جی ایل آذربایجان طرفیندن انسانلیق و باریش نامینه نسیمی ایلی اعلان ائدیلمیش

جو ایل یونسکو  و 1918 جی ایل آذربایجان طرفیندن انسانلیق و باریش نامینه نسیمی ایلی اعلان ائدیلمیش.

1973- CÜ İLDƏ UNESCO VƏ 1918 –Cİ İLDƏ AZƏRBAYCAN

TƏRƏFİNDƏN İNSANLİQ VƏ BARIŞ NAMİNƏ NƏSİMİ İLİ ELAN EDİLMİŞ.

 

 


حاضیرلادی :دکتر حسین شرقی دره جک سوی تورک (مدیر مسئول)

SORUMLU MÜDİR :DR.HÜSEYİN ŞƏRQİDƏRƏCƏK (SOYTÜRK)

 

 

 

علی عمادالدّین نسیمی سید محمد اوْغلو

 آذربایجانلی عاریف - شاعیر و دوشونور

یاشامی. (1404-1370 م)

سیّد علی عمادالدّین نسیمی 1370-جی ایلده دونیایا گلیب. دوغوم یئری شیرواندیر. بعضی تدقیقاتچیلار (محققلر) اونون باکیدان اوْلدوغونو ایدیعا ائدیرلر، بعضی لری ده نسیمی نین دوغوم یئری کیمی شیروانشاهلارین پایتختی شاماخینی گؤستریرلر.

نسیمی یارادیجیلیغی نین آنا خطی اینسانین آللاهلا عئینی لشدیریلمه سی و ایلاهیلیگی ایدئیاسیندان کئچیر. نسیمی نین بو دوشونجه لرینی پوئتیک طرزده ایفاده ائله ین مشهور شعر ده فیکریمیزی ثوبوت ائدیر:

 

منده سیغار ایکی جاهان، من بو جاهانه سیغمازام،

گؤوهری لامکان منم، کؤونو مکانه سیغمازام.

عرشله فرش و کافو نون منده بولوندو جومله چون،

کس سؤزونو و ابسم اول، شرح و بیانه سیغمازام.

کؤونو مکاندیر آیتیم، ذاتی دورور بیدایتیم،

سن بو نیشانلا بیل منی، بیل کی، نیشانه سیغمازام.

کیمسه گومانه ظن ایله اولمادی حق ایله بیلیش،

حققی بیلن بیلیر کی، من ظنّ و گومانه سیغمازام.

صورته باخ و معنینی صورت ایچینده تانی کیم،

جیسم ایله جان منم ولی، جیسم ایله جانه سیغمازام.

هم صدفم، هم اینجییم، حشرو صیرات ادینجییم،

بونجا قوماش و رخت ایله من بو دوکانه سیغمازام.

گنجی نیهان منم من اوش، عئینی-عیان منم، من اوش،

گؤوهری کان منم من اوش، بحروو کانه سیغمازام.

گرچی موحیطی اعظمم، آدیم آدامدیر، آدمم،

دار ایله کونفکان منم، من بو مکانه سیغمازام.

جان ایله هم جاهان منم، دهریله هم زامان منم،

گؤر بو لطیفئیی کی من، دهرو زمانه سیغمازام.

نوجوم ایله فلک منم، وهی ایله هم ملک منم،

چک دیلینی و ابسم اول من بو لیسانه سیغمازام.

زرره منم، گونش منم، چار ایله پنجو شئش منم،

صورتی گؤر بیان ایله، چونکی بیانه سیغمازام.

ذات ایلیم صیفات ایله، قدر ایلیم برات ایله،

گولشکرم نبات ایله، بسطه دهانه سیغمازام.

نار منم، شجر منم، عرشه چیخان هجر منم،

گؤر بو اودون زبانه سین، من بو زبانه سیغمازام.

شمس منم، قمر منم، شهد منم، شکر منم،

روح روان باغیشلارام، روح روانه سیغمازام.

گرچی بو گون نسیمیم، هاشیمیم، قورئیشیم،

بوندان اولودور آیتیم، آیت و شأنه سیغمازام.

 

نسیمی‌نین دیوانی و کلیاتی آذربایجاندا، تورکیه‌ده و ایراندا دفعه‌لر نشر اوْلوبدور. آذربایجاندا پروفسور جهانگیر قهرمان‌اوف و تورکیه‌ ده پروفسور حسین اعیان و ایران دا پروفسور حسین محمدزاده صدیق (حسین دوزگون) علمی ایشلر گؤرموشلردیر. بونلارین آراسیندا پروفسور حسین محمدزاده صدیقین علمی نشری تبریزده چاپ اوْلموشدور.

 

 

 

سید علی عمادالدین نسیمی

متخلص به نسیمی، شاعر متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود.

او بنا به منابعی از مردمان آذربایجانی  از شاعران صوفیِ بزرگِ ترکی در اواخر سدهٔ۱۴ و اوایل سدهٔ۱۵ میلادی به‌شمار می‌آید.

