانوی من، عشق من!» و از خاتون سؤال می‌کند که «خاتون من، کدامیک از ما نازاست، شما یا من؟ چرا خداوند به ما یک پسر سالم نمی‌دهد؟ 

خطاب اوروز به مادرش بورلاخاتون

«دهانت خشک شود مادر! زبانت بریده شود مادر! اگر نگفته بودند که حق مادر با حق خدا یکی است، از جای برمی‌خاستم، گریبان و گلویت را می‌گرفتم و تو را زیر پاهای خود می‌انداختم از دهان و بینی‌ات خون جاری می‌ساختم!»[۱۵]

گفتار بانو چیچک دربارهٔ نامزدش بامسی بیرک به ندیمه‌هایش

«بسیار خوب دخترها! اگر این ر عیت زاده سخاوتش را به ما نشان دهد، تعجب خواهم کرد.»

فرهنگ نامگذاری ترکان اوغوزها

«در آن روزگار، مادامی که هر پسر قهرمانی از خود نشان نمی داد  نامی بر وی نمی‌نهادند.» «بی بوره بیگ: آیا واقعاً پسر من شجاعانه جنگیده  و خون‌ دشمن ریخته‌است؟! آیا همین کافی نیست که بر این پسر نامی بنهیم؟»

سیمای تاریخی و پایگاه اجتماعی زنان اوغوز

برخلاف اغلب افسانه‌های مشرق زمین که در حق زنان دیدگاه‌ها و برداشت‌های تحقیرآمیزی دارند و آنان را چیزی جز بازیچه امیال جنسی مردان و تحمل کننده انواع خواری‌ها و سرخوردگی‌ها به شمار نمی‌آورند، زنان قبیله اوغوز با حفظ فضیلت انسانی و عزت نفس و شهامت و دلاوری خود، از موقعیت‌های بلند و احترام‌آمیز برخوردار بوده و در بیشتر عرصه‌های زندگی هم‌شأن و برابر با مردان‌اند.

زنانی که در این اجتماع ایلی تصویر می‌شوند، جسور، دلیر، با شهامت و مبارز هستند. در منابع چینی شعر بلندی به نام «مولان تورکی‌سی» به ثبت رسیده است، که مضمون آن درباره ماجرای زندگی دختر شجاعی است که یکه و تنها پای به میدان کارزار می‌نهد و با کمال تهور آهنگ نبرد می‌کند و رشادت‌ها و دلاوری‌های شایان تحسینی از خود نشان می‌دهد.

شخصیت‌های زن در این داستان‌های حماسی برازنده، با شکوه،‌فراموش نشدنی و در عین حال پرغرور، دلاور و پیکارجو هستند. بورلا (Burla) خاتون داستان چهارم، سولجان Suljan خاتون داستان ششم و چیچک Cicak بانو داستان سوم و دیگر زنان جسور اوغوز شخصا در نبرد بر علیه دشمن به پا برمی‌خیزند و سرانجام موفق و پیروز هم می‌شوند. بورلا خاتون همسر قازان‌خان، بانوی بلند بالا و خوبرویی است که از لیاقت و کاردانی و تدبیر بسیار بهره‌مند است و یکی از نقش‌های اجتماعی او رهبری انجمن‌های زنان قبیله می‌باشد.

صحنه حملهٔ برق آسای سولجان خاتون به سوی انبوه سپاه دشمن با این تشبیهات زنده و جاندار به تصویر کشیده شده است: «سولجان با اسب بادپای خود چونان شاهین تیزپروازی که به سوی انبوهٔ غازهای وحشی فرود آید، به قلب قشون دشمن یورش اورد.» این دختر دلیر در میان افراد قبیلهٔ خود به اوصافی از قبیل شکارچی بی‌نظیر؛ کسی که تیرش هرگز به خطا نمی‌رود؛ پهلوانی که همواره دو کمان بر دوش دارد و ... معروف بود.

قدمت اثر

این مجموعه پیش از تهیه در قالب کتاب به صورت افسانه‌های شفاهی وجود داشته و در نسلهای متمادی و سینه‌بحثینه منتقل شده است و مجموعه‌های گردآوری شده متفاوتی از این افسانه‌ها وجود دارد با توجه به آهنگین بودن زبان ترکی، این گمان وجود دارد که نسخه‌های ابتدایی قالب نظم و شعر داشته‌اند اما این افسانه‌ها در طول زمان و تحت تاثیر مضامین اسلامی به شکل نظم و نثر در آمده است.

كهن‌ترين نسخه خطی موجود از «کتاب دده قورقود» در کتابخانه دِرسدن آلمان وجود دارد که فلیشر (به انگلیسی: Fleischer) در زمان تهیه فهرست کتاب‌های کتابخانه در سال ۱۹۳۱، این نسخه خطی از کتاب را با نام  «Kitab-i Dedem Korkut» و عنوان مندرج در کتاب «کتاب دده قورقود علی لسان طایفه اوغوزان» در ۱۵۲ صفحه، نوشته شده بر روی کاغذ، بر اساس تاریخ تحویل آن به کتابخانه احمد پاشا سلطان امپراتوری عثمانی قرن ۱۶ میلادی (قرن ۱۰ هجری قمری) قرار داده است.  در این نسخه اشاره‌ای به نام نویسنده و تاریخ نگارش مشاهده نمی‌شود.

متن کامل اثر، با رسم‌الخط اصلی کتاب (نسخه درسدن) در سال ۱۹۱۶ توسط معلم رفعت در استانبول به چاپ رسید. و درسالهای ۱۹۳۸ و ۱۹۳۹ چاپ‌های دیگری توسط اورهان‌شائق گوگ‌یای و حمید آراسلی با حروف لاتین در باکو چاپ شد. 

نسخه خطی دیگر از کتاب دده قورقود در سال ۱۹۵۰ توسط اتور رُزی دانشمند ایتالیایی در کتابخانه واتیکان یافت شد. این نسخه مانند نسخه قبلی فاقد نام کتاب و تاریخ کتابت است و در ۱۰۹ صفحه نوشته شده است.

نسخه موزه درسدن کتاب شامل يک مقدمه و دوازده گات (داستان) می‌باشد اما نسخه موجود در واتیکان فقط شش داستان را دربر دارد و شامل داستان‌های ۱و۲و۳و۴و۷و‍۱۲ام از نسخه موزه درسدن است. این احتمال وجود دارد که نسخه واتیکان از نسخه آلمانی قدیمی‌تر باشد که با توجه به درج شدن کامل حرکت‌گذاری الفبای عربی در نسخه کتابخانه واتیکان برای تمام نوشته‌ها و نبودن این امر در نسخه موزه درسدن، این احتمال دور از ذهن نیست.

مشهورترین چاپی که از این کتاب بعمل آمده به وسیله محرم ارگین در دو جلد که جلد اول شامل مقدمه، متنم انتقادی و نسخه بدل‌هاست در سال ۱۹۵۸ و جلد دوم را که مشتمل بر لغت‌نامه و گرامر زبان کتاب است در سال 1962 انتشار داده است. 

زمان‌های متفاوتی برای قدیم‌ترین نسخه خطی موجود در نظر گرفته ‌می‌شود. جفری لوئیس قدمت اوایل قرن ۱۵ میلادی منصفانه می‌داند  با دو وجه از متن: یک لایه یک مجموعه از صنعت‌های شفاهی مربوط به درگیری‌ها و نبرهای قوم اوغوز با پچنگ‌ها و قبچاق‌ها و لایه دیگر به لشکرکشی‌های معاهده آق‌قویونلوها در قرن ۱۴ میلادی اشاره دارد. 

جمال کافادار بر این اعتقاد است که قدمت این کتاب پیش‌تر از قرن ۱۵ میلادی نیست زیرا نویسنده تلاش دارد تا جایگاه حاکمان آق‌قویونلوها و عثمانیها را ارتقا دهد. با این وجود استنفورد جی شادر کتاب تاریخ امپراطوری عثمانی قدمت کتاب دده قورقود را به قرن ۱۴ میلادی تخمین زده است. 

پروفسور مایکل ای. در خصوص دو تاریخ اعلام نظر کرده است، وی اعتقاد دارد که نسخه‌ای که در حال حاضر از داستان‌ها داریم به صورت داستان‌ها و شعرهای فولکولور در حدود قرن ۱۳میلادی ساخته شده‌اند و در حدود قرن ۱۵ میلادی به صورت مکتوب در آمده است.  حداقل یکی از داستانها (داستان هشتم : بوسات اولدورولدوگی تپه گوزون بویو (داستان تپه گوز کشته شده به دست بوسات) در نسخه مکتوب در ابتدای قرن ۱۴ مشابهتی با داستان منتشرنشده‌ای به زبان عربی با نام Durar al-Tijan,کتابت شده در مصر به تاریخ ۱۳۰۹ تا ۱۳۴۰ میلادی دارد. 

کتاب دده‌قورقود که اغوزنامه هم نامیده شده   .گردآوردی است از دوازده داستان که از حکایتهای ترکهای اوغوز قزاقستان در قرن ۱۵ میلادی الهام گرفته. دده‌قورقود، یعنی راوی اصلی کتاب دده‌قورقود، در کتاب تاریخ‌اغوز نوشته رشیدالدین هم به صورت مردی دانا وجود دارد.

در حالی که روایتهای‌اغوز داستان خانها را به عنوان رهبران مطلق سیاست دشت حکایت می‌کند، کتاب دده قورقود داستان مردانی از قبیله اغوز است که رئیس‌های آنان، مثل بایندرخان، در متن وجود دارند .اما هیچگاه روی آنان تأکیدی نشده. این تفاوت بین کتاب دده قورقود و قطعه‌توپقاپی هم وجود دارد. قطعه‌توپقاپی، نوشته‌ای است با نویسنده ناشناس که در مدخل تاریخ آل سلجوقنوشته یازیجی‌اوغلو پیدا شده‌است. احتمالا اوغوزخان و کتاب دده قورقود  طی قرنهای ۱۴ تا ۱۶ میلادی گردآوری شده‌اند .کتاب کلمات اوغوزنامه المشهور به آتالارسوزی، که جُنگی از ضرب‌المثلهاست، شامل مدخلی بر قورقودآتا می‌شود که در آن از اوغوزآتا به عنوان فردی نامبرده شده که واجد توانایی پیشگویی می‌باشد. کتاب‌های کنزالدرر و جامع الغرر و درر التیجان و غرر تواریخ الازمان نوشته ابن دواداری (۷۸۶ قمری، ۱۳۳۵ تا ۱۳۳۶ میلادی)، تاریخ‌نگار دوره مملوکان، که بازتابی است از داستانهای دوره اردوی زرین، آمیزه بی‌همتایی از داستانهای مربوط به چنگیزخان، اوغوزخان و دده قورقود را ارائه می‌دهد. سرانجام، تاریخ جدید مرآت جهان، که کتابی درمورد تاریخ جهان است و در سال ۱۵۹۲ میلادی / ۱۰۰۰ قمری توسط یکی از خاندان آق‌قویونلو نوشته شده، داستانهایی درمورد اوغوز دارد که هم به داستان دده قورقود و هم به داستان اغوزخان اشاره کرده‌است.

بر پایه نظر محمد فؤاد کوپرولو مجموعه داستانهای ده‌ده قورقود ریشه‌ای پیش از اسلامی دارند و نشانه‌هایی از این ریشه‌های پیش از اسلام در آن دیده می‌شود. این داستانها قرنها به‌صورت شفاهی سینه به سینه نقل شده‌اند و سرانجام به صورت مکتوب درآمده‌اند. کوپرولو باور دارد کتاب دده قورقود در واقع از مجموعه مناقب اوغوزان یا اوغوزنامه‌ها جدا شده‌است. وی برای اثبات سخن خود قسمتی از نقل قول ابوبکر عبدالله دواداری در کتاب درر التیجان را می‌آورد. دواداری در این کتاب که به سال ۷۰۹ قمری تألیف شده‌است در ذکر رویدادهای سال ۶۲۸ قمری، به دو کتاب به نام‌های اولوخان آتا بیتکچی و دیگری اوغوزنامه اشاره می‌کند. او می‌نویسد خود اصل کتاب اوغوزنامه را دیده‌است. این کتاب به روایت دواداری ابتدا از ترکی به فارسی و سپس به وسیله جبرائیل بن بختیشوع طبیب و مترجم معروف زمان هارون الرشید به عربی ترجمه شده‌است و اصل آن جزو خزانه ابومسلم خراسانی بوده‌است. نقل دواداری از آنجا که شباهت بسیار به داستان تپه گوز دارد، کوپرولو  این نتیجه رسیده که این کتاب قسمتی از اوغوزنامه باستانی بوده‌است که بعدها از آن مجموعه جداشده‌است؛

جوادی و بوریل معتقدند که داستان دده قورقود، به قرن پنجم و ششم هجری (یازدهم و دوازدهم میلادی) به دوران پیش از مسلمان شدند ترک‌های اغوز بر می‌گردد.

از نگاه فاروق سومر، داستان دده‌قورقود در مورد ترک‌های اوغوز حوضه رود سیحون در قرن چهارم و پنجم هجری است.

ترجمه ها

کشته شدن تپه گوز توسط بساطکتاب دده قورقود به زبان‌ها مختلف ترجمه شده‌است. نخستین ترجمه دده‌قورقود به زبان آلمانی در سال ۱۸۱۵ از روی نسخه کتابخانه درسدن در آلمان بود. دست‌نویس دیگر این کتاب در واتیکان است.

غیر از ترجمه‌های آلمانی. روسی.  ایتالیایی چندین ترجمه دیگر نیز به سایر زبان‌های اروپایی و آسیایی صورت گرفته از جمله آن‌ها دو ترجمه به زبان انگلیسی را می‌توان نام برد که اولی در انگلستان  و دومی در آمریکا انجام یافته‌است.

از ترجمه کنندگان می‌توان به ترجمه دیگر از یواخیم هاین به زبان المانی که در سال ۱۹۵۸ درشهرزوریخ و چاپ به زبان روسی در سال۱۹۶۲به وسیله بارتولد وانتشارتوسط ویکتورژیرمونسکی درمسکو اشاره کرد.

متن کامل کتاب هم که با رسم خط اصلی ان بر اساس نسخه کتابخانه برلین در سال۱۹۱۶ از سوی کیلیسلی رفعت محقق کشور ترکیه که تلاش پیگیری در نشر متون زبان ترکی داشته در شهر استامبول به چاپ رسید. او واژه هاو عباراتی که نامفهوم و مغلوب بوده تصحیح کرده‌است با این وجود برخی واژها و مفاهیم نامشکوف مانده که در برابر آن‌ها عبارت مفهوم نشد درج گردیده‌است.