 دو دیوان، یکی به فارسی و دیگری به ترکی، به نظم درآورد و قصائدی عربی نیز سرود

عماد الدین نسیمی یکیاز شاعران و عارفان برخاسته از مکتب حروفیه است.

 مکتب حروفیه که بر اساس تعالیم شیخ فضل‌الله نعیمی استرآبادیشکل گرفت. آن‌ها در شرح وقایع عالم و اسرار هستی از ۳۲ حرف الفبا با مهارت اعجاب‌انگیز بهره می‌برده‌اند. آن‌ها تلاش می‌کردند علت دستورهای الهی در دین اسلام را به شکلی جذاب و جالب بوسیله اعداد و حروف توضیح دهند. سید عماد الدین نسیمی اصالتاً ترک زبان بود و با اشعار ترکی و فارسی و عربی خود نقش بسزایی در گسترش اندیشه‌های فضل‌الله نعیمی داشت. باورها و بیانات او مخالفت‌های فراوانی را میان قشریون مذهبی زمان خود بوجود آورد که نهایتاً منجر به صدور فتوایی در به دار آویختن و کندن پوست او شد.

اشعار نسیمی آمیخته مضامین عشق، شهامت، ایثار و صراحت سروده شده‌است. شاید بتوان گفت او یکی از شاعرانی است که به نقد آشکار اندیشه‌های زمانهٔ خود برخاست و همه را از صوفی، عارف، عابد، زاهد، مفتی، فیلسوف بی‌بهره نگذاشت.

نام او علی بود. فضل‌الله نعیمی در وصیت‌نامهٔ خود او را سید علی می‌نامدابوذر احمد بن برهان الدین حلبی (م. ۸۸۴ هـ) از معاصران نسیمی نیز همین نام را ذکر می‌کند.

ابن حجر عسقلانی،شمس‌الدین سخاوی و حنبلی هم، لقبش را عمادالدین نوشته‌اند. در یکی از کهن‌ترین نسخه‌های دیوان فارسی ، عبارت زیر آمده است: «دیوان فارسی حضرت سلطان العارفین و برهان المحققین و مالک طه و یس، ابوالفضل امیر سید نسیمی - قَدَّسَ الله سَرُّهُ العَزیز.

حروفیان، فضل‌الله نعیمی  را شاه فضل نامیده‌اند و برای خلفای او امارت معنوی قائل شده‌اند. نسیمی گویا نخستین خلیفهٔ شاه فضل بوده‌است. از این رو، او را امیر نامیده‌اند. این عنوان در تذکرهٔ مجالس العشاق و منابعی چون استوارنامه و عرش‌نامه نیز آمده است که به این مسلک روی آورده است.

تحصیلات.

از دوران جوانی و تحصیلات نسیمی آگاهی نداریم. آنچه از اشعارش بر می‌آید، این است که وی در فلسفه، کلام، منطق، هیئت، نجوم، طب و ریاضی ید طولایی داشته‌است. اصطلاحات این علوم را در اشعار خود به کار برده است، سخن از خواص صور فلکی، ستارگان، تشریح اعضای بدن انسان، شاخصه‌های حساب و هندسه و بیان کیفیت خلقت کائنات و آرای گوناگون متصوّفه به ما اجازه می‌دهد که او را خردمندی آگاه به علوم عصر خود بنامیم. در تذکره‌ها او را «عاشق غریب و عجیب، عالم کامل، فاضل محدّث، نکته‌دان و عارف» نامیده‌اند.

سفرهای نسیمی.

 پس از کشته شدن فضل‌الله نعیمی و کشتار قلعهٔ آلینجا به آسیای صغیر مهاجرت کرد.  نزد حاج بایرام ولی در شهر آنکارا رفت و سپس به حلب کوچید و در آن جا صاحب مریدانی چند شد. شهر حلب در آن روزگار در دست مملوکان چرکس بود و از سوی اهل سنت و جماعت اداره می‌شد.

وفات.

نسیمی را در شهر حلب پوست از تن باز کردند. کتاب بشارت‌نامه که در سال ۸۱۱ هـ. تألیف شده، تاریخ کشته شدن وی را ۸۰۷ هـ. نوشته است. از میان محققان زندگی نسیمی مرحومان محمد فؤاد کوپریلی، عبدالباقی گؤلپینارلی و دکتر حسین اعیان همین تاریخ را معتبر می‌دانند. مدرس تبریزی در ریحانة الادب نیز همین تاریخ را قبول کرده‌است. در آن سال نسیمی ۶۰ سال سن داشت. به هر حال نمی‌توان سال قتل نسیمی را دورتر از ۸۱۱ هـ. سال تألیف بشارت‌نامه دانست. قدیمی‌ترین سندی که ماجرای کشته شدن نسیمی را شرح داده، کنوز الذّهب فی تاریخ حلب است. محمد راغب الطباخ الحلبی در کتاب اعلام النّبلاء بتاریخ حلب الشّهباء این تفصیل را ذکر کرده‌است. ترجمهٔ آن چنین است: «در روزگار یَشْبک، علی نسیمی مقتول گردید. شیخنا ابن خطیب الناصریه و شمس الدین ابن امین الدوله نائب شیخ عزالدین، قاضی القضات فتح الدین المالکی و قاضی القضّات شهاب الدین الحنبلی ابن الخازوق در دادگاه حاضر بودند. ادعا گردید که سخنان نسیمی اشخاص جاهل را فریب داده، زندیق کرده است. سپس ابن الشنقشی الحنفی در حضور علما و قضات شهر طرح دعوی کرد. سپس نائب او را گفت: - اگر نتوانی ادعای خود را به اثبات رسانی، کشته می‌شوی؛ و او از ادعای خود درگذشت. نسیمی هم چیزی نگفت. تنها کلمهٔ شهادت بر زبان آورد و این ادعا را رد کرد. سپس شیخ شهاب الدین ابن هلال در دادگاه حاضر شد و در کنار قاضی مالکی نشست. او گفت که نسیمی زندیق است و توبه‌اش را نمی‌توان پذیرفت و باید به قتل رسد. سپس به قاضی مالکی رو کرد و پرسید: - چرا او را نمی‌کشی؟ مالکی گفت: - آیا تو به دست خود می‌نویسی که او محکوم به قتل است؟ گفت:

 می‌نویسم! و نوشت؛ و نوشته‌اش را به شیخنا ابن خطیب الناصریه و دیگر قضات تقدیم کرد. قضات و علما زیر بار نرفتند و بلند شدند و آن جا را ترک گفتند. مالکی پرسید: - وقتی قضات و علما سر باز می‌زنند، چگونه می‌توان او را

 

کشت؟ او گفت: من نمی‌کشم. سلطان من را مأمور کرده است که این کار را سریع تمام کنم تا امریه‌اش صادر شود. آن گاه مجلس به پایان رسید و نسیمی را دیگر بار در قلعه حبس کردند؛ و آن گاه فرمان سلطان مؤید صادر شد که: - پوستش کنده شود، جنازه‌اش هفت روز در شهر حلب گردانده شود، سپس شقه گردد و شقه‌هایش به علی بن ذیل آذر، برادرش ناصر الدین و عثمان قارایولوق فرستاده شود. این شاعر لطیف سخن را چنین کشتند.» مرگ فاجعه‌آمیز نسیمی سبب محبوبیت فزون از اندازهٔ او در میان اهل شریعت و توده‌های وسیع شیعیان گردید. دربارهٔ او افسانه‌ها و روایات چندی ساخته شد، شعرها سروده شد و مسلمین به این حادثهٔ فجیع اعتراض کردند.

 

تولد.

با توجه به اینکه از جزئیات زندگی نسیمی اطلاعات کمی در دست می‌باشد لذا در مورد زادگاه او موارد مختلفی بیان می‌گردد. تبریز یا  شماخی حدس میدانند. و ابن عماد الحنبلی (م. ۱۰۸۹ هـکه از نسیمی نخستین زندگی‌گزاری‌ها را نوشته‌اند، او را تبریزی می‌دانند،  عاشیق چلبی مسقط الرأس وی را روستایی «نسیم» نام در اطراف بغداد معرفی می‌کند.

مرحوم میرزا آقا قلی‌زاده از دانشمندان جمهوری آذربایجان با استناد به مزار شاه خندان برادر نسیمی در شهر شماخی، همین شهر را محل تولد او می‌داند.

ادعاهای بغداد، آمدی یا شیرازی بودن نسیمی رد شده‌است. نبود محلی به نام نسیم در اطراف بغداد، این که هیچ‌گاه نسیمی شهر آمد را ندیده است و تخلیط اسم شاعری نسیمی نام در شیراز با وی از جمله دلایل رد این ادعاهاست.

آنچه مسلم است، این است که وی در سرزمین آذربایجان بالیده، به آسیای صغیر سفر کرده و در حلب به قتل رسیده است.

مزار نسیمی.

قدیمی‌ترین سندی که در باب مزار نسیمی به دست ما رسیده است، سیاحتنامهٔ اولیا چلبی است. او در فصل توصیف شهر حلب از «تکیهٔ شیخ نسیمی» سخن می‌راند و می‌گوید: «مردم روایت کنند که نسیمی پس از کنده شدن پوست از تنش به این مکان آمد و قرآن تلاوت کرد و غیبش زد . مزار نسیمی اکنون در شهر حلب سوریه در محلهٔ فرفراه در مقابل حمام سلطاناست. در سال‌های اخیر آن را بازسازی کرده‌اند. در چهار گوشهٔ دیوارهای مزار، آیات قرآن حک شده‌است و دو بیت زیر که گویا سال‌ها پیش به سنگ نقر شده‌است:

یوزولدون، دؤنمه‌دین مردانه‌لیکدن،

 الهی بؤیله‌دیر، حب صمیمی.