در ایران

ترجمه کتاب دَدَه قورقود برای اولین بار به زبان فارسی در سال ۱۳۵۵ توسط فریبا عزب‌دفتری و محمد حریری اکبری توسط نشر ابن سینا در تبریز به چاپ رسید. این ترجمه از متن انگلیسی آقای جفری لویس انجام گرفته‌است. آقای جفری لویس هم از دو نسخه خطی که اولی در کتابخانه درسدن که در سال ۱۸۱۵ کشف شده و دومی در کتابخانه واتیکان توسط آقای روزی کشف گردید، که به گفته آقای لویس دو نسخه خطی تاریخ ندارد و هر دوی آن‌ها متعلق به قرن شانزدهم است و معلوم نیست این دو نسخه در کجا نوشته شده‌است. بهزاد بهزادی پژوهشگر زبان ترکی آذربایجانی نیز دده قورقود را به زبان فارسی ترجمه کرده‌است. داستان دلی دومرول  توسط صمد بهرنگی به فارسی ترجمه شده‌است. کتاب دَدَه قورقود به زبان ترکی آذربایجانی بعد از انقلاب به ترکی آذربایجانی  چاپ شده.و در سال ۱۳۵۸ مجله‌ای هم به همین نام در ۲۵ شماره به زبان ترکی منشر گردیدیده است.

محرم ارگین در جلد دوم کتاب خود چنین میگوید که: «جای هیچگونه تردیدی نیست که کتاب دده قورقود متعلق به سرزمین آذربایجان است. گذشته از اسامی اماکن و اعلام و اقوام به کار رفته در داستان‌ها که این واقعیت را به وضوح نشان میدهند، زبان ادبی کتاب نیز مهر و نشان خاص این منطقه را در بر خود دارد. مشخصات زبان ترکی آذربایجانی که نشانه‌های آن در سده پانزدهم میلادی در نوشته‌های «قاضی برهان‌الدین» به چشم میخورد، در کتاب دده قورقود به گونه نمایان‌تر و چشم‌گیرتری ملموس است. به این ترتیب زبان آن نیز با موقیعیت فرهنگی، جغرافیایی و بومی محل کاملا تطبیق می‌کند.» 

در دولت حسن روحانی طرحی برای تدریس دده قورقود در ایران گذاشته شد. جواد طباطبایی، فیلسوف تبریزی، در این‌باره نوشته‌است: «دولت تدبیر و امید با چه رویی می‌خواهد به مردم آذربایجان، که سده‌ها در قهوه‌خانه‌های شهرهای خود گوش به نقالی داستان‌های شاهنامه سپرده‌اند، اعلام کند که از این پس افسانه‌های «دده قورقود» جای داستان‌های رستم و سهراب را گرفته‌است. اگر چنین تدبیرها در راستای «بازگشت به خویشتن» ها و «آنچه خود داشت» هاست، متولیان باید بدانند که این اجبار به تغییر هویت مردم آذربایجان عین از خود بیگانه ساختن آنان است، زیرا مردمی که هزار سال شاهنامه، دیوان حافظ و گلستان سعدی خوانده‌اند به آسانی به این جعل هویت برای خود تن در نخواهند داد و از این «تدبیرِ» داهیانهٔ دولت جز «ناامیدی» از تدبیرهای او حاصل نخواهد شد!» وی افزوده‌است: «به رغم تبلیغاتی مسموم و یکسره نادرستی که گوش‌ها را کر می‌کند، هرگز، چاپ کتاب دده قورقود در آذربایجان ممنوع نبوده و خود من از نیمهٔ دوم دههٔ سی شمسی نسخه‌هایی از آن را در کتابفروشی‌های تبریز دیده بودم. فروش آزاد چند صد نسخه‌ای که از این «حماسهٔ ملّی ترکان» در تبریز چاپ می‌شد سال‌ها طول می‌کشید و البته جز مردمان کنجکاو نسخه‌ای از آن را نمی‌خریدند و اگر می‌خریدند اغلب نمی‌خواندند! ادعای «تحمیل» زبان فارسی به مردم آذربایجان توجیهی برای «تحمیل» تدریجی زبان «ترکی» دده قورقود به مردمی است که در سال‌های اخیر هویت جدید «ترکی در حال رنسانس» خود را کشف کرده‌اند. وزارت علوم باید بداند که نویسنده - یا نویسندگان- برنامه‌ای که اینک به دانشگاه‌های استان‌های آذربایجان ابلاغ شده‌است هدف‌هایی جز آموزش زبان داشته‌اند!» البته این نگرش تک بعدی و نژادپرستانه آقای طباطبایی است که هیچ توجیح علمی ندارد(ح.شرقی).

جشن یونسکو

در سال ۱۹۹۸ کتاب دده قورقود از طرف جمهوری آذربایجان و سازمان یونسکو نامزد و در سال ۲۰۰۰ «هزارو سیصدمین سالگرد نوشته شدن دده قورقود» جشن گرفته شد.

از سال ۱۹۵۶ یونسکو برای بزرگ‌داشت و شناساندن وقایع تاریخی و شخصیت‌های برجسته کشورهای عضو برای جهانیان جشن‌هایی را ترتیب می‌دهد،  و حیدر علی‌اف رییس جمهور فقید جمهوری آذربایجان در بزرگداشت هزار و سیصدمین سالگرد کتاب «دده قورقود» اعلام کرد که : «اگر چه ما امروز در وضعیت جنگ به سر میبریم ولی دده قورقود مردم را به صلح و دوستی دعوت میکند. ما سعی میکنیم مناقشات را مطابق با توصیه‌های دده قورقود حل کنیم. در همین مراسم نیز دکتر جواد هیئت اعلام کرد که «کتاب «حماسه دده قورقود» حماسه مشترک ترکها و آذربایجانیهاست. در این حماسه مراحل مختلف اولاد ترک از بدو تولد و نامگذاری گرفته تاد دوران جوانی، شهامت، نامزدی، زناشویی، دوران پیری و آخرین لحظات عمرشان با سوژه‌های جالب منعکس شده‌اند. حماسه گرچه ۱۳۰۰ سال قدمت دارد ولی در قرن ۱۵ به رشته تحریر درآمده است.»

در سال ۱۹۹۹ نیز بانک ملی جمهوری آذربایجان، سکه‌های یادبود طلا و نقره به مناسبت سال دده قورقود ضرب کرد.

فرهنگ حماسی، داستان‌های عامیانه و موسیقی دده قورقود بر پایه دوازده افسانه قهرمانانه و سیزده دستگاه موسیقی صنعتی است که در طول نسل‌ها از طریق انتقال سینه‌بحثینه، هنرهای نمایشی، نشانه‌های فرهنگی و آهنگ‌های موسیقی به اشتراک گذاشته شده است در نوامبر ۲۰۱۸ به پیشنهاد کشورهای جمهوری آذربایجان، ترکیه و قزاقستان در فهرست میراث فرهنگی ناملموس یونسکو قرار داده شده‌است.

اکنون نیز شاهد کشف نسخه سوم دده قورقود هستیم که توسط ولی محمد خوجه از ترکمنهای ترکمن صحرا هستیم که این نسخه توسط دکتر محمد حسین صدیق (دوزگون) بنام نسخه فره داغ نامگذاری گردیده است.علت این نامگذاری را هم به علت تعدد استفاده این نام در نسخه یافته شده بیان نموده اند.

اینجانب نیز براساس وظیفه مطبوعاتی خویش سعی کردم مطالبی را راجع به کتاب دده قورقودرا  بعنوان پیش درک موضوع نوشته و گردآوری نمایم تا حوصله برای نسخه سوم مهیا شود. تا نظرات دیگران را که پی درپی خواهد آمد جایی برای عدم آگاهی نباشد.

«دده قورقود» اكنون در دنيا شناخته شده است و شايد گمنام ترين جايي كه شناخت كمتري نسبت بدان دارند ايران باشد. غالب دانشگاههاي بزرگ دنيا آنرا از شاخه هاي تخصصي زبان تركي تدريس مي كنند و ترجمه هاي آن در ادبيات زبانهاي ديگر نيز وارد شده است. داستانهاي دده قورقود به هزاران سال پيش برمي گردد اما قديمي ترين نسخه خطي استنساخ شده از آن مربوط به سال 444 قمري است و شانزده سال بعد بايد جشن هزاره نسخه خطي آن برپا گردد و یونسکو سال 1999 را به نام دده قورقورد نام گذاری كرده بود.. واژه دده به معنی «بابابزرگ» است. .«دده قور قود» اولين عاشيق تاريخ آذربايجان است ، در اوايل قرن « 19» ديتس [Ditz] دانشمند و زبان‌شناس آلماني يك نسخه از اين كتاب را استنساخ كرد و سپس در روي آن به بحث و تحقيق پرداخت و داستان كشته شدن « دپه كوز به دست بساط» را به آلماني ترجمه نموده به چاپ رسانيد. پس از ديتس پروفسور نلدكه Noldeke در سال 1859 تمام نسخه‌ي خطي دده‌قورقورد را كوپيه و ترجمه كرد ولي چون قسمت زيادي از داستان‌ها را نتوانست بخواند، لذا از چاپ و ترجمه خودداري نمود. دانشمند شهير روسي و. بارتولد [V.Bartold] با استفاده از تحقيقات و يادداشت‌هاي نلدكه، دنبال كار او را گرفت، و در سال 1894راجع به اين كتاب در مطبوعات كشور امپراتوري روسيه نخستين اطلاعات را در اختيار دانشمندان قرار داد. و قسمت‌هايي از آن را نيز به زبان روسي ترجمه و منتشر نمود. اين كار مورد استقبال شايان شرق شناسان روسي واقع شد و درباره‌ي زبان و زمان پيدايش و تدوين داستان‌ها و شخصيت دده‌قورقود تحقيقات مفصلي به عمل آمد و مقالات متعددي نوشته شد،در اوايل قرن بيستم « انجمن تدقيق آثار اسلامي و ملي استانبول» درصدد انتشار اين كتاب برآمد و بدين‌منظور« معلم رفعت» از نسخه‌ي اصلي كتاب عكسي گرفت و تصحيح نمود و شرح و فهرست مختصري بر آن افزود و در سال 1915 م. برابر 1332 قمري به چاپ رسانيد... در روي نخستين صفحه‌اش عبارت « كتاب دده قور قود علي لسان طائفه‌ي اوغوزان» نوشته شده است.

در صفحه‌ي 3، مقدمه‌اي دارد كه اين طور شروع مي‌شود: قورقود آتا ديرلر برار قوپدي، اوغوزون اول كيشي تمام بيلجسيدي، نه ديرسه اولردي، غايبدن در لو خبر سويلردي، حق تعالي انك كوكلنه الهام ايدردي». و با اين عبارات خاتمه مي‌يابد: « قورقود اوغوز قومنك مشكلني حل ايدردي، هرنه ايش اولسه، قورقود آياته طانشمينجه ايشلمزلردي، هر نه كه بيورسه قبول ايدرلردي سوزين طوتب تمام ايدرلردي» ]
داستانها و حماسه هاي اين كتاب تاريخي كه از تاريخ كهن آذربايجان برمي خيزد ، خيرخواهانه و انساندوستانه است و هر آذربايجاني بايد به داشتن چنين فرهنگ والائي در هزاره هاي پيش بنازد. فرهنگ و ادبيات آذربايجان داستانهاي حماسي و اخلاقي دده قورقود را هم دارد.. تحقيقات و تدقيقات درباره اين اثر و آثار ديگر تركي بدست افراد علاقمند به زبان و ادبيات تركي صورت مي گيرد كه كار آقاي گونئيلي در مورد دده قورقود در خور توجه است. از ايشان در چند سال پيش هم تحقيقاتي درباره داستانهاي دده قورقود ديده بوديم اما كتاب جديد ، به نحو احسن مكمل كارهاي قبلي خود و افراد ديگر چون استاد محمدعلي فرزانه بوده است.
بازخواني مجدد دده قورقورد همراه بوده است با معادل كردن واژه ها و اصطلاحات با تركي معاصر و منظوم كردن آن به گونه اي بوده است كه عاشيق ها هم اكنون مي خوانند و در واقع دريائي از فرهنگ و معارف تركي آذربايجاني به روي عاشيق ها گشوده شده است و مفاهيم والائي براي انتقال به شنونده خواهند داشت. داشتن قريحه زيباي شعر در ذوق گونئيلي همراه با آشنائي گسترده ايشان به فولكولوريك آذربايجان دست به دست هم شده و اثر زيباي حاضر را خلق كرده است. زبان شعر گونئيلي مانند شهريار و گذشتگان خود بسيار روان و دلنشين است و قابل فهم و درك براي هر تركي است. بي شك ديري نخواهد گذشت تا دده قورقود با اين بيان در زبان تركها جاري خواهد شد.

نسخه مورد استناد ايشان ، همان نسخه معروف نگهداري شده در كتابخانه كرال آلمان مي باشد كه گويا همان نسخه بازخواني شده در قرن 15 ميلادي است. تاكنون صدها ترجمه ، بازخواني ، به روز كردن و شرح از دده قورقود در كشورهاي مختلف و به زبانهاي گوناگون صورت گرفته است اما در سال 1355 بود كه از روي ترجمه انگليسي آن ، ترجمه فارسي هم انجام شد و به چاپ رسيد و بعد از انقلاب اسلامي ايران نيز به همت جناب آقاي محمدعلي فرزانه به زبان تركي به چاپ رسيد. در سال 1378 نيز به دست جناب آقاي گونئيلي «دده قورقود كيتابي و دده قورقود كيتابيندا سؤزلر ـ آدلار» انتشار يافت و در سال 1382 در تكميل كار خويش چنين اثر ارزشمندي را به ادبيات تركي ايران عرضه داشتند.داستانهاي دده قور قود به صورت نمايشنامه تئاتر توسط انجمن هاي ادبي و هنري در شهرهاي تهران ، اروميه ، تبريز، اردبيل ، زنجان و .... اجرا شده است و در عرصه سينماي ايران ،يدالله صمدي در سال 1372 يكي از داستانهاي دده قور قود به نام دلي دومرل را كارگرداني نمود ،اين فيلم محصول گروه فيلمسازي همراه در مدت زمان 98 دقيقه ساخته شده است. موسيقي متن از حسن زندباف ،اشعار تركي از محمد باقر جعفري زاد، آواز از اسفنديار قره باغي، محمدرضا متين ،ساز آذربايجاني از عمران حيدري.

خلاصه داستان دومرل :دده قور قود، عاشق اهل آذربايجان، عفريت مرگ را رو در روي خود مي بيند. اما به عاشيق تا خاموش شدن سازش به او فرصت ادامه زندگي مي دهد. عاشيقي بانواختن سازش افسانه دمرل را شرح مي دهد: دومرل جواني است که از رهگذران باج مي گيرد و از پدر و مادر پيرش مراقبت مي کند. دمرل بورلاخاتون را در شکارگاه مي بيند و به خواستگاري او مي رود و پس از پيروز شدن بر خواستگاران بورلاخاتون با او پاي سفره عقد مي نشيند. او به توصيه عموي بورلاخاتون به بارگاه خان خانان مي رود تا يهوداي يک چشم و افرادش را تارو مار کند. ده سال پس از پيروزي بر يهوداي يک چشم دمرل صاحب دو فرزند مي شود و از حمايت مردم دست مي کشد و محبوبيت خود را از دست مي دهد، تا اين که روزي مرد سفيد پوشي را ملاقات مي کند که شباهت به جواني خود دارد. دمرل ناخواسته باعث مرگ جوان مي شود و پس از آن مرگ را به مبارزه مي طلبد. مرگ قصد گرفتن جان دمرل را دارد و پيشنهاد مي کند که دمرل براي گريز از مرگ کس ديگري رادواطلب مرگ کند. حتي پدر و مادر دمرل حاضر بهفدا کردن جان خود مي شوند. بورلاخاتون تنها کسي است که حاضر مي شود به جاي دمرل به آغوش مرگ برود. آن دو به ميعادگاه مرگ مي روند و مرگ باديدن آن ها زندگي را به آن دو مي بخشد.

 

آذربایجان تورکجه سینین ایشلدیلمه آلانینا اوتری باخیش

AZƏRBAYCAN TÜRKCƏSİNİN İŞLƏDİLMƏ ALANİNA ÖTƏRİ BAXIŞ


SORUMLU MÜDÜR:Dr.HÜSEYİN ŞƏRQİDƏRƏCƏ SOYTÜRK

 مدیر مسئول :دکتر حسين شرقي دره جک سوي تورک

 

آذربايجانين ان قديم دؤورلريندن تورک يوردو اولماسينا داير سون دؤورلرده بير چوخ فاکتلار اوزه چيخيب و قييمتلي اثرلر يازيلميشدير. اوزون مدتشووينيزمینآرياچيليق دوشونجه سي، ائلجه ده ايران شاهلیق دونه می و سووئت دؤولتلري نين آنتي-تورک سياستلري آذربايجان تاريخي نين اوبيئکتيو آراشديريليب يازيلماسينا و آذربايجان تورکجه سي تاريخي نين قديمليگي نين اوزه چيخماسينا کؤلگه سالميشدير. لاکين آتا-بابالاريميز دئميشکن: «گونش هميشه ليکله بولود آلتدا قالماز». آرتيق سووئتلر بیرلیی داغيلميش، آذربايجانتورکلری يئنی دونيادا ارتباطات و معلوماتلانما ساحه سينده جيدي ايره ليليشلر الده ائده رک، هانسيسا دوزگون اولمايان غرضلي تبليغاتين اوستونون آچيلماسينا داها تئز شرايط و ايمکان يارادير.

شووينيستلر زامان-زامانآذربايجاندا تورکلرين گليب مسکن سالماسي نين سون دؤورلرده باش وئرمه سيني سؤيله مه يه چاليشيرلار. پهلوي دؤوروندن شووينيزم ايران دؤولتي نين رسمي دؤولت سياستينه چئوريلميش و مقصديؤنلو اولاراق احمد کسروي کيمي شخصلر آذربايجان تاريخيني اويدورمالارا و تحريفه سؤوق ائتمه يه باشلاديلار.

احمد کسروي «آذربايجان يا زباني باستاني آذربايجان» آدلي اثرينده سلجوقلارين 10 جو عصرده آذربايجانا گؤچمه سي ايله آذربايجانين تورکلشمه سيني يازير. او همين کيتابي نين 21-جي صحيفه سينده تورک ديلي نين آذربايجاندا ياييلماسيني 70 ايلليک قاراقويونلو و آغقويونلولارين حاکيميتي دؤورو ايله باغلايير. ماراقليسي اوراسيندادير کي، همين اثرين سونراکي صحيفه سينده تورک ديلي نين آذربايجاندا عوموميلشمه سيني، صفوي دؤورونه آيد اولماسيني قيد ائدير.1

بئله اويدورولموش فيکيرلري تبليغ ائدن کسروي نين داوامچيلاري آز دئييلدير. اونلاردان بيري ده حدسيز درجه ده عيرقچي اولان جواد شيخ ال ايسلاميدير. او،آذربايجاندا 30 ميليوندان آرتيق آذربايجان تورکونو فارسلاشديرماق مقصديله بئله بير پلان تکليف ائتميشدير. اونون پلانينا اساسن آذربايجانلي اوشاقلاري آتا-بابالاريندان آليب فارس شهرينده فارسلارا وئرمک لازيمدير کي، اونلارين واسيطه سيله تربييه ائديلسين. بئله ليکله 50 ايل مدتينده آذربايجانين فارسلاشديريلماسي نظرده توتولور.2

لاکين بونلارين هاميسي آذربايجان خالقي نين سويکؤکونو تحريفه سؤوق ائديب، اونلاري فارسلاشديرماق، روسلاشديرماق و بير سؤزله آسيميلاسیونا اوغراتماقدان باشقا هئچ بير اهميت کسب ائتمير. دئديگيميز کيمي، آذربايجان تورکلري نين باشي اوستوندن قارا بولودلار چکيلدي و حقيقت گونشي اؤزونو گؤسترمه يه باشلادي. بير چوخ آوروپالي عاليملر شومئرلرين تورک اجدادي اولماسي قناعتينه گلمه لري و بونو ائتديکلري تدقيقاتين ثوبوت ائتمه سي آرتيق اؤزونو گؤستردي.

مثلن اينگيليس عاليمي س. للويد و ق. چايلد يازيرلار: «تورانليلار تخمينن 10-12 مين ايل بوندان قاباق صفالي، بهره لي، دجله و فرات چايلاري حؤوضه سينده مسکن ساليب، اطرافيندا ياشايان سايسيز-حسابسيز وحشي قبيله لرين حئيرتلي نظرلري آلتيندا دونيا سيويليزاسيياسي نين سحريني آچديلار. دونيادا اولو بير مدنيتين مشعلي آليشدي. بو ايشيق احتيياجي داخيلدن گليردي و چوخ چکمه دي کي، قوجا آسيانين مونبيت تورپاقلي هر گوشه سينده ايشيق آلوولاري شعللندي».3

بو ساحه ده اؤز عاليملريميز ده چوخ قييمتلي اثرلر يازيب-ياراتميشلار.آذربايجانلي عاليم و تدقيقاتچي، مرحوم پروفسور م.ت. ذهتابي موختليف منبعلري آراشديراراق چوخ قييمتلي «ايران تورکلري نين اسکي تاريخي»ني يازميشلار. اونون همين اثري آذربايجان تاريخ علمينده يئني دؤورون باشلانغيجي کيمي گؤتوروله بيلر. ذهتابي همين اثرينده واحيد مدنيت و اينجه صنعت آتموسفئري اولان بؤيوک بير بؤلگه ني موعينلشديرميشدير. او، آوروپالي، بير چوخ باشقا خالقلارين تدقيقاتچيلار و آرخئولوقلاري نين کشفلرينه اساسلاناراق بئله بير وئرسييا ايره لي سورور کي، تورکوستان، آذربايجان، زاقروس داغلاري، ايکيچاي آراسي و اطراف اراضيلر واحيد مدنيت و اينجه صعنت آتموسفئري نين تاثيري آلتيندا اولموشدور. بونو داها چوخ همين اراضيلرده تاپيلميش واحيد مدنيت قاليقلاري سوبوت ائدير.4

عئيني زاماندا تورکلوکلري ثوبوت ائديلن شومئرلرله چاغداش اولانآذربايجاندا آراتتا دؤولتي ديقتي جلب ائدير. بيي اؤلکه ايله علاقه لر (تاریخدن اونجه 3 جو مين ايلليگين1- جی ياريسي) حاديثه لر بير نئچه شومئر داستانيندا («ائن مئرکار و آراتتا حاکيمي»، «ائن-مئرکار و ائن-شوکوشسيراننا»، «ان-مئرکار و لوقالباندا»، «لوقالباندا و هورروم داغي» ) عکس اولونموشدور.»5

پروفسور ذهتابي «ايران تورکلري نين اسکي تاريخي» آدلي اثرينده چوخ ماراقلي بير وئرسييا ايره لي سورور. او دئيير کي، شومئرلر اورتا آسيادان خزرين شيمالي، دربند و داريال کئچيدلري ايله آذربايجاندان ايکيچاي آراسينا کؤچرکن هله تاریخدن اونجه 5 عصرده اونلاردا موعين طايفالار و بويلار آيريليب آذربايجان و زاقروس داغلاريندا مسکن سالميش، سونرالار آراتتا، قوتتي، لوللوبي، کاسسي و س. دؤولتلري ياراتميشلار.6

آذربايجانين قديم تورکلرين مسکه ني اولماسينا ايسلام عاليملري و تاريخچيلري ده ايشاره ائتميشلر. «عرب تاريخچيسي ايبن حشام اؤز اثرينده يازير:" دؤورون خليفه سي عبيده سوال وئرير کي، تورک و آذربايجان ندير. اعبيد ده جاوابيندا دئدي- آذربايجان قديمدن تورکلرله مسکون بير اؤلکه دير " .7

آذربايجاندا تورکلرين ياشاماسينا عرب-فارس تاريخچيلريندن ابو العلا محمد بلعمي ده ايشاره ائتميشدير. ساماني دؤولتي نين وزيري اولموش ابو العلا محمد بلعمي «تاريخي بلعمي» آدلي اثري نين 42-جي صحيفه سينده آذربايجانين تورکلرين الينده اولماسينا ايشاره ائدير.

 آذربايجاندا چوخ قديملردن آذربايجان تورکجه سي مؤوجود اولموش و ديليميز بير چوخ ساحه لرده ايشله ديلميشدير.آذربايجان تاريخي بويو خطایي، صايب تبريزي، شيخ قاسيم انور، حقيقي، وحيدي تبريزي، قووسي تبريزي و بير چوخ مشهور شاعيرين بويا-باشا چاتديغي اراضي اولماقلا ياناشي همين بؤلگه ده نثريميزه ده «قارا مجموعه» کيمي بؤيوک تؤهفه لر وئرميشدير. شيخ صفي موريدلرينه تعليم کيتابي کيمي يازديغي همين کيتاب يعني «قارا مجموعه» آذربايجان نثري اوچون چوخ قييمتلي اثردير. عئيني زاماندا نظره آلماق لازيمدير کي، شاه اسيماعيل صفوي دؤورونده تبريز آذربايجانين پايتاختي اولارکن آذربايجان تورکجه سي هله او دؤورده رسمي دؤولت ديلي اولموش، باشقا ميلتلر ده هر دؤوردن داها چوخ بيزيم معنوي مدنيتيميزدن قيدالانماغا باشلاميشلار.

 آذربايجاندا زامان-زامان آذربايجان شعري و نثرينه آيد چوخ بؤيوک شاعيرلر و يازيچيلار ميدانا چيخميش، ديليميز و مدنيتيميز اثرلر خزينه سينه چوخ قييمتلي اثرلر توهفه ائتميشلر. عئيني زاماندا ديليميز و ادبياتيميزلا بيرباشا باغلي اولان فوضولي نين تورکجه «ديوان»ي بيرينجي دفعهاولاراق 1828-جي ايلده تبريز شهرينده چاپ ائديلميشدير. «تبريز شهرينده بؤيوک آذربايجان شاعيري فوضولي نين «ديوان»ي 1828-جي ايلدن باشقا يئنه بو شهرده 1831-1849-1854 و 1857-جي ايللرده ده چاپ ائديلميشدير. لاکين تبريزدن سونرا «بولاق» مطبه سينده 1838-ده و سونرادان ايستانبولدا، خيوه ده، داشکندده و 1844-جو ايلده ايسه باکيدا چاپ ائديلميشدير»8.

تبريزده آذربايجان تورکجه سينده هله 19-عصرين بيرينجي ياریسيندان کيتاب چاپي ديليميزين اهميتي وآذربايجانين تبريز باشدا اولماقلا مدنيت اؤنجولو اولماسيندان خالقيميزين همين بؤلگه ده ديليميزين قورونماسينا اهميت وئرمه سيندن ايره لي گلير. اوزون مدت ساراي آداملاري و شاهلار ديليميزين تکجهآذربايجاندا دئييل، حتّی بوتون آذربايجاندا اينکيشافينا تضييق گؤستريب،مانع اولوردولار. لاکين زامان-زامان ضياليلاريميز و خالقيميزين غئيرتلي اؤولادلاري اؤز ديللري اوغروندا موباريزه ائتميش، اونون اينکيشافينا، ياييلماسينا و خالقيميزين معاريفي ساحه سينده جيدي شکيلده فعاليت گؤسترميشلر.

حتّی تورک دؤولتي اولان قاجارلار زاماني بئله بعضن تورکديللي کيتابلارين چاپي، تورکديللي نشرلرين ياييلماسينا محدوديتلر قويولوردو.

 آذربايجاندا و تبريزده مشروطه اينقيلابي و اينقيلاب عرفه سينده آذربايجان تورکجه سينده بير چوخ قزئتلر نشر ائديلير، ضياليلاريميز و آيدينلاريميز طرفيندن خالقا موعاصير و موترققي فيکيرلر آشيلانير. همين دؤورده ده «آذربايجان قزئتي تبريزده 1907-جي ايلده و آنا ديلي ايسه همين شهرده 1906-جي ايلده عدالت قزئتي نين علاوه سي اولاراق نشر ائديليردي.»9

مشروطه اينقيلابيندان قاباق و اينقيلاب عرفه سيندهآذربايجاندا آذربايجان تورکجه سي نين ايشلنديگي ساحه لردن بيري ده همين ديلين او دؤورون تحصيل اوجاقلاريندا تدريسيندن عيبارت ايدي. تبريزلي پئداقوق، گؤرکملي عاليم و معاريفچی شخصيت ميرزه حسن روشديه اوزون مدت شيمالي آذربايجاندا ياشامالي اولموشدور. او، شيمالي آذربايجاندا دا پئداقوژي فعاليتله مشغول اولموش، ايرواندا بير مکتب ده آچميشدير. ميرزه حسن روشديه ايرواندا آچديغي مکتبي 1888-جي ايلده ترک ائديب زنگين پئداقوژي تجروبه ايله تبريزه گئدير.

«1893-جو ايلده تبريزده يئني اوصوللا تاسيس ائديلميش و ساواد تعليمينده موعاصير مئتودلاردان ايستيفاده اولونان روشدیهمظفرييه بوتون ايراندا ايلک موعاصير ايبتيداي مکتب ايدي. روشديه نين آچديغي يئني اوسلوبلو مکتبين ان بؤيوک اهميتي بوندان عيبارتدير کي، بورادا ساواد تعليمي آنا ديلينده آپاريليردي». "

خياباني حرکاتي دؤورونده دهآذربايجاندا آذربايجان تورکجه سي گئنيش شکيلده ايستيفاده ائديليردي. حرکاتين باشچيسي شيخ محمد خياباني اودلو چيخيشلاريني آذربايجان تورکجه سينده آپاريردي. همين دؤورده چوخلو قزئتلر و ژورناللار بوراخيليردي. آذربايجان دئموکرات پارتيياسي نين اورقاني اولان «تجددود» قزئتي همين دؤورده بوراخيلماغا باشلادي. بوندان علاوه«ازاديستان» ژورنالي دا بوراخيلماغا باشلاميشدير. همين دؤورده بوراخيلان ژورناللاردان بيري ده «دب» ژورنالي ايدي. همين قزئت و ژورناللاردان اوزون مدت بوراخيلان «تجددود» قزئتي ايدي. «حرکاتچيلار بو تريبونادان عقيده و سسلريني هر بير يانا چاتديريرديلار:

تجددود اولوب عوصيانين گور سسي،

گزي بؤلگه-بؤلگه اونون نغمه سي.

آييلدير ياتان هر بير کسي،

يازير دورمادان فيرقه نين حاق سؤزو.