کثافتدن چیخیب اولدون بحقه،

گلستان الهی‌نین نسیمی.

خانواده‌ای که خود را از احفاد نسیمی می‌دانند در جوار مزار منزل دارند و مراقب و مجاور آن به شمار می‌روند.

سبک شعری نسیمی.

دیوان نسیمی حاوی قالب‌های متنوع شعری از قبیل غزل، قصیده، رباعی اکثراً به زبان ترکی آذربایجانی است. به علت تأثیری که طریقت حروفی به دیگر عقاید عرفانی داشته، بسیاری از شعرهایبکتاشی و علوی به نسیمی نسبت داده شده‌است. نسیمی یک دیوان به زبان ترکی آذربایجانی، دیوانی به زبان فارسی و اشعاری به زبان عربینیز داشته‌است. عمادالدین نسیمی یکی از بزرگترین شاعران عرفانی زبان‌های ترکی‌تبار از اواخر قرن ۱۴ میلادی تا اوایل قرن ۱۵ میلادی به شمار می‌رود و یکی از برجسته‌ترین استادان دیوان در تاریخ ادبی ترکی محسوب می‌شود.

سازمان بین‌الملی یونسکو به خاطر کوشش‌های وی در اشعار انسانی و صلح جهانی در سال ۱۹۷۳ این سال را سال نسیمی اعلام کرد.

نمونه‌ی شعر.

من ده سیغار ایکی جهان من بو جهانه سیغمارام

گوهر لامکان منم کون و مکانه سیغمازام

ترجمه:

هر چند دو جهان در وجود من گنجیده، من در این دنیا جای نمگیرم

من گوهر لامکان هستم که به کائنات و مکانها نمی‌گنجم

بیت بالا نمونه بارزی از سبک عرفانی نسیمی و عقاید حروفیه‌است. در این بیت شاعر به دنیای مادی و متقابل آن یعنی جهان معنوی اشاره می‌کند و اینکه انسان حاصل از اتحاد این دو جهان است. بنابراین انسان از لحاظ روحانی از همان عنصر روحانی پروردگار خویش مایه دارد. لغت لامکان در اصطلاح عرفاً معنی خدای را دارد. بنا به اعتقادات نسیمی هرچند انسان قادر به درک پروردگار نیست ولی بایستی در شناخت او کوشش نماید. او شناخت نسبی را از طریق خودشناسی ممکن می‌داند.

در سال ۱۴۱۷ میلادی و در شهر شام بر سر پایبندی به عقایدش زنده زنده پوست بدنش کنده شده و سپس بدن مبارک این شاعر و فیلسوف آذربایجان تکه‌تکه شده تا درس عبرتی برای شاگردان و همفکرانش شود.

زاهدین بیر بارماغین کسسن دونر حق دن کئچر

گور بو میسکین عاشیقی سرپا سویورلار آغلاماز.

ترجمه:

اگر انگشت یک زاهد بریده شود، توبه کرده و از حق می‌گذرد

 اما این عاشق مسکین را ببین که پوستش از سر تا به پا کنده شده ولی دم نمی‌زند.

این بیت اشاره به این موضوع دارد که وقتی نسیمی را می‌خواستند در ملأ عام بکشند یک شیخ به مردم گفت که نسیمی چنان نجس است که اگر یک قطره از خون او به بدن کسی بچکد باید آن قسمت از بدن را ببرند. از قضا مقداری از خون نسیمی به انگشت او خورد. اما زاهد به لکنت افتاد و حرف خود را پس گرفت. آقای عمادالدین نسیمی یک کتاب بنام رباعیلر دارد. رازمحمد ساقیارزابلی کوه سرخی

یئنی ایلده ائلیمزه قوجاق دولو سلاملار

سردبیر و مدیر مسئول دکتر حسین شرقی دره جک سوی تورک

Başyazar ve sorumlu müdir :Dr.HÜSEYN ŞƏRQİDƏRƏCƏK (SOY22TÜRK)

 

یئنه گلدی باهار , یاز اولدو یئنی ایل آغاز و اورک لر دکی کین کدورت یئرینی سئوینج و گوزللییه وئردی. هر کس یئنی پلان و امیدلرله تازه ایلی قارشیلایاراق اوزونو باشاریلارا ساری توتاراق حرکته باشلادی.

تازه ایل اوزللیکله ده گنجلره یئنی فرصتلرین دوغماسی کیمیدیر. اونلار یئنی آچیلان یئلکنله داهادا اوفوقلری فتح ائتمه یه جهد ائتمه لیدیرلر.جان ساغلیغی و مثبت انرژی اونلاری زیرولره داشیاجاق. بیرلیک و دوغرولوقلا نئچه - نئچه ظفرلر قازانیلاجاق.باغلی قاپیلار آچیلاجاق و حاقلی اولدوغوموز یولدا تانرینین وعد ائتدیی باشاریلار بیزیم اولاجاق.

یول اوزون و چامورلو اولسادا قوتسالدیر . او یوزدن داها عزم و سئوگی ایله قله یه دوغرو یورومه ییمیزی ساغلایاجاقدیر.قوتسال دیرلریمیزی اینانج بایراغی تک باشمیزین اوستونده تانرینین قالخانی تک داشییاراق گلجک گونلری سعادت دولو حایاتینی آلقیشلا یاشایاجاغیق و قارا قیشا قارغیش ائدرک باهارین سئوگی نغمه سینی یوردوموزون هر قاریشیندا فرحله یاشایاجاغیق.

آرزولارین چین اولاجاغینی بو یازدا داهادا چوخ ایناملا تانریدان تمنی ائده جییک. اولوملو و پوزئتیو اولاجاغیق.

اورکلریمیز غلبه سئوگیسیله  تووپ تووپ آتاجاق انشالله. یوردوموزون اوزریندن قارا تعبیضلر و آراسئچگیلر اوزاقلاشاجاق. آنا دیلیمیزین آنا کولتوروموزون بیز وئردیی یئنی روحو همیشه اوجا توتاراق یوکسکلره داشیاجاغیق اونون بیزلره وئردیی غرور و غیرتی.

گوزللیکلرین پئشیندن یورویرک بوتون اینسانلیق آدینا سئوگی ظفرینی قوتلایاجاییق. امین اولاماق گرگ دیر کی , هر شئی بیزدن باشلاییر. اوزوموزو همیشه گلیشدیرمکله دوشمنین قارا پلانلارین آلت ائده جه ییک.

تازه ایل شان و شرف ایلی اولار یوردوموز اوچون انشالله.ال اله , قول قولا  یئنی باشاریلارا دوغرو...

 

ائلمیرا ادبیاتمیزین سولمایان چیچه ییدیر

مدیر مسئول دکتر حسین شرقی دره جک سوی تورک

Sorumlu müdir :Dr.HÜSEYN ŞƏRQİDƏRƏCƏK SOYTÜRK


قادین اولماق  یارادیجی اولماق دئمک دیر. آنجاق یارادیجی قادین اولماق خالق و میلت اوچون تانرینین ارمغانی دیر. بئله اورنکلردن بیری ده حاقیندا قیساجا دیرلندیرمه یازدیغیم المیرا زنجانی دیر.


ائلیمیرا زنجانی(صنم)همیشه یارادیجیلیق آختاریشیندا وشعرلرین سوز روحونون سولمایان عطرینین اَن گوزل رایحه سی اولان انسانلیق و وطن سئوگیسی پئشینده دیر؛  او یاشامین عرفان دویغولاریندا دوز یولونو و اولومو(Olumu)  ترنم ائدیر اونون شعرلری انسانین داخلی حیس عالمینه نفوذ ائده رک هر کسین معنوی عالمی نی اوچورملو سارسینتلاردان قورویور.

 او هم ده سئویر و سئویلیر؛  پاییز یارپاقلاری تک جیلوه لی عشق سسینی دویورماغی باجاری؛ حکیم ابولقاسم نباتی(عندلیب قاراجا داغی) نین دئدی کیمی:


تا کی بنیاد ائیلرم رخسار جاناندان حدیث

ائیله بیل کیم ائیلر گولزار جاندان حدیث

 
صنم بوتون یارادیجیلیغیندا بویوک نباتی نین دئدی کیمی موضوعلارا باخاراق سئوگیسی نی انسانلیغی هر شئی دن اوستون توتاراق اطرافینی گولزار ائتمه گه جهد ائدیر.  و بو حدیث عشق اونون جان داماریندادیر چونکو اونون روح عالمی بویوک تورکلوکدن الهام آلیر؛  دده قورقوددان ؛  عزالدین حسن اوغلودان ؛  فضولیدان باشلایان ادراکدان قایناقلانیر .

صنم خانیمین شعری انسانلارین درین معنوی قاتلارینا نفوذ ائدیر؛  او بوتون یارادیجیلیغیندا سئوگی و محبت له یاناشی آختاریش و یئنی لیک روحونو ساخلاماقلا یاناشی موضوعونون ایچ ماهییتینی ده آچیر و اوخوجولارینا تقدیم ائدیر .

  او هرضامان روح یوکسک لیگینی سئوگی گوجو ایله قورویور؛  کلمبیالی یازیچی قابریل مارکزین دئدییی کیمی: "الهی اگر منیم امکانیم اولسایدی بوتون نیفرتیمی بوغاردیم گونشین نه واقت افق دان بویلاناجاغینی گوزله ییردیم.  الهی اگر منیم عمروم بیر قدر اوزانسایدی سئودیگیم آداملارا اونلاری سئودیگیمی بیر گون دئییردیم؛  اگر قادر الله منه بیر قدرده حیات بخش ائتسه یدی ؛  چوخ عادی گئینردیم گونشین ایلک شافاق لارینی عالمه ساچاندامن یوخودان قالخار تکجه بدنیمی دئییل روحومودا گونشین شعاع لاری قارشسیندا چیلپاقلاشدیراردیم ".