آچير خالقا اددوله نين ايچ اوزو

و يول گؤسترير عوصيانا.. .».12

قديم تاريخه و ايفتيخارلي کئچميشه ماليک اولان آذربايجان خالقي گولوستان و تورکمنچاي موقاويله لري ايله ايکييه پارچالانديقدان سونرا بير-بيريندن فرقلي طالع ياشامالي اولدولار . بو آز دئييلدي، 1925-جي ايلده اينگيلتره دؤولتي نين ال آلتيسي اولان رضا خان تدريجن دؤولت چئوريليشي نتيجه سينده ايراندا شاه اولدو. بئله ليکله، تورک سلاله سي اولان قاجار دؤولتي شووينيست سياستي يئريدن پهلوي سلاله سي ايله عوض ائديلدي. رضا شاه حاکيميته گلديکدن سونرا مرکزلشميش دؤولت ياراتدي و فارس شووينيزمي دؤولتين آنا سياست خطينه چئوريلدي. ايرانین هر طرفينده ياشايان آذربايجان تورکلري نين ديلي ياساق ائديلدي. آذربايجانليلار تورک اولمالارينا گؤره تحقير، تعقيب و تضييقه معروض قاليرديلار. آذربايجان ديلي بوتون مکتبلردن، رسمي اورقانلاردان، تئاتر، اينجه صنعت، علم و س. ساحه لردن زورلا اوزاقلاشدیریلدی .بئله حاقسيزليغا دؤزمه ينخالق پيشوري نين باشچيليغي ايله ميللي آزادليق حرکاتينا باشلايير و 1945-46-جي ايلده 21 آذر حرکاتي ايله ميللي حؤکومت قوردولار. تخمينن بير ايل مدتينده داوام گتيرن همين حؤکومتآذربايجاندا ميللي زمينده چوخلو ايشلر گؤردو،آذربايجاندا قورولموش آذربايجان ميللي حؤکومتي آذربايجان تورکجه سي حاقيندا بئله بير قرار قبول ائتدي:

1. " بو گوندن اعتيبارن آذربايجاندا، آذربايجان ديلي رسمي دؤولتديلي اعلان اولونور...

2. بوتون ايداره لر (دؤولت، ميللي، تيجارت و ايجتيماعیت) اؤز ايشلريني

آذربايجان ديلينده يازماغا مجبوردورلار... " 13

ميللي حؤکومتين داوام گتيرديگي 1 ايل مدتينده آذربايجان تورکجه سينده چوخلو اثرلر و درسليکلر چاپ ائديليردي. آذربايجان تورکجه سينده اونيوئرسيتئت (دانشگاه)، مکتبلر، تئاتر، موسيقي اورکئستري و س. آچيلدي." آز بير زاماندا تبريز و آذربايجانين ويلايت مرکزلرينده آنا ديلينده يئني قزئت و مجموعه لر نشر ائديلمه يه باشلادي.

تبريز شهرينده آذربايجان ميللي مجليسي نين اورقاني" آزاد ميلت " ، آذربايجان همکارلار ايتتيفاقينین اورقاني" غلبه"، آذربايجان دئموکرات گنجلر تشکيلاتي نين اورقاني" جاوانلار " ،" يئني شرق " ،" فرياد " ، اردبيل شهرينده" جؤودت " ، اورميه شهرينده" اورميه " ، زنجان شهرينده" آذر "قزئتلري، تبريز شهرينده" شفق " ،" دئموکرات " ، آذربايجان شاعيرلري جمعيتي نين اورقاني" گونش " ،" آذربايجان " ،" مدنيت، مييانادا" وطن "و س. مجموعه لري گؤسترمک اولار " .14

 عئيني زاماندا همين دؤوردهآذربايجانين دؤولت راديوسونون دا اساسي قويولموشدور." 1946-جي ايل آپرئلين 7-ده بازار گونو اساسي قويولموش تبريز راديوسو هر گون گون اورتادان سونرا ساعات 4-ده اورتا دالغا 310 مئترده ايلک دفعهوئريليشه باشلاميشدير. " 15

گونئي آذربايجاندا همين دؤورده آذربايجان تورکجه سينده دؤولت هيمني ديقتي جلب ائدير. " آذربايجان ميللي هيمنيني خالقيميزين قوجامان و موباريز شاعيري سيد مهدي اعتيماد ناطيق يازميش، موسيقيسيني ايسه جاهانگير جاهانگيرزاده ترتيب ائتميشدير. همين ميللي هيمنين بيرينجي بندي بئله دير:

اي وطنيم آذربايجان،

ابدي اودلاردان نيشان

آدلي، شانلي کئچميشيم وار

سن بؤيوتدون قهرمانلار

قوجا شرقين چيراغيسان

آزادليغين بايراغيسان

تاريخ بويونجا ياديگار،

ايفتيخارلي آثارين وار.

سنسن بيزه آنا وطن

سنسن بيزه نعمت وئرن.

سنسن بيزه روحي-روان،

ياشا-ياشا آذربايجان!16

بير ايل مدتينده آذربايجان تورکجه سي رسمي دؤولت ديلي اولاراقآذربايجانين بوتون دؤولت قوروملاری، علم-مدنيت، اينجه صنعت و س. مرکزلرينده ايشله ديلير. عئيني زاماندا چوخ قييمتلي اثرلر مئيدانا چيخيردي. لاکين تأسوفلر اولسون کي، همين عرفه ده قربله-شرق بلوکونون دونياني پايلاشماسي،آذربايجانين باغمسیزلیغینين ده بوردان گئتمه سي ايله نتيجه لندي. همين مسله آز دئييلدي. شاهین اوردوسو يئنيدن 1946-جي ايلدهآذربايجاني یوروش ائتديکدن سونرا قاباقکيندان دا پيس و شووينيستجه سينه آذربايجان خالقينا و اونون ديلي و مدنيتي نين اينکيشافينا مانع اولور. پهلوي رژيمي آذربايجان تورکجه سيني بوتون علم، مدنيت، اينجه صنعت و رسمي دؤولت اورقانلاريندا ياساق ائتدي. آذربايجان تورکجه سينده يازيليب، ياريديلميش بؤيوک بير مدنيتي همين ديلده اولان کيتابلارين کوتلوي شکيلده يانديريليب آرادان آپاريلماسي ايله محو ائتمه يه چاليشديلار.

پهلوي رژيمي آذربايجان ميلتيني بير ميلت کيمي اريديب فارسلاشديرماق مقصديله بوتون غئيري-اينساني و دؤزولمز مئتودلاردان ايستيفاده ائتدي. بير طرفدن ده همين ديله اولان اثرلري محو ائتدي، ديگر طرفدن ايسه همين ديلي بوتون رسمي و غئيري-رسمي ساحه لرده ياساق ائتمکله عومومن کنارلاشديردي. عئيني زاماندا آذربايجان تورکلري نين تاريخيني دييشمک و تحريف ائتمکله آذربايجانليلاردا صنعي شکيلده غيري-حقيقي کيمليک فورمالاشديرماغا و اونلاري اؤز سوي کؤکونده آييرماغاشکيلده چالشدي. همين ايشلرله ياناشي دؤولتين رسمي گؤستريشي ايله آذربايجانليلاري و عوموميتله، بوتون تورکلري وحشي، مدنيتسيز، ساوادسيز، ارتيجاچي، عئيني زاماندا گلمه و غصبکار کيمي گؤسترديلر. تحقير مئتودو ايله آذربايجانليلاري اوزگه لشمه یه اوغراتماغا چاليشديلار. عاديجه مکتبده جريمه صانديغي يئرلشديريلدي و فارسجا بيلمه ين آذربايجان اوشاقلاري بير کلمه بئله اؤز ديلينده سؤز دانيشارديسا اورا پول سالمالي ايدي.

50 ايلليک پهلوي رژيمي دؤورونده آذربايجان خالقي اؤز دوغما يوردوآذربايجاندا دؤزولمز تضييقلره معروض قالدي. هئچ کيمين بير دنه ده اولسون آذربايجان تورکجه سينده کيتاب چاپ ائتديرمه يه حاقي يوخ ايدي.

بئله آغير بوغونتو آتموسفئرينده آذربايجان ديلي و مدنيتينه چوخ بؤيوک ضربه لر وورولدو. آما بئله آغير شرايطده ده آذربايجانين غيرتلي اوغول و قيزلاري هر زامان خالقي معاريفلنديرمه يه و ديليميزه آيد گيزلي شکيلده اثرلر يازيب-يايماغا باشلاديلار. حتّی، آذربايجان ادبياتي نين 20 عصرده گؤزل شاه اثري اولان شهريارين" حيدر بابايا سالام "اثري ده بئله آغير ايللرده يازيليب بوتون دونيادا شؤهرت قازاندي. بئله آغير ايللر خالقيميزين پولاد ايراده لي موباريز شاعيرلري نين ميدانا چيخماسينا سبب اولدو. بولود قاراچؤللو سهند کيمي موباريز شاعيرلر آذربايجان موباريزه شعرينه ميثيلسيز تؤهفه لر وئرديلر. سازيمين سؤزو کيمي ديرلي اثرلر ده محض بو دؤورده و بئله آغير بوغونتو آتموسفئرينده گيزلي شکيلده يازيليب ياييليردي.

" جاببار باغچابان، صمد بهرنگي، نصرت اللهفتحي، محمدعلي محزون، محمدعلي فرزانه، يدالله مفتون اميني، حبيب ساهير و علي تبريزلي کيمي شاعيرلر، يازيچيلار قيد ائتديگيميز محدوديتلره رغمن آذربايجان تورکجه سينده اثرلر ياراداراق گيزلي شکيلده چاپ ائديب يايميشلار " .17

پهلوي رئژيمي و مونارخييا جيدي شکيلده خالق اعتيراضي ايله اوزلشدي. و نهايت 1979-جو اسلام اينقيلابي باش وئردي. اينقيلابداآذربايجانين ميللي مدني قوووه لري ده گئنيش شکيلده ايشتيراک ائديرديلره. اينقيلاب عرفه سي و اينقيلابين ايلک ايللريندهآذربايجاندا ميللي قوووه لر فعاليت ايمکاني قازانديلار و يئنه آز مودتده چوخلو تورکجه قزئت، ژورنال و کيتابلار چاپ ائديليب ياييلدي. لاکين بو جوزي دئموکراتيک آتموسفئر ده اوزون مودت سورمه دي. آذربايجان تورکجه سينده اولان قزئت و ژورناللارين اکثري نين نشري دايانديريلدي.. قانون اساسیمیزین 15-جي مادده سينه اساسن ايسه ايراندا ياشايان باشقا ميلتلر فارس ديلي ايله ياناشي اؤز ديللرينده تحصيل آلا بيلرلر. لاکين بو مادده و عئيني زاماندا آنایاسامیزین19-جو مادده سينده نظره آلينميش خالقلارين حقوقلاري نين برابرليگي تامين اولماییب و ايندييه کيمي ده همين مادده لر ايجرا ائديلمير.

آذربايجان تورکجه سي اوچونمحدود آزادليق تدريجن چوخالماقدادير. 1357-جی ايل اينقيلابيندان سونرا قئيد ائتديگيميز کيمي نيسبي دئموکراتيک آتموسفئرين نتيجه سينده آذربايجان تورکجه سينده نشرياتين سايي آرتدي. تهران، تبريز، اردبيل کيمي شهرلرده سياسي و بدیعي دونيا گؤروشو اعتيباريله ياخين آداملار موختليف درگيلر، قزئتلر نشر ائتمه يه باشلاديلار. اؤلکه ده باش وئرن ايجتيماعي حاديثه لره موناسيبتده موختليف مؤوقعلر بو نشرلرين سياسي ايستيقامتينه سياسي ايستيقامتينه، ميللي مضمونونا دا تاثيرسيز قالميردي."" وارليق "اونون آردينجا نشره باشلايان" دده قورقود" ،" اولکر " ،" کوراوغلو " ،" گونش " ،" اينقيلاب يولوندا "و" يولداش " کيمي درگيلر اينقيلابي بير اووقاتي عکس ائتديريردي. بو درگيلرين بعضيلري نين عؤمرو قيسا اولدو. ائله اولدو کي، بير سايي ايشيق اوزو گؤردو. تورک ديللي مطبوعاتين گئنيش ووسعت آلماسينا ايمکان یارادیلمادی . آنجاق ایندی بیر چوخ خبر آژانسلاریلا یاناشی آیلیق – هفته لیک فارسجا و تورکجه مطبوع اورقانلاری یاینلاماقدادیر. " .

ميللي ادبي ديل بيرليگي يارانماقدادير. ديليميزينياساق اولماسي نين اوزون مدت داوام ائتمه سي ادبي ديليميزينضعيفله ييب يوخ اولماق تهلوکه سيني آرادان قالديریلميشدير.

تاريخدن بللي اولدوغو کيمي اينديکي ايران قديمدن تورکلرين ياشاديغي و آت اويناتديغي اراضي اولموشدور. ايندي دهتورکلري نين ايزينيتکجه سيستان-بلوچيستان و ايلام ايالتلريندن باشقا دا گؤرمک مومکوندور.. آذربايجانليلارين سيخ ياشاديغي همداندان شيمالا دوغرو آذربايجانين قديم تورپاقلاريندا و حتّی بير چوخ باشقا شهر و بؤلگه لرده آذربايجان تورکلري اؤز ديللريني شيفاهي دانيشيق فورماسيندا قورويوب ساخلاميشلار.

آذربايجان ديليآذربايجاندا شيفاهي دانيشيق ديلي فورماسيندا بوتون آذربايجان شهرلرينده عومومي اونسيت واسيطه سي اولماقدان علاوهراديو، تئلئويزييالاردا ايشله ديلير و سون زامانلار ديليميزده چاپ اولان کيتاب و نشرلرين سايي نيسبتن چوخالماقدادير

ديليميزده قزئت و ژورناللارينسايي محدود اولسادا یوکسلن خطله داوام ائتمکده دیر.

حال حاضيردا اونيوئرسيتئتلرده آذربايجان تورکجه سينده اونلارجا طلبه درگيلري مؤوجوددور. همين درگيلرده آذربايجان تورکجه سينده تاريخيميز، ديليميز و مدنيتيميز حاقيندا مقاله لر و خبرلر درج ائديلير.

حال حاضرداديليميز و مدنيتيميزله باغليآذربايجانين گنج نسلي چوخ درين و کؤکلو تدقيقات آپارير و معاريفچي ايشلري ايله ديليميز ده يارانميش بوشلوغو دولدورماغا چاليشيرلار.

 آذربايجانین موختليف شهرلرينده ادبي درنکلر و اوجاقلار دا فعاليت گؤسترير. البته همين اوجاقلارین ادبي ايجلاسلاري ائولرده کئچيريلير. آذربايجاندا مدنيتسئور شخصلر، شاعيرلر، يازيچيلار و تدقيقاتچيلار ايشتيراک ائديرديلر.بونلارین ان آکتیوی صابر انجمنی دیر.بونونلا یاناشی تراکتور سازی فوتبال تاکیمینین طرفدارلاریدا دیلمیزین هیجان آهنگینی دیری ساخلاماقدادیرلار.