  بلی بویوک فیکیر انسانلارین دئدیگی بو اوزل کلاملار ائلمیرا خانیمین یارادیجیلق حیاتینادا دلالت ائدیر؛  چونکو او هر زامان سوزلرینی و دوشونجه سینی سئوگی و اوزگورلوک شعاع لاری ایله بزه ییر و فیکیرین تام اوره گینه قدر ائنمه یی باجاریر و قادین شعیرینده او بو اوزللیگی آچیقجا ترنم ائدیر: 


بیزه جان بخش ائدن بیر اولوی سس دی

چیلخا محبتدی ایستی نفس دی

حیاتین داددیر اوجالان سس دیر

قادینا خور باخما سرت باخیش بسدیر

کوبود باخیشلارین آمانین کسدی

ویا
گوزومون یاشلاری سوزولوب گئدیر

گوزومون یاشلارین توپلایان سئل اول

 
اجل ساچلاریمی شانه ائله ییر

تئلیمی کنارا دارایان یئل اول

 

صنم مجادله و مبارزه شاعری اولماقلا یاناشی هم ده رمانتیک و حزین دالغالانان شعرلرین مولفی دیر اونون شعیرلرینده قادین حاقّی انسان حاقلاری؛  وطن سئوگی و محبتی ایله یاناشی حزین لایلالارا اوخشایان عشق ترنم لی لیریک شعرلریده وار ؛  اونون شعیرلرینده چاغداشلیق لا یاناشی معین تاریخییلیک ده واردیر سیاسی اجتماعی باخیمنان دا دولغون شعیرلر یارادیجیسی اولان ائلمیرا زنجانی بشرین اخلاقی ناقص لیگینه قارشی بیر چوخ توتارلی شعیرلرین مولفی دیر.

 شعیرلری قیسا ییغینجام اولسادا معنا یوکو یئترلی دیر و چوخ ایره لیلردن خبر وئریر.

 اونون یارادیجیلیغی انسانا بویوک شاعیرلرین روحو اسینتیسینی خاطیرلادیر؛  شعیرلرینی اوخودوقجا کلاسیک لریمیزی داها دا یئنی آنلامدا خاطیرلایاجاغیق کیمی منه گلیر صنم خانیمین اثرلری او جمله دن میرزه علی اکبر صابیر ؛  معجز شبسترلی؛  آشیق علسگر؛  عندلیب قاراجا داغی(نباتی)هم ده بعضا ناظیم حیکمتی، آتیلا ایلهانی بیزه خاطیرلادیر؛  چوخ دَییرلی حیات یولداشی یورقون تورکمانلی(آرش بی)یین ده نفسی اونون سئوگی و محبت شعیرلرینده حیس اولور و دویولور.

حیات دولو عشقی ترنم ائدن هم ده بویوک آنا محبتی ایله دولو بیر آنا شاعیردیر. او اوزانلاریمیزی سئویر و اونلاری یاشادیر؛  حتی اونون شعیرلرینده معنوی ده یری چوخ یوکسک اولان آشیق ادبیاتی دا گوز اونونده بولونور؛  شعیرلری اوخوناقلی و جلب ائدیجی دیر؛  او لیریک شعیرلرینده و رمانیک اثرلرینده؛  کلاسیک بدیعی شعیر یارادیجیلیغیندا اوخوجوسونون قارشی سیندا تام صمیمی دیر؛  روح چیرپینتیلارینی قولاقلارا دویورا بیلیر؛  چونکو او یازدیغی شعر کیمی دورو و سئوگیسی کیمی اوجادیر.

اوره ک قاپیسی آچیق دیر؛  هم ده‌ اوز صمیمیتی ایله بویوکلوک‌ اولچوسودور او هر زامان خوشبتخت لیک پئشینده دیر ؛  اوزو اوچون یوخ؛  سئودیکلری اوچون و اونو سئونلر اوچون حبیب ساهیری؛   زلیم خانی؛  بهمن وطن اوغلونو؛  حسرت موغانلی نی؛  اسمایل اولکری؛  ائلچی بی ی(بهبود مرادی) ایوب کلبجرلی؛  صمد وورغون؛  نریمان حسن زاده؛  رامیز روشن؛  دده کاتیب؛  نصرت کسمنلی ؛  و دیگرتورک دونیاسی نین سوز و فیکیر انسانلارینا سیخ سیخ مراجعت ائدن شاعیره میز همیشه سوز صفحه سینی قیزیل مصراعلارلا زنگین لشدیریر؛.