سون زامانلار ديقتي جلب ائدن مسله لردن بيريآذربايجان گنجلري، طلبه لري و ضياليلاري نين آذرربايجان تورکجه سينده تحصيل مرکزلرینین آچیلماسینا گوستردیکلری دقت اون پلاندادی. قونشو تورک دیللی اولکه لرین تلویزیون وئریلیشلری و اینترنت دکی ماراقلی بیلیمسل و اجتماعی پایلشیملاریدا آرامیزدا اولان دیل مسافه سینی آزالتمیشدیر. فیس بوک , اینیستا گرام و تلگرام کیمی سوسیال مئدیالاردا تورکجه میزین جانلانماسینا درین ائتگی بوراخمیشدیر.ایندی دئمک اولارکی تورکیه تورکجه سی ایله آذربایجان تورکجه سینین آنلاشیم سویه سی صفر درجه یه برابر دیر.لاکن هله ده بیزیم تورکجه میز یولون اوولینده دیر. زیرا دانیشیق اولاراق هرکس آنا دیلینی قورویوب ساخلامیشدیر. اما یازیب و یاراتماق محدودیتی قالماقدادیر.

دئمک اولارکی تورکجه میز 57 –ی ایل اینقلابیندان سونرا دینامیک پوزویسیونو ایله اولمک تهلوکه سینی آتلاتمیشدیر. و اولومOLUM مجراسینا گیرمیشدیر.

عئيني زامانداآذربايجاندا سون زامانلار ديليميز، ادبياتيميز و تاريخيميزله باغلي چوخ قييمتلي اثرلر ده جاپ ائديلير.

آذربايجاندا بو گون آذربايجان تورکجه سي نين ايشلنمه دايره سي گئت-گئده گئنيشله نير. ايجتيماعي-سياسي، ايقتيصادي و مدني زمينده بوتون ساحه لري احاطه ائتمه يه دوغرو اينکيشاف ائدير. ادبي درنکلر، ژورناللار، قزئتلر، راديو-تلويزييا و حتّی غيري-رسمي اولسا دا دانشگاهلاردا ديل کورسلاري نين تشکيلي تبليغات و س. ساحه لري احاطه ائدير.

قايناقلار

1. "وارليق" ژورنالي ن-109-2. تئهران 1377 ه.ش. ص. 27. 
2. "وارليق" ژورنالي ن-122-3 تئهران 1380 ه.ش. ص 67 
3. "سحر" ژورنالي ن- 7-8، تبريز 2001، سوه. 3 
4. م.ت. زئهتابي "ايران تورکلرينين اسکي تاريخي" تبريز 1999 و "ايلديرمي" ژورنالي ن-2، مونترال، کانادا 1999، ص.3-6 
5. "آذربايجان تاريخي" 1-جي جيلد. ز. بونيادوو و ي. يوسيفووون رئداکته‌سي ايله. باکي-1994. 
6. م.ت. زئهتابي "ايران تورکلرينين اسکي تاريخي" تبريز 1999 و "ايلديريم" ژورنالي ن-2، مونرئال، کانادا 1999، ص.3-6 
7. ارازوغلو "موختصر آذربايجان تاريخي" ص-9. 2000-جي ايل. 
8. دوکتور جاواد هئيت "آذربايجان ادبياتي تاريخينه بير باخيش" ص.5، تئهران 1980. 
9. حسن جوادي "ساتيرئ اين پئرسيان ليتئراتورئ، (فايرلاقه ديجکينسون اونيوئرسيتي پرئسس 1988، پپ 137-138 آند 142 فف. 
10."تريبون" ژورناه ن- 6، ص-295، ايسوئچ -2001 ن. 
11. "21 آذر" ژورنالي ن-11، ص- 15، باکي 2001. 
12. شئيخ محمد خييابانينين "آغيرلاما قورولتايي" مقاله و شعر توپلوسو، امير کبير اونيوئرسيتئتينين "طلبه" ژورنالي، صه-62، تئهران -2001 
13. ج. موجيري 21 آذر نئهزتينين 75 ايلليگينه
حصر ائديلميش بديعي بلوکتون. ص-78. 1970. 
14. "21 آذر" ژورنالي ن-9، ص -39. باکي-2000 
15. "21 آذر" ژورنالي ن-ل، ص-30. باکي-1998 
16. "21 آذر" ژورنالي ن-2، ص-25. باکي-1999 
17. "تريبون" ژورنالي، ن-6. ص-297. ايسوئچ-2001 
18. "وارليق" ژورنالي ن-109-2، ص-36. تئهران 1998 
19. "تريبون" ژورنالي، ن-6. ص-302. ايسوئچ-2001 
20. "تريبون" ژورنالي، ن-6. ص-443. ايسوئچ-2001 
21. "سحر" درگيسي، ن-9-10، ص-1. تبريز 2002 

 

 

یئنی ایلده ائلیمزه قوجاق دولو سلاملار

سردبیر و مدیر مسئول دکتر حسین شرقی دره جک سوی تورک

Başyazar ve sorumlu müdir :Dr.HÜSEYN ŞƏRQİDƏRƏCƏK (SOY22TÜRK)

 

یئنه گلدی باهار , یاز اولدو یئنی ایل آغاز و اورک لر دکی کین کدورت یئرینی سئوینج و گوزللییه وئردی. هر کس یئنی پلان و امیدلرله تازه ایلی قارشیلایاراق اوزونو باشاریلارا ساری توتاراق حرکته باشلادی.

تازه ایل اوزللیکله ده گنجلره یئنی فرصتلرین دوغماسی کیمیدیر. اونلار یئنی آچیلان یئلکنله داهادا اوفوقلری فتح ائتمه یه جهد ائتمه لیدیرلر.جان ساغلیغی و مثبت انرژی اونلاری زیرولره داشیاجاق. بیرلیک و دوغرولوقلا نئچه - نئچه ظفرلر قازانیلاجاق.باغلی قاپیلار آچیلاجاق و حاقلی اولدوغوموز یولدا تانرینین وعد ائتدیی باشاریلار بیزیم اولاجاق.

یول اوزون و چامورلو اولسادا قوتسالدیر . او یوزدن داها عزم و سئوگی ایله قله یه دوغرو یورومه ییمیزی ساغلایاجاقدیر.قوتسال دیرلریمیزی اینانج بایراغی تک باشمیزین اوستونده تانرینین قالخانی تک داشییاراق گلجک گونلری سعادت دولو حایاتینی آلقیشلا یاشایاجاغیق و قارا قیشا قارغیش ائدرک باهارین سئوگی نغمه سینی یوردوموزون هر قاریشیندا فرحله یاشایاجاغیق.

آرزولارین چین اولاجاغینی بو یازدا داهادا چوخ ایناملا تانریدان تمنی ائده جییک. اولوملو و پوزئتیو اولاجاغیق.

اورکلریمیز غلبه سئوگیسیله  تووپ تووپ آتاجاق انشالله. یوردوموزون اوزریندن قارا تعبیضلر و آراسئچگیلر اوزاقلاشاجاق. آنا دیلیمیزین آنا کولتوروموزون بیز وئردیی یئنی روحو همیشه اوجا توتاراق یوکسکلره داشیاجاغیق اونون بیزلره وئردیی غرور و غیرتی.

گوزللیکلرین پئشیندن یورویرک بوتون اینسانلیق آدینا سئوگی ظفرینی قوتلایاجاییق. امین اولاماق گرگ دیر کی , هر شئی بیزدن باشلاییر. اوزوموزو همیشه گلیشدیرمکله دوشمنین قارا پلانلارین آلت ائده جه ییک.

تازه ایل شان و شرف ایلی اولار یوردوموز اوچون انشالله.ال اله , قول قولا  یئنی باشاریلارا دوغرو...

 

جی ایل آذربایجان طرفیندن انسانلیق و باریش نامینه نسیمی ایلی اعلان ائدیلمیش

جو ایل یونسکو  و 1918 جی ایل آذربایجان طرفیندن انسانلیق و باریش نامینه نسیمی ایلی اعلان ائدیلمیش.

1973- CÜ İLDƏ UNESCO VƏ 1918 –Cİ İLDƏ AZƏRBAYCAN

TƏRƏFİNDƏN İNSANLİQ VƏ BARIŞ NAMİNƏ NƏSİMİ İLİ ELAN EDİLMİŞ.

 

 


حاضیرلادی :دکتر حسین شرقی دره جک سوی تورک (مدیر مسئول)

SORUMLU MÜDİR :DR.HÜSEYİN ŞƏRQİDƏRƏCƏK (SOYTÜRK)

 

 

 

علی عمادالدّین نسیمی سید محمد اوْغلو

 آذربایجانلی عاریف - شاعیر و دوشونور

یاشامی. (1404-1370 م)

سیّد علی عمادالدّین نسیمی 1370-جی ایلده دونیایا گلیب. دوغوم یئری شیرواندیر. بعضی تدقیقاتچیلار (محققلر) اونون باکیدان اوْلدوغونو ایدیعا ائدیرلر، بعضی لری ده نسیمی نین دوغوم یئری کیمی شیروانشاهلارین پایتختی شاماخینی گؤستریرلر.

نسیمی یارادیجیلیغی نین آنا خطی اینسانین آللاهلا عئینی لشدیریلمه سی و ایلاهیلیگی ایدئیاسیندان کئچیر. نسیمی نین بو دوشونجه لرینی پوئتیک طرزده ایفاده ائله ین مشهور شعر ده فیکریمیزی ثوبوت ائدیر:

 

منده سیغار ایکی جاهان، من بو جاهانه سیغمازام،

گؤوهری لامکان منم، کؤونو مکانه سیغمازام.

عرشله فرش و کافو نون منده بولوندو جومله چون،

کس سؤزونو و ابسم اول، شرح و بیانه سیغمازام.

کؤونو مکاندیر آیتیم، ذاتی دورور بیدایتیم،

سن بو نیشانلا بیل منی، بیل کی، نیشانه سیغمازام.

کیمسه گومانه ظن ایله اولمادی حق ایله بیلیش،

حققی بیلن بیلیر کی، من ظنّ و گومانه سیغمازام.

صورته باخ و معنینی صورت ایچینده تانی کیم،

جیسم ایله جان منم ولی، جیسم ایله جانه سیغمازام.

هم صدفم، هم اینجییم، حشرو صیرات ادینجییم،

بونجا قوماش و رخت ایله من بو دوکانه سیغمازام.

گنجی نیهان منم من اوش، عئینی-عیان منم، من اوش،

گؤوهری کان منم من اوش، بحروو کانه سیغمازام.

گرچی موحیطی اعظمم، آدیم آدامدیر، آدمم،

دار ایله کونفکان منم، من بو مکانه سیغمازام.

جان ایله هم جاهان منم، دهریله هم زامان منم،

گؤر بو لطیفئیی کی من، دهرو زمانه سیغمازام.

نوجوم ایله فلک منم، وهی ایله هم ملک منم،

چک دیلینی و ابسم اول من بو لیسانه سیغمازام.

زرره منم، گونش منم، چار ایله پنجو شئش منم،

صورتی گؤر بیان ایله، چونکی بیانه سیغمازام.

ذات ایلیم صیفات ایله، قدر ایلیم برات ایله،

گولشکرم نبات ایله، بسطه دهانه سیغمازام.

نار منم، شجر منم، عرشه چیخان هجر منم،

گؤر بو اودون زبانه سین، من بو زبانه سیغمازام.

شمس منم، قمر منم، شهد منم، شکر منم،

روح روان باغیشلارام، روح روانه سیغمازام.

گرچی بو گون نسیمیم، هاشیمیم، قورئیشیم،

بوندان اولودور آیتیم، آیت و شأنه سیغمازام.

 

نسیمی‌نین دیوانی و کلیاتی آذربایجاندا، تورکیه‌ده و ایراندا دفعه‌لر نشر اوْلوبدور. آذربایجاندا پروفسور جهانگیر قهرمان‌اوف و تورکیه‌ ده پروفسور حسین اعیان و ایران دا پروفسور حسین محمدزاده صدیق (حسین دوزگون) علمی ایشلر گؤرموشلردیر. بونلارین آراسیندا پروفسور حسین محمدزاده صدیقین علمی نشری تبریزده چاپ اوْلموشدور.

 

 

 

سید علی عمادالدین نسیمی

متخلص به نسیمی، شاعر متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود.

او بنا به منابعی از مردمان آذربایجانی  از شاعران صوفیِ بزرگِ ترکی در اواخر سدهٔ۱۴ و اوایل سدهٔ۱۵ میلادی به‌شمار می‌آید.

 دو دیوان، یکی به فارسی و دیگری به ترکی، به نظم درآورد و قصائدی عربی نیز سرود

عماد الدین نسیمی یکیاز شاعران و عارفان برخاسته از مکتب حروفیه است.

 مکتب حروفیه که بر اساس تعالیم شیخ فضل‌الله نعیمی استرآبادیشکل گرفت. آن‌ها در شرح وقایع عالم و اسرار هستی از ۳۲ حرف الفبا با مهارت اعجاب‌انگیز بهره می‌برده‌اند. آن‌ها تلاش می‌کردند علت دستورهای الهی در دین اسلام را به شکلی جذاب و جالب بوسیله اعداد و حروف توضیح دهند. سید عماد الدین نسیمی اصالتاً ترک زبان بود و با اشعار ترکی و فارسی و عربی خود نقش بسزایی در گسترش اندیشه‌های فضل‌الله نعیمی داشت. باورها و بیانات او مخالفت‌های فراوانی را میان قشریون مذهبی زمان خود بوجود آورد که نهایتاً منجر به صدور فتوایی در به دار آویختن و کندن پوست او شد.

اشعار نسیمی آمیخته مضامین عشق، شهامت، ایثار و صراحت سروده شده‌است. شاید بتوان گفت او یکی از شاعرانی است که به نقد آشکار اندیشه‌های زمانهٔ خود برخاست و همه را از صوفی، عارف، عابد، زاهد، مفتی، فیلسوف بی‌بهره نگذاشت.

نام او علی بود. فضل‌الله نعیمی در وصیت‌نامهٔ خود او را سید علی می‌نامدابوذر احمد بن برهان الدین حلبی (م. ۸۸۴ هـ) از معاصران نسیمی نیز همین نام را ذکر می‌کند.

ابن حجر عسقلانی،شمس‌الدین سخاوی و حنبلی هم، لقبش را عمادالدین نوشته‌اند. در یکی از کهن‌ترین نسخه‌های دیوان فارسی ، عبارت زیر آمده است: «دیوان فارسی حضرت سلطان العارفین و برهان المحققین و مالک طه و یس، ابوالفضل امیر سید نسیمی - قَدَّسَ الله سَرُّهُ العَزیز.

حروفیان، فضل‌الله نعیمی  را شاه فضل نامیده‌اند و برای خلفای او امارت معنوی قائل شده‌اند. نسیمی گویا نخستین خلیفهٔ شاه فضل بوده‌است. از این رو، او را امیر نامیده‌اند. این عنوان در تذکرهٔ مجالس العشاق و منابعی چون استوارنامه و عرش‌نامه نیز آمده است که به این مسلک روی آورده است.

تحصیلات.

از دوران جوانی و تحصیلات نسیمی آگاهی نداریم. آنچه از اشعارش بر می‌آید، این است که وی در فلسفه، کلام، منطق، هیئت، نجوم، طب و ریاضی ید طولایی داشته‌است. اصطلاحات این علوم را در اشعار خود به کار برده است، سخن از خواص صور فلکی، ستارگان، تشریح اعضای بدن انسان، شاخصه‌های حساب و هندسه و بیان کیفیت خلقت کائنات و آرای گوناگون متصوّفه به ما اجازه می‌دهد که او را خردمندی آگاه به علوم عصر خود بنامیم. در تذکره‌ها او را «عاشق غریب و عجیب، عالم کامل، فاضل محدّث، نکته‌دان و عارف» نامیده‌اند.

سفرهای نسیمی.

 پس از کشته شدن فضل‌الله نعیمی و کشتار قلعهٔ آلینجا به آسیای صغیر مهاجرت کرد.  نزد حاج بایرام ولی در شهر آنکارا رفت و سپس به حلب کوچید و در آن جا صاحب مریدانی چند شد. شهر حلب در آن روزگار در دست مملوکان چرکس بود و از سوی اهل سنت و جماعت اداره می‌شد.

وفات.

نسیمی را در شهر حلب پوست از تن باز کردند. کتاب بشارت‌نامه که در سال ۸۱۱ هـ. تألیف شده، تاریخ کشته شدن وی را ۸۰۷ هـ. نوشته است. از میان محققان زندگی نسیمی مرحومان محمد فؤاد کوپریلی، عبدالباقی گؤلپینارلی و دکتر حسین اعیان همین تاریخ را معتبر می‌دانند. مدرس تبریزی در ریحانة الادب نیز همین تاریخ را قبول کرده‌است. در آن سال نسیمی ۶۰ سال سن داشت. به هر حال نمی‌توان سال قتل نسیمی را دورتر از ۸۱۱ هـ. سال تألیف بشارت‌نامه دانست. قدیمی‌ترین سندی که ماجرای کشته شدن نسیمی را شرح داده، کنوز الذّهب فی تاریخ حلب است. محمد راغب الطباخ الحلبی در کتاب اعلام النّبلاء بتاریخ حلب الشّهباء این تفصیل را ذکر کرده‌است. ترجمهٔ آن چنین است: «در روزگار یَشْبک، علی نسیمی مقتول گردید. شیخنا ابن خطیب الناصریه و شمس الدین ابن امین الدوله نائب شیخ عزالدین، قاضی القضات فتح الدین المالکی و قاضی القضّات شهاب الدین الحنبلی ابن الخازوق در دادگاه حاضر بودند. ادعا گردید که سخنان نسیمی اشخاص جاهل را فریب داده، زندیق کرده است. سپس ابن الشنقشی الحنفی در حضور علما و قضات شهر طرح دعوی کرد. سپس نائب او را گفت: - اگر نتوانی ادعای خود را به اثبات رسانی، کشته می‌شوی؛ و او از ادعای خود درگذشت. نسیمی هم چیزی نگفت. تنها کلمهٔ شهادت بر زبان آورد و این ادعا را رد کرد. سپس شیخ شهاب الدین ابن هلال در دادگاه حاضر شد و در کنار قاضی مالکی نشست. او گفت که نسیمی زندیق است و توبه‌اش را نمی‌توان پذیرفت و باید به قتل رسد. سپس به قاضی مالکی رو کرد و پرسید: - چرا او را نمی‌کشی؟ مالکی گفت: - آیا تو به دست خود می‌نویسی که او محکوم به قتل است؟ گفت:

 می‌نویسم! و نوشت؛ و نوشته‌اش را به شیخنا ابن خطیب الناصریه و دیگر قضات تقدیم کرد. قضات و علما زیر بار نرفتند و بلند شدند و آن جا را ترک گفتند. مالکی پرسید: - وقتی قضات و علما سر باز می‌زنند، چگونه می‌توان او را

 

کشت؟ او گفت: من نمی‌کشم. سلطان من را مأمور کرده است که این کار را سریع تمام کنم تا امریه‌اش صادر شود. آن گاه مجلس به پایان رسید و نسیمی را دیگر بار در قلعه حبس کردند؛ و آن گاه فرمان سلطان مؤید صادر شد که: - پوستش کنده شود، جنازه‌اش هفت روز در شهر حلب گردانده شود، سپس شقه گردد و شقه‌هایش به علی بن ذیل آذر، برادرش ناصر الدین و عثمان قارایولوق فرستاده شود. این شاعر لطیف سخن را چنین کشتند.» مرگ فاجعه‌آمیز نسیمی سبب محبوبیت فزون از اندازهٔ او در میان اهل شریعت و توده‌های وسیع شیعیان گردید. دربارهٔ او افسانه‌ها و روایات چندی ساخته شد، شعرها سروده شد و مسلمین به این حادثهٔ فجیع اعتراض کردند.

 

تولد.

با توجه به اینکه از جزئیات زندگی نسیمی اطلاعات کمی در دست می‌باشد لذا در مورد زادگاه او موارد مختلفی بیان می‌گردد. تبریز یا  شماخی حدس میدانند. و ابن عماد الحنبلی (م. ۱۰۸۹ هـکه از نسیمی نخستین زندگی‌گزاری‌ها را نوشته‌اند، او را تبریزی می‌دانند،  عاشیق چلبی مسقط الرأس وی را روستایی «نسیم» نام در اطراف بغداد معرفی می‌کند.

مرحوم میرزا آقا قلی‌زاده از دانشمندان جمهوری آذربایجان با استناد به مزار شاه خندان برادر نسیمی در شهر شماخی، همین شهر را محل تولد او می‌داند.

ادعاهای بغداد، آمدی یا شیرازی بودن نسیمی رد شده‌است. نبود محلی به نام نسیم در اطراف بغداد، این که هیچ‌گاه نسیمی شهر آمد را ندیده است و تخلیط اسم شاعری نسیمی نام در شیراز با وی از جمله دلایل رد این ادعاهاست.

آنچه مسلم است، این است که وی در سرزمین آذربایجان بالیده، به آسیای صغیر سفر کرده و در حلب به قتل رسیده است.

مزار نسیمی.

قدیمی‌ترین سندی که در باب مزار نسیمی به دست ما رسیده است، سیاحتنامهٔ اولیا چلبی است. او در فصل توصیف شهر حلب از «تکیهٔ شیخ نسیمی» سخن می‌راند و می‌گوید: «مردم روایت کنند که نسیمی پس از کنده شدن پوست از تنش به این مکان آمد و قرآن تلاوت کرد و غیبش زد . مزار نسیمی اکنون در شهر حلب سوریه در محلهٔ فرفراه در مقابل حمام سلطاناست. در سال‌های اخیر آن را بازسازی کرده‌اند. در چهار گوشهٔ دیوارهای مزار، آیات قرآن حک شده‌است و دو بیت زیر که گویا سال‌ها پیش به سنگ نقر شده‌است:

یوزولدون، دؤنمه‌دین مردانه‌لیکدن،

 الهی بؤیله‌دیر، حب صمیمی.

کثافتدن چیخیب اولدون بحقه،

گلستان الهی‌نین نسیمی.

خانواده‌ای که خود را از احفاد نسیمی می‌دانند در جوار مزار منزل دارند و مراقب و مجاور آن به شمار می‌روند.

سبک شعری نسیمی.

دیوان نسیمی حاوی قالب‌های متنوع شعری از قبیل غزل، قصیده، رباعی اکثراً به زبان ترکی آذربایجانی است. به علت تأثیری که طریقت حروفی به دیگر عقاید عرفانی داشته، بسیاری از شعرهایبکتاشی و علوی به نسیمی نسبت داده شده‌است. نسیمی یک دیوان به زبان ترکی آذربایجانی، دیوانی به زبان فارسی و اشعاری به زبان عربینیز داشته‌است. عمادالدین نسیمی یکی از بزرگترین شاعران عرفانی زبان‌های ترکی‌تبار از اواخر قرن ۱۴ میلادی تا اوایل قرن ۱۵ میلادی به شمار می‌رود و یکی از برجسته‌ترین استادان دیوان در تاریخ ادبی ترکی محسوب می‌شود.

سازمان بین‌الملی یونسکو به خاطر کوشش‌های وی در اشعار انسانی و صلح جهانی در سال ۱۹۷۳ این سال را سال نسیمی اعلام کرد.

نمونه‌ی شعر.

من ده سیغار ایکی جهان من بو جهانه سیغمارام

گوهر لامکان منم کون و مکانه سیغمازام

ترجمه:

هر چند دو جهان در وجود من گنجیده، من در این دنیا جای نمگیرم

من گوهر لامکان هستم که به کائنات و مکانها نمی‌گنجم

بیت بالا نمونه بارزی از سبک عرفانی نسیمی و عقاید حروفیه‌است. در این بیت شاعر به دنیای مادی و متقابل آن یعنی جهان معنوی اشاره می‌کند و اینکه انسان حاصل از اتحاد این دو جهان است. بنابراین انسان از لحاظ روحانی از همان عنصر روحانی پروردگار خویش مایه دارد. لغت لامکان در اصطلاح عرفاً معنی خدای را دارد. بنا به اعتقادات نسیمی هرچند انسان قادر به درک پروردگار نیست ولی بایستی در شناخت او کوشش نماید. او شناخت نسبی را از طریق خودشناسی ممکن می‌داند.

در سال ۱۴۱۷ میلادی و در شهر شام بر سر پایبندی به عقایدش زنده زنده پوست بدنش کنده شده و سپس بدن مبارک این شاعر و فیلسوف آذربایجان تکه‌تکه شده تا درس عبرتی برای شاگردان و همفکرانش شود.

زاهدین بیر بارماغین کسسن دونر حق دن کئچر

گور بو میسکین عاشیقی سرپا سویورلار آغلاماز.

ترجمه:

اگر انگشت یک زاهد بریده شود، توبه کرده و از حق می‌گذرد

 اما این عاشق مسکین را ببین که پوستش از سر تا به پا کنده شده ولی دم نمی‌زند.

این بیت اشاره به این موضوع دارد که وقتی نسیمی را می‌خواستند در ملأ عام بکشند یک شیخ به مردم گفت که نسیمی چنان نجس است که اگر یک قطره از خون او به بدن کسی بچکد باید آن قسمت از بدن را ببرند. از قضا مقداری از خون نسیمی به انگشت او خورد. اما زاهد به لکنت افتاد و حرف خود را پس گرفت. آقای عمادالدین نسیمی یک کتاب بنام رباعیلر دارد. رازمحمد ساقیارزابلی کوه سرخی

ارگئنه گون بایرامی , نوروز بایرامی, باهار بایرامی

حاضرلایان: مدیر مسئول دکتر حسین شرقی دره جکسوی تورک

Sorumlu müdir:Dr.HÜSEYN ŞƏRQİDƏRƏCƏK SOYTÜRK

قدیم خالق بایرامی. فارسجا:نو روز، نوروز شیمال یاریمکوره سینده آسترونومیک یازین باشلاندیغی، گئجه-گوندوز برابرلیگی گونونده(مارتین ۲۰، ۲۱، ۲۲ ده) کئچیریلیر.

 بیر سیرا خالقلار یاز فسلی نین گلمه سینی طبیعتی نین جانلانماسی ایله باغلامیش، بو موناسیبتله شنلیکلر کئچیرمیش، اونو یئنی ایلین باشلانغیجی کیمی بایرام ائتمیشلر. قدیم زامانلاردان باشلایاراق ترکمن لر قیرقیزلار و قازاخلارلا یاناشیایران، افقانیستان، تاجیکیستان، اؤزبکیستان و بعضی باشقا شرق خالقلاری ایله یاناشی آذربایجانلیلاردا باهارین یئنی ایلین گلیشینی شنلیکلرله قارشیلاییردیلار.

فروردینین بیری مارتین ۲۱-ی ایران و افقانیستاندا رسمی تقویمین ایلک گونو ساییلیر. نوروز همچینین بهار تقویمی اوزره ایلین ایلک گونودور.

نوروزون منشایی و تاریخی

نوروز بایرامی نین منشایی، اونونلا باغلی اساتیرلر، میفلر قدیمدیر. تدقیقاتچیلار نوروز بایرامی نین محض یاخین شرقین قدیم اکینچیلیکله مشغول اولان خالقلار آراسیندا مئیدانا گلدیگینی سؤیله ییرلر. نوروز بایرامی نین آیر-آیری تاریخی و افسانوی شخصیتلرینآید ایله باغلاماغا چالیشمیشلار.

Description: سویی ایسلام دینی و یاخین شرق و اورتا آسییا اؤلکه لرینده یاییلدیقدان سونرا عرب خیلافتی بو اؤلکه لرین خالقلاری نین عادت عنعنه لری نین بایراملارینی تعقیب ائتمه یه باشلادی. عصرلر بویو دینی خادیملر موختلیف طریقت نوماینده لری بو بایرامی طبعیی و تاریخی کؤکلریندن آییرماغا چالیشمیش، اونا دینی لیباس گئییندیرمه یه جهد گؤسترمشلر. اصلینده، خالقین بایراملا علاقه دار کئچیردیگی مراسیملر هئچ بیر دینی احکاملار ایله باغلی دئییلدیر. اکثر خالقلار او جومله اعتیقادلاری نین مؤحکم یئر توتدوغونو گؤستریرلر. ابو ریحان ال-بیرونی (۶ جی عصر) نوروز بایرامی حاقیندا موختلیف روایتلردن اونون یارانماسی سببلریندن، بو بایرام موناسیبتیله خالق آراسیندا یاییلمیش عادت-عنعنه لردن بحث ائتمیش، نوروز بایرامی نین طبیعتین اویانماسی اکینچیلیک تصروفاتی نین باشلانماسی ایله باغلی اصل دونیوی بایرام اولدوغونو قئید ائتمیشدیر. نیظام ال مولک (نظام الملک) (۶ جی عصر) " سیاست نامه " اثرینده نوروز بایرامیندان یازین گلیشی ایله علاقه دار کئچیرلن کوتلوی خالق بایرامی کیمی بحث ائتمیشدیر. نوروزون گلیشی کلاسسیک شرق او جومله دن، آذربایجان پوئزییاسیندا گئنیش یاییلمیش " باهارییی " آدلی لیریک شعرلرده ده تصویر و ترننوم ائدیلیر.

ارگنه کون نه دیر

قدیم تورکلر آراسیندا بیر ساواش دوشور و ایلخانین اوغول لارین چوخو اؤلور. بولاردان چوخو دا توتساق توتولور آمّا بیر سوروسو و اولارین ایچینده کیزان ایلخانین اوغلانارینان بیری دوستلاری و باشچیلاری و عسکرلرینن بیر سوروسو دیری قالیلار بولار قاچارکن بیر یرده گیره دوشوللر ! کی بیر گئچی گئشماخا کورپو واریدی و گئشماخ اولمازدی نیه کی هامی اوردان دوشوب اؤلردیلر و قالانی آخار سو ، اوت علف گز آغاش لارینا دولو ایدی ، بیر گؤزل و قوخمالی یر کؤهول (غار) کیمی بیر زمان سونرا کی بولار اورادا قالیلاار بیر دمیرچی اولارین ایچینده دییر کی تهجه یول بیزلره داغی اَریدمَک دیر سونرا بولار تانریدان وئرن گوجه داغی اَریدیب و چیخاللار ایشیق و گؤنه و اؤزگؤلوق و آزادلیقا چیخیللار او یِرین آدینی ارگئنه گؤن دییب و او گؤن کی اؤزگور اولالار اونا یئنی گون آد وئریللر سونرا سؤز وار کی بو آد فارسجا دا نوروز آدلانیر آمّا آصلیندا بو آد گَئرک فارسجادا =خورشید تازه) دییلیدی نیه کی اولار قارانلیخدان گؤنه چیخیللار

نوروز دونیا خالقلاری نین بایرامی کیمی

هر بیر خالق بو بایراملا باغلی ائتنیک، یئرلی میلّی خوصوصیتلرینه اویغون، اؤزونمخصوس مؤوسوم نغمه لری، مراسیم نغمه لری یاراتمیشدیر. عومومیلیکده نوروز ایراندا، قافقازدا و مرکزی آسیادا چوخ طنطنه لی شکیلده قئید ائدیلیر.