 او معنوی ثروتین بویوک خزینه اولدوغونو درک ائده رک شعیرلرینده بئله بیر قناعته گلیر کی حیاتین دوگونلو و کئشمه کشلی وضعیتینی یالنیز دوغرولوقدا و دوزلوک ده اولدوغونون زامان چوزه بیلرسن؛  میللی وارلیقیمیزا همیشه یارادیجیلیغی ایله قاتقیدا بولونان ائلمیرا زنجانی(صنم) ادبیات تاریخیمیزده ابدیلشن بایان شاعیره لریمیزدن دیر .

  هله گنج دیر داها دا دولغون یارادیجیلقلاری قاباقدادیر؛  من شخصا سیزه اوغورلار و باشاریلار دیله ییرم ؛

  یولونوز آچیق اولسون.

ارگئنه گون بایرامی , نوروز بایرامی, باهار بایرامی

حاضرلایان: مدیر مسئول دکتر حسین شرقی دره جکسوی تورک

Sorumlu müdir:Dr.HÜSEYN ŞƏRQİDƏRƏCƏK SOYTÜRK

قدیم خالق بایرامی. فارسجا:نو روز، نوروز شیمال یاریمکوره سینده آسترونومیک یازین باشلاندیغی، گئجه-گوندوز برابرلیگی گونونده(مارتین ۲۰، ۲۱، ۲۲ ده) کئچیریلیر.

 بیر سیرا خالقلار یاز فسلی نین گلمه سینی طبیعتی نین جانلانماسی ایله باغلامیش، بو موناسیبتله شنلیکلر کئچیرمیش، اونو یئنی ایلین باشلانغیجی کیمی بایرام ائتمیشلر. قدیم زامانلاردان باشلایاراق ترکمن لر قیرقیزلار و قازاخلارلا یاناشیایران، افقانیستان، تاجیکیستان، اؤزبکیستان و بعضی باشقا شرق خالقلاری ایله یاناشی آذربایجانلیلاردا باهارین یئنی ایلین گلیشینی شنلیکلرله قارشیلاییردیلار.

فروردینین بیری مارتین ۲۱-ی ایران و افقانیستاندا رسمی تقویمین ایلک گونو ساییلیر. نوروز همچینین بهار تقویمی اوزره ایلین ایلک گونودور.

نوروزون منشایی و تاریخی

نوروز بایرامی نین منشایی، اونونلا باغلی اساتیرلر، میفلر قدیمدیر. تدقیقاتچیلار نوروز بایرامی نین محض یاخین شرقین قدیم اکینچیلیکله مشغول اولان خالقلار آراسیندا مئیدانا گلدیگینی سؤیله ییرلر. نوروز بایرامی نین آیر-آیری تاریخی و افسانوی شخصیتلرینآید ایله باغلاماغا چالیشمیشلار.

Description: سویی ایسلام دینی و یاخین شرق و اورتا آسییا اؤلکه لرینده یاییلدیقدان سونرا عرب خیلافتی بو اؤلکه لرین خالقلاری نین عادت عنعنه لری نین بایراملارینی تعقیب ائتمه یه باشلادی. عصرلر بویو دینی خادیملر موختلیف طریقت نوماینده لری بو بایرامی طبعیی و تاریخی کؤکلریندن آییرماغا چالیشمیش، اونا دینی لیباس گئییندیرمه یه جهد گؤسترمشلر. اصلینده، خالقین بایراملا علاقه دار کئچیردیگی مراسیملر هئچ بیر دینی احکاملار ایله باغلی دئییلدیر. اکثر خالقلار او جومله اعتیقادلاری نین مؤحکم یئر توتدوغونو گؤستریرلر. ابو ریحان ال-بیرونی (۶ جی عصر) نوروز بایرامی حاقیندا موختلیف روایتلردن اونون یارانماسی سببلریندن، بو بایرام موناسیبتیله خالق آراسیندا یاییلمیش عادت-عنعنه لردن بحث ائتمیش، نوروز بایرامی نین طبیعتین اویانماسی اکینچیلیک تصروفاتی نین باشلانماسی ایله باغلی اصل دونیوی بایرام اولدوغونو قئید ائتمیشدیر. نیظام ال مولک (نظام الملک) (۶ جی عصر) " سیاست نامه " اثرینده نوروز بایرامیندان یازین گلیشی ایله علاقه دار کئچیرلن کوتلوی خالق بایرامی کیمی بحث ائتمیشدیر. نوروزون گلیشی کلاسسیک شرق او جومله دن، آذربایجان پوئزییاسیندا گئنیش یاییلمیش " باهارییی " آدلی لیریک شعرلرده ده تصویر و ترننوم ائدیلیر.

ارگنه کون نه دیر

قدیم تورکلر آراسیندا بیر ساواش دوشور و ایلخانین اوغول لارین چوخو اؤلور. بولاردان چوخو دا توتساق توتولور آمّا بیر سوروسو و اولارین ایچینده کیزان ایلخانین اوغلانارینان بیری دوستلاری و باشچیلاری و عسکرلرینن بیر سوروسو دیری قالیلار بولار قاچارکن بیر یرده گیره دوشوللر ! کی بیر گئچی گئشماخا کورپو واریدی و گئشماخ اولمازدی نیه کی هامی اوردان دوشوب اؤلردیلر و قالانی آخار سو ، اوت علف گز آغاش لارینا دولو ایدی ، بیر گؤزل و قوخمالی یر کؤهول (غار) کیمی بیر زمان سونرا کی بولار اورادا قالیلاار بیر دمیرچی اولارین ایچینده دییر کی تهجه یول بیزلره داغی اَریدمَک دیر سونرا بولار تانریدان وئرن گوجه داغی اَریدیب و چیخاللار ایشیق و گؤنه و اؤزگؤلوق و آزادلیقا چیخیللار او یِرین آدینی ارگئنه گؤن دییب و او گؤن کی اؤزگور اولالار اونا یئنی گون آد وئریللر سونرا سؤز وار کی بو آد فارسجا دا نوروز آدلانیر آمّا آصلیندا بو آد گَئرک فارسجادا =خورشید تازه) دییلیدی نیه کی اولار قارانلیخدان گؤنه چیخیللار

نوروز دونیا خالقلاری نین بایرامی کیمی

هر بیر خالق بو بایراملا باغلی ائتنیک، یئرلی میلّی خوصوصیتلرینه اویغون، اؤزونمخصوس مؤوسوم نغمه لری، مراسیم نغمه لری یاراتمیشدیر. عومومیلیکده نوروز ایراندا، قافقازدا و مرکزی آسیادا چوخ طنطنه لی شکیلده قئید ائدیلیر.

ایران, آذربایجان , تورکمنیستاندا ، تورکیه,تاجیکیستاندا، ؤزبکیستاندا، پاکیستاندا، قازاخیستاندا، قیرغیزیستاندا بو بایرام خوصوصی طنطنه ایله قئید ائدیلیر آلبانییادا سولطان نئوروز بایرامی دینی بایرام کیمی بکتاشیلیک طریقتی نین داوامچیلار طرفیندن قئید ائدیلیر. عومومیتله نوروز دونیانین اکثر اؤلکه لرینده بو خالقلارین نوماینده لری طرفیندن گئنیش شکیلده قئید ائدیلیر. بو جور مکانلار آراسیندا لوس-آنجئلس، تورونتو، لوندونو سایماق اولار. لوس آنجلس شهری‌نین اوجاق قالاماغا دایر چَتین قرارلاری وار، هئچ بیر کسه اؤز مولکونده اوجاق قالاماغا ایجازه وئریلمیر. حتّی بونا باخمایاراق جنوبی کالیفورنییادا یاشایان و نوروزو قئید ائتمک ایسته ین ایرانلیلار و آذربایجانلیلار کالیفورنییانین چیمرلیکلرینه گئدیر و اوجاق قالاماغا ایجازه وئریلمیش یئرلرده اوجاق قالاییرلار.

نوروز آذربایجاندا

آذربایجاندا عادته گؤره نوورویز بایرامیندا گؤیردیلن سمنی یازین گلمه سی نین، طبیعتین جانلانماسی نین، اکینچیلیگین رمزیدیر. آذربایجان کندلیسی سمه نی گؤیرتمکله نؤوبتی تصرروفات ایلینه برکت، بوللوق آرزولامیش، بایراما دؤرد هفته قالمیش، هر چرشنبه آخشامی و بایرام گونو تونقال قالاماقلا، ماهنی ( " گون چیخ! " نغمه سی و س.) قوشماقلا اودا، آتشه، گونشه اولان اعتیقاد و اینامینی ایفاده ائتمیشدیر. بوتون بو مراسیملر ایسلامدان چوخ-چوخ اول مؤوجود اولموش قدیم شرق عنعنه لری نین داعوامیدیر.

نوروز بایرامی قاباغی عادتن ائوده حَیطده آبادلیق، تمیزلیک ایشلری آپاریلیر، آغاج اکیلیر و س. نوروز بایرامیندا شیرینیات نؤولری (قوغال، کولچ، فسه لی، پاخلاوا، شکربورا، شکرچؤرگی وس.) و پلوو بیشیریلیر. رنگبرنگ یومورتا بویانیر، مجمیی و سینیلرده خونچا بزه نیر، شام یاندیریلیر، تونقال قالانیر، سمنی قویولور، اؤلنلرین خاطیره سی یاد ائدیلیر، کوسولولر باریشیر، قوهوم-قونشولار بیر-بیرینه قوناق گئدیر، پای گؤندریرلر. آشیقلار باهاری مدح ائدیر. اوغلان و قیزلار تزه پالتار گئییب چالیب اویناییر، یاللی گئدیرلر. جاوانلار آت چاپیب، گولشیر، کوشتو توتورلار. نوروز بایرامیندا " هاخیشتا " ، ماهنیسی اوخویورلار.

قایناق : ویکیپدیا


محمد سعید اردوبادی نوروز بایرامی حاقیندا