ایران, آذربایجان , تورکمنیستاندا ، تورکیه,تاجیکیستاندا، ؤزبکیستاندا، پاکیستاندا، قازاخیستاندا، قیرغیزیستاندا بو بایرام خوصوصی طنطنه ایله قئید ائدیلیر آلبانییادا سولطان نئوروز بایرامی دینی بایرام کیمی بکتاشیلیک طریقتی نین داوامچیلار طرفیندن قئید ائدیلیر. عومومیتله نوروز دونیانین اکثر اؤلکه لرینده بو خالقلارین نوماینده لری طرفیندن گئنیش شکیلده قئید ائدیلیر. بو جور مکانلار آراسیندا لوس-آنجئلس، تورونتو، لوندونو سایماق اولار. لوس آنجلس شهری‌نین اوجاق قالاماغا دایر چَتین قرارلاری وار، هئچ بیر کسه اؤز مولکونده اوجاق قالاماغا ایجازه وئریلمیر. حتّی بونا باخمایاراق جنوبی کالیفورنییادا یاشایان و نوروزو قئید ائتمک ایسته ین ایرانلیلار و آذربایجانلیلار کالیفورنییانین چیمرلیکلرینه گئدیر و اوجاق قالاماغا ایجازه وئریلمیش یئرلرده اوجاق قالاییرلار.

نوروز آذربایجاندا

آذربایجاندا عادته گؤره نوورویز بایرامیندا گؤیردیلن سمنی یازین گلمه سی نین، طبیعتین جانلانماسی نین، اکینچیلیگین رمزیدیر. آذربایجان کندلیسی سمه نی گؤیرتمکله نؤوبتی تصرروفات ایلینه برکت، بوللوق آرزولامیش، بایراما دؤرد هفته قالمیش، هر چرشنبه آخشامی و بایرام گونو تونقال قالاماقلا، ماهنی ( " گون چیخ! " نغمه سی و س.) قوشماقلا اودا، آتشه، گونشه اولان اعتیقاد و اینامینی ایفاده ائتمیشدیر. بوتون بو مراسیملر ایسلامدان چوخ-چوخ اول مؤوجود اولموش قدیم شرق عنعنه لری نین داعوامیدیر.

نوروز بایرامی قاباغی عادتن ائوده حَیطده آبادلیق، تمیزلیک ایشلری آپاریلیر، آغاج اکیلیر و س. نوروز بایرامیندا شیرینیات نؤولری (قوغال، کولچ، فسه لی، پاخلاوا، شکربورا، شکرچؤرگی وس.) و پلوو بیشیریلیر. رنگبرنگ یومورتا بویانیر، مجمیی و سینیلرده خونچا بزه نیر، شام یاندیریلیر، تونقال قالانیر، سمنی قویولور، اؤلنلرین خاطیره سی یاد ائدیلیر، کوسولولر باریشیر، قوهوم-قونشولار بیر-بیرینه قوناق گئدیر، پای گؤندریرلر. آشیقلار باهاری مدح ائدیر. اوغلان و قیزلار تزه پالتار گئییب چالیب اویناییر، یاللی گئدیرلر. جاوانلار آت چاپیب، گولشیر، کوشتو توتورلار. نوروز بایرامیندا " هاخیشتا " ، ماهنیسی اوخویورلار.

قایناق : ویکیپدیا


محمد سعید اردوبادی نوروز بایرامی حاقیندا یازیر


 

 

 

 

 

 

 

 

 

محمد سعید اردوبادی آذربایجان یازیچیسی نوروز بایرامی حاقیندا بئله یازیر. شرق مملکتلری ایچینده دورد، فصلی، بیر بیریندن آیریلان مملکتلرین بیریسی‌ده، بیزیم یاشادیغیمیز آذربایجان‌دی، خصوصا آراز چایی ایله کور چایی‌نین آراسینا، (آماسیه‌لی استرابوئین) نظرلرینی اؤزونه جلب ائتمیشدی.

بو اؤلکه‌ده، قیش فصلی چیخان دک، طبیعت بیردن- بیره دگیشیر، ملایم و ایلیق کوله‌کلر اسیر، هوا ایسیلنیر.

بوردا باهار گلینجه، طبیعتین پرده‌نشین گلینلری بزه‌نه‌رک باهار صحنه‌سینه چیخار، نوروز گولی‌نین یاناغیندان شادلیق ترلری دامجیلار، تورپاقین بئشیگینده یاتان کؤرپه اوتلار یوخولی گؤزلرینی آچیب تازا گلدیگی، یئنی دونیانین معجزه‌کار طبیعتینه، باخاراق شیرین شیرین، گولومسر، مئشه‌لرده، چایلاردا، بولاقلارین و حوضلارین کناریندا یاشیل کونیکلی تپه‌لرین دؤشینده لاله‌لر، یابانی قرنفیللر دومورجوقلانار، باهار گله‌ن کیمی آذربایجان داغلاری، چؤللری، باغلاری، دوزلری، طاووس قوشونین قانادلاری کیمی بزه‌نر. زنبق گوللری نازیک دوداقلارینی آچاراق آذربایجان طبیعیتینه حصر اتیگدی قصیده‌لرینی اوخویار، بو زمان باهار شبنملرینده چیمن یاسمنلری‌ده ساچلارینی، یاشیل بوراقلارین اؤزرینه سریب قوروتماغا باشلار، ائله بیل‌کی، انسان قوشلارین نغمه‌لرینده بو سؤزلری ائشیدیر.

دوغرودان‌دا باهارین بو دلربا، و طنطنه‌یی گونونی بایرام ائتمه‌ک قابل‌دیرمی؟ بو زمان بوتون کائناتدا، بیر حرکت باشلار، انسانلاردا، قوشلاردا، حتی عاجز قارینجالاردا بئله بیر تلاش و بیر هیجان حس ائدیلمگه باشلار، ائو، قادینلاری ائوینین شئیلرینی ائشیگه تؤکر، اوتاقلاری آغاردار، قیشین کثیف و آغیر هواسینی ائودن تمیزلر. باهارین بیرینجی گونونی تمیز وجود، و تمیز لباسلارلا قارشیلارلار. قوشولاردخی یوواسینی تمیزلر. تازا یووا تیکمک اوچون چالیشار. قارینجالا یواسینداکی توخوم توکونتولرینی بایرا، چیخاریب تازا توخوم تدارکی اوچون انبارلارینی دوزلدر، جوتچیلر زراعت آلتلرینی سهماناسالار، ایشه چیخماق اوچون مال- قاراسینی حاضرلار، بونا باخمایاراق باهار بایرامی‌نین موضوع و مندرجه‌سی اوزرینده بیر چوخ فیکرلر موجوددور، بعضیلری بونا دینی بیر رنگ وئرمگه چالیشیرلار. مثلا ایرانلیلار ایلک باهار بایرامینی دولت بایرامی، دییه اثبات ائتمگه چالیشیرلار. 

لاکن أتنوغرافیا (علم اقوام) عالملریندن فرانسه‌لی کی‌زه راندو و دین علملری متخصصلریندن مشهور سپنسر، خلقلرده موجود اولان باهار بایرامینی تمامیله دینی ماهیتدن اوزاق بیر حادثه کیمی قیمتلندیریرلر. باهار بایرامی دین و دولتله علاقه‌دار ائتمک اوغریندا یورودولن فیکرلرین هامیسی موفقیت قازانا بیلمیه‌رک بیر افسانه حالیندا قالمیشدیر.

بالعکس، فرانسز تدقیقتچی‌سی ژه راندو و دین تدقیقچیلریندن سپسرین باهار بایرامی‌نین اقتصادی و اجتماعی عامللرین محصولی اولدوغی باره‌سینده بیر چوخ قیدلری واردیر، اونلار باهار بایرامی‌نین هر شئیدن اول بیر اکینچیلیک بایرامی اولدوغی احتمالینی ایره لی سورورلر. 

باهار بایرامینین اؤزرینه حکومت بایرامی دامغاسی وورماق ایسته‌ینلر بوش بیر جمشیدین تاج گذارلیق گونونه تطبیق ائتمگه چالیشیرلار. لاکن بو ادعانی هئچ بیر تاریخی وثیقه ایله اثبات ائده‌بیلمزلر.

ایران شاهلارینین و پیغمبرلرین تاریخیندن بحث ائدن، “چهارچمن” و “شارستان” صاحبلری جمشیدین پادشاه، یهودیلرین سلیمان دئدیکلری پیغمبر اولدوغونو مئیدانه سورورلر. اونلار جمشیدی زمان، مکان و تاریخی ضدیتلر ایچریسینده ایتیرمیشلر. 

ایلک باهار بایرامی‌نین نه اسلام دینی نه‌ده اسلامیتدن اول موجود اولان دینلرله علاقه‌دار اولمادینی، بو بایرامین آیری آیری خلقلر آراسیلا چوخ قدیم زماندان موجود اولدوغو ایله ثبوت اولونور ایندی آرتیق دئمک لازیمدیرکی، بو بایرام، آذربایجان خلقینی ملی و عنعنه‌وی بایرامیدیر. آذربایجان اسلامیتی قبولدن اول زرتشتین مذهبی زمان ظهوریندن ایندیه قدر بیر چوخ دگیشیکلیکلره اوغرامیش و بیر چوخ شعبه‌لره آیریلمیشدیر. بونا باخمیاراق اونون بوتون شعبه‌لرینده مازده‌ئیزمین مهم عنعنه‌لری اؤز اورژینالیغینی ایتیرمه‌میشدیر. مازده‌ئیزمدن آیریلمیش اولان خلقلرین ایچریسینده بو گونه قدر، تاریخی عنعنه‌لر ایتدیریلمکده‌دیر. قدیم آذربایجان آذربایجانلیلار ایچریسینده تورپاغا حرمت و تازه تارلالار یاراتماغا اولان سئوگی او قدر یوکسک و او قدر مقدس ساییلیردی کی، اونلار باهارین ایلک گونو بیر تارلا بایرامی و بیر تصرفات بایرامی کیمی همیشه شادلیقلا قارشیلایردیلار. باهارین ایلک گونو گئجه ایله گوندوز بیرله‌شیر، گونش حمل برجنه داخل اولدوغو اوچون داغلارین قارلارینی اریدیر، چایلار، شلاله‌لر، بولوقلار، جوشور، تورپاغین و زراعتین برکتینه امکان یارادیر. دییه آذربایجانلیلار باهارین ایلک گونی ملی و عنعنه‌وی بیر بایرام اولاراق دوام ائتدیریرلر. باهارین ایلک گونی بایرام ائتمک عادتی یالنیز آذربایجان خلقینه مخصوص بیر عادت دگیل، بو بایرام اسکی رومالیالاردا دخی عین شکل و عین حالدا ایله‌میشدیر. اسکی رومادا، بو گونکی آذربایجاندا اولدوغو کیمی باهارین بیرینجی گونی بایرام ائتمه‌ک اوچون وقت ایکن حاضرلیق آپاریلیردی. آداملار یویونوب تمیزلنیر، تازا پالتارلارینی گئینیر، و داملاردا، حیاطلاردا، توتقال چاتیب اوزیندن هوپپانیز و بایرام گونی مئشه‌لرده، تارلالاردا توپلاتیب چالیب اوینایردیلار. 

نوروز بایرامینی عین شکلده بایرام ائله‌مک آذربایجان‌داخی بیر عادتدیر. بو عادتی چین کندلیلرده عین شکل و عین موضوعدا دوام ائتدیریرلر. اونلار بایرام گونی ایش ماللارینی به‌زه‌دیب موسیقی و نغمه‌لر چؤله چیخیردیلار برقدر چالیب اویناییر، سونرادا زراعتین و چؤل ایشلرینین رسم کشادینه باشلایردیلار.

عمومیتله دئمک اولارکی، خلقلرده، موجود اولان باهار بایرامی عینی و بیر موضوعین مختلف شکل‌لریندن باشقا بیر شئی دگلدیر. البته بو بایرام زامان و مکانه گؤره یاخود محیط و تاریخی دؤرلرله علاقه‌دار اولاراق خلقین ذوق و استعدادینا تابع اولماقلا مختلف و جوربجور شکللرده اجراء اولونور و بعضاده یئرینی رومادا و سائر اؤلکه‌لرده اولدوغو کیمی باشقا بایراملار تسلیم ائدیر.

لاکن آذربایجاندا ساخلانیلان باهار بایرامی‌نین اقتصادی و عنعنه‌وی اهمیتدن علاوه بیرده اجتماعی قیمتی واردیر. باهار بایرامیندا بوتون بیر ایلی گؤروشمه‌نیلر گؤروشور. خلق بیر- بیرینین الینی دوست کیمی سیخیر، بیر - بیرینین کیفنی سوروشور و بیر بیرلرینین وضعیتلریله تانیش اولورلار بایرام گونو قانلیلار باریشیرتعزیه‌لیلر ماتم‌دن چیخیر، اونلار ماتم قاراسینی چیخاریب تازا و الوان پالتارلار گئنه‌رک کتله‌لره قوشولورلار. 

بایرام گونو وارلیلار اؤز قاپوسینی یوخسوللارین اوزونه آچیر، اونلاری بایرام یئمکلریله دویورورلار. عین زاماندا وارلیلاردا یوخسوللارین ائولرینه گئدیب بیر دامجی گلاب ایله بیر شیرنی گؤتوروب اونلاری شادلاندیریرلار. بوتون بونلاری نظره آلاراق دئمک اولارکی، باهار بایرام اجتماعی حیاتین تظاهراتینه خدمت اوچون یارادیلمیش ان گؤزل بیر واسیطه‌دیر. بوردا بیر مسئله‌نی‌ده قئید ائتمک لازیمدیر. انسانلارا شادلیق و آزادلیق ویریجی بایراملار هانسی بیر خلقین طرفیندن وجوده گلیرسه گلسین، او، گیت گیده بین‌الملل بیر حقوق قازانیر و بوتون خلقلرین بایرامی اولماق صلاحیتینی کسب ائدیر.

بو نقطه نظردن‌ده ایلک باهار بایرامینین قونشوموز اولان ایراندا (نوروز بایرامی) آدلانماسی تعجبه سبب اولاجاق بیر حادثه دگیلدیر. اونلار (نوروز) بایرامینی دینی و دولتی بیر بایرام حساب ائتسه‌لرده اساس موضوعدان آیریلمایاراق اونون اجتماعی قیمتینی انکار ائتمیرلر. آذربایجاندا بو بایرام نوروز آدلانیر، لاکن باشقا دینی بایراملاردان فرقلی اولاراق بو بایرامدا هر شئی ، عادت عنعنه و بایرام قاعده‌لری بو عزیز گونین خلق آراسیندان دوغدوغونی و گئنیش کتله‌لر بایرامی اولدوغونو گؤستریر. 

 



يازان : محمدرضااسماعيل زاده

خالقیمیز نوروز بایرامینی قید ائدیر. بوتون تورک دونیاسی اوچون چوخ عزیز اولان بو بایرام زامان اؤتدوکجه معیین دییشیک‌لیكلره اوغراییب، بعضی عادت‌لری اونودولوب، یئنی عنعنه‌لر اورتایا چیخیب. بونون اوچون ده ایندی یاشلی اینسان‌لار نوروز بایرامیندا، ائله‌جه ده چرشنبه‌لرده دئییرلر: “هي آی بالا، اوّل­کی بایرامدان اثرعلامت قالماییب”.

تورک خالق‌لاری اوچون نوروز بایرامی ندیر؟

نوروز طبیعتین اویانیشینی، گئجه ایله گوندوزون برابرلشمه‌سینی، اکین‌چی‌لیک حیاتینین باشلانغیجینی، یازین گلیشینی اؤزونده تجسسوم ائتدیرن بایرام‌دیر. نوروز تورکون طبیعته باغلیلیغین‌دان گلن و اونا دویولان سئوگی‌دن تشکّول تاپان اولو بیر بایرام‌دیر. تورک میللتی‌نین اؤز حیات فلسفه‌سین‌دن، طبیعت دوشونجه‌سین‌دن دوغموش یاز بایرامینین هر گلیشی اولدوقجا بؤیوک جوشقو ایله قارشیلانیب. چونکی طبیعت‌دکی دییشیک‌لیک تاریخ بویو ائله‌جه ائتنوسون حیاتیندا دا بیر دؤنوش و تزه‌لنمه نقطه‌سی اولا‌راق دوشونولوب. اسکی تورک امپراتورلوق‌لار چاغیندا ایلک باهار و سون باهار بایرام‌لارینین رسمی دؤولت بایرام‌لاری اولدوق‌لاری حاقيندا بیلگی‌لره چین قایناق‌لاریندا راست گلیریکمحمود کاشغری‌نین “دیوان لغات تورک” آدلی ایلک ديوان لوغتینده باهارین گلیشی “سئل‌لرین-سول‌لارین چاغلاماسی، قارین ارییب داغ زیروه‌لری‌نین گؤرونمه‌یه باشلانماسی، دونیانین نفسينین ایسینمه‌سی، رنگارنگ چیچک‌لرین آچیلماسی، یئر اوزونه یام­یاشیل ایپک قوماشین سریلمه‌سی، حیوان‌لارین بالالاماسی” شکلینده تصویر اولونور. نوروز عادت-عنعنه‌لرله زنگین بیر بایرام‌دیر. لاکین، ائله عادت‌لر وار کی، معاصر دؤوروموزده اونودولوب،بیزه گلیب چاتماییب؟

باهار بایرامی عادت-عنعنه‌لری، اینانج‌لاری ایله چوخ زنگین‌دیر. “شال ساللاماق” و بونون دیگر فورماسی اولان قاشیقلا کاسا چالماق آخیر چرشنبه ایله علاقه‌دار اولان و گئنیش یاییلان عادت‌دیر. بو عادت قدیم اکین‌چی طایفه‌لارینین بیری دیگریندن اکین اوچون توخوملوق دن نومونه‌لری توپلاماق عادتینی خاطیرلا‌دیر. هاوا قارالدیق‌دان سونرا اساساً گنج‌لر قوهوم‌لارین، تانیش‌لارین قاپی‌لارینا گئدیب اَللرینده ساخلادیق‌لاری قابی قاشیقلا ووروب سس سالاردی‌لار. ائو صاحبی سسی ائشیتجک قاپییا چیخیب ایچری اوزادیلان قابا پای قویور. پای اوچون شیرنی، قورو مئیوه، بزک شئی‌لری و ... قویولوردو. پای توپلایان نه اؤزونو گؤستریر، نه ده دانیشیردی. اگر او، دانیشسایدی، پای وئرن بو حرکتی پیس عادت سایاردی. “شال ساللاماق عادتی سوبای گنج‌لر طرفیندن اجرا اولونان “قورشاق آتدی”، “پاپاق آتدی” و ... مراسیم آیین‌لری‌نین مضمونجا عینی‌دیر. آخیر چرشنبه آخشامی اونلار بئل شالی، اؤرپک، گؤتوروب سئودیک‌لری قیزلارین ائولرینه گئدیب، شالی باجا‌دان، دام‌دان، پنجره‌دن حیته، ائوه ساللایاردی‌لار. اگر قیزین آتا-آناسی راضی اولاردیسا، شالی اونون بئلینه، بعضی یئرلرده قولونا باغلاییردی‌لار. راضی اولماسا‌لار دسمالا شیرنی قویوب گئری قایتاراردی‌لار. آخیر چرشنبه و نوروز آخشامی کندین آغ­ساققال‌لاری ائوینده ماتم اولانين، يعني بایرام کئچیره بیلمه‌ین آدام‌لارین قاپی‌سینی دؤیوب، اونلارا سمنی خونچاسی آپاراردی‌لار. سمنی خونچاسیندا گؤیردیلمیش سمنی، مئیوه، نوغول و ... قویولاردی. سمنی خونچاسینی آپاران‌لار بوینونا کئچیردیگی توربا‌دان حیتده اوینایان اوشاق‌لارا جويز- بادام ، یومورتا، کیشمیش، قووورغا وئرردی‌لر. بو عادتین مقصدی سینیق قلب‌لری اووندورماق، یاسدا اولان اینسان‌لارین کؤنلونو آلماق ایدینوروز بایرامی و ایلاخیر چرشنبه اؤزونه­مخصوص اینانج‌لاری ایله دقتی جلب ائدیر.

آخیر چرشنبه گئجه‌سی نحث دانیشماق، ایچکی ایچمک، نالاییق ایشلر توتماق اولماز. نوروز بایرامی آخشامی یاندیریلان تونقال‌دان خئییر-برکت ایستنیلیر. نوروز بایرامی آخشامی قونشولار یاسلی آدام‌لارین حیتینده تونقال یاندیریب، اونلاری “قارا بایرام” دان چیخاریرلار. نوروز بایرامیندا باغداکی آغاج‌لارین قورو بوداق‌لارینی کسمه‌سن، آغاج کوسر،بار وئرمز. نوروز بایرامی سوفره‌سینه سو دولو قاب قویوب، ایچینه خیردا بالیق بوراخیرلار. بالیق قابین دیبین‌دن دوز شاقولی قالخیب سویون اوزرینه بورون وورونجا ایلین تحویل اولدوغو بیلینرمیش. آخیر چرشنبه گئجه‌سی اَره وئریلن قیزلاری تونقالین باشینا دولاندیرار و دئیرلر: “قوی اودلو-اوجاقلی اولسون‌لار”. آخیر چرشنبه گئجه‌سی قیزلار چوخ آرا‌لی‌دان آرخاسی قاپییا دوروب آیاق‌لارین‌داکی باشماقلارين ساغ تایینی گئرییه دوغرو آتارلار. اگر، باشماقين بورنو قاپییا طرف دوشسه،دئمک یاخین واختدا اره گئده‌جک‌لر. آخیر چرشنبه آخشامیندا بیر نئچه پارچا کؤمورو، بیر اوووج دوزو، بیر-ایکی دنه ده قارا پولو بیر کوزه‌یه قویوب دامدان آتارلار. دئیی‌لنه گؤره، کؤمور قارا گونون، دوز آج­گؤزلوک و شورگؤزلوگون، قارا پول ایسه یوخسوللوغون نیشانه‌سی‌دیر. اونلاری کوزه‌یه قویوب آتماقدا مقصد قارا گون‌دن، آج­گؤزلوک‌دن، یوخسوللوق‌دان قورتولماقلا باغلی‌دیر. 

 


باهار بایرامی یا نوروزپیدایش حماسه ارگنه قــون


 

متین قزلجه

در داستانهای حماسی تورکان، بالاخص در بین "گوگ تورکها/ تورکان آسمانی"، واقعه بازگشت از ارگنه گون آغاز سال نو محسوب میشد و آنرا با شکوه و جلال خاصی برگزار می کردند. این رسم باستانی هنوز نیز برگزار می شود. رؤسای دول مستقل تورک زبانان آسیای میانه، آذربایجان، ترکیه و... با کوبیدن پتک بزرگی بر آهن دمیده در آتش جشن ارگنه گون و آغاز سال نو را اعلام می کند. مراسم شکوهمند ارگنه قون هر ساله از تلویزیون دولتی ترکیه مستقیما پخش می شود.

حماسه ارگنه قـون چیست و از کجا نشأت می گیرد؟

گوک تورکان در سراسر امپراطوری خویش با عدالت حکمروانی می کردند. در زمان حکمرانی ایل خان، سرکرده قوم تاتار بنام "سوینچ خان مغول" با هجومی غافلگیرانه و با حیله گری به سرزمین گوک تورکها هجوم آورده، تمامی جنگجویان و مردان را از دم تیغ گذرانده، زنان و اطفالشان را به اسارت گرفت.

فرزند کوچک خاقان بنام "قیان" و پسرعمویش "توقوز" از این حمله وحشیانه جان سالم بدر می برند. آنها با همسرانشان به جنگلی انبوه پناه برده، این محل پرصفا و خوش منظر را "ارگنه قـون" می نامندکمره کوه، قون = قونماق، فرود آمدن، ارگنه وصفی برای این محل). طی سالیان متمادی آنان در ارگنه قون بتدریج قدرتمند می شوند و بر تعداد جمعیتشان نیز افزوده می شود.

تورکها برای اینکه در این جنگل وسیع دچار گرسنگی نشوند، سه ماه از سال را در تدارک آذوقه زمستانی به جمع آوری غذا می پردازند. آذوقه های جمع شده را در سوم غار) می انباشتند. یکسال زمستان سخت و درازی پیش آمد. آذوقه تورکان نیز تمام شده بود. اوغوز نامی از تورکان بدنبال آذوقه راهی جنگل شد هرچه گشت خوردنی نیافت، نا امید در حال بازگشت به بوز قورت گرگ خاکستری) برخورد می کند و احوال خود را بیان می کند و در وصف برخی فصول سال می گوید:


اوچی جنت یاغی دیر، سه تایش مانند بهشت است

اوچی بیزه یاغی دیر، سه تایش دشمن ماست

اوچی یئغیپ گتیره ر، سه تایش فراهم آورنده است

اوچی اوروپ دآغیدارسه تایش پریشانی است


بوزقورت گرگ به وی می گوید: "ای فرزند اوغوز! در مسیرت یک گله گوسفند، یک دسته گندم، سنگ آسیاب و یک دوک خواهی دید. آنها را با خودت بردار. گوشت گوسفندها را بخور، پشمش را بریس و برای ایلت لباس بدوز، از پوستش پوستین بدوز. بعد از فرارسیدن بهار، دانه های گندم را بزمین بپاش و با عرق پیشانی ات آبیاری کن، بره های گوسفند را در دستانت پرورش بده تا زیاد شوند."

اوغوز نصیحت بوزقورت را برجای می آورد. در بهار گندم را درو می کنند، گوسفندان بره های فراوان می آورند. تمامی اولوس شاد می شوند و تانگری آسمانها را دعا می کنند.

اوغوز باز هم به همان بوزقورت برمی خورد و بنا به پیشنهاد وی از روز سی ام چله بزرگ جشن بزرگی برپا می کند و همگی دور آتش مقدس به شادمانی می پردازند.

تورکها چهارصد سال در ارگنه قون می مانند. سرانجام تصمیم می گیرند که به سرزمین پدری بازگردند. ولی هرچه تلاش می کنند، راه بازگشت را نمی یابند. باز هم بوز قورت گرگ نجات بخش) به سراغ آنها آمده می گوید: "اگر در پشت این کوه اتش برافروزید، سنگها گداخته شده راه برای شما باز خواهد شد." تورکها این کار انجام می دهند و راه بازگشت به وطن پدری را می گیرند. این بار نیز بوزقورت آنان را تا رسیدن به سرزمین آبا و اجدادی شان راهنمائی میکند.

روز بازگشت تورکان به سرزمین پدری مصادف با برابر شدن شب و روز بود، بهمین سبب آنرا "تأزه گون" روز نو/ نوروز) می خوانند که با مصادف با 21 مارت می شود. این روز سرسبز و پر از لاله و ریحان را "اوغوز گونی" روز اوغوز) نیز می نامند.

از آن تاریخ تا به امروز این روز، سرآغاز سال نو محسوب می شود. جشن سال نو را خاقان با کوبیدن پتکی بزرگ بر آهن تاخته می گشاید.

در بین تورکان تقویم 12 حیوانی رایج بود. هر سال به نام حیوانی نامگذاری می شود موش، اسب، خرگوش، گاو...). در بین ایرانیان تا رواج تقویم جلالی در عهد سلجوقیان سالشمار مخصوصی نبود. بنابه محاسبات دقیق دانشمند عهد ملکشاه21مارت، برابری روز و شب بعنوان آغاز سال نو اعلان می شود.

در کتاب "تاریخ بخارا"ی ابوبکر نرشچی و نیز در کتاب جغرافیای حدود العالم، به بزرگداشت جشن نوروز در بین تورکان اشاره می شود. حتی در بین تورکمنها هم اینک جشنی بنام «چوپون نوروزی» رایج است که آن ده روز قبل از نوروز فعلی برگزار می شود.

چهار، چهارشنبه آخر هر سال به نامهای "سوو چهارشنبه سی" چهارشنبه آب- بمناسبت ذوب شدن یخها و جاری شدن آب)، "یل چهارشنبه سی" چهارشنبه باد- بمناسبت وزش باد ملایم بهاری)، "اوت چهارشنبه سی" چهارشنبه آتش بمناسبت دمیده شدن گرما بر خاک و رویش) و "توپراق چهارشنبه سی" چهارشنبه زمین/ خاک- تقدس به برکت دادن زمین) نامگذاری می شود. تورکان در هریک از این چهارشنبه ها آتش بزرگی می افروزند، تمامی اولوس بر گرد آن جمع می شوند و به نیایش تانگری آسمانها می پردازند. و نیز مراسمی در ایام " غیسغا چهارشنبه" چهارشنبه کوتاه) و "اوزین چهارشنبه" چهارشنبه طولانی) برگزار می کردند. در مراسم "غیسغا چهارشنبه" تورکان یال و دم اسبان را کوتاه کرده آنرا می آرایند. زنان نیز در این روز موی سرها را بشکلی زیبا تزیئن می نمایند. در آخرین چهارشنبه سال، بر فراز تپه بلندی آتش بزرگی می افروزند و در اطراف تا صبح به شادمانی و پایکوبی می پردازند و از قمیز شراب مخصوص از شیر مادیان) سرمست می شوند. قبل از طلوع آفتاب، از چشمه مقدس کوزه ها را پر کرده به منزل بر می گردند. مراسم آتش افروزی در این روزها بخاطر سپاسگزاری و شکرگزاری و یاد آوری روز بازگشت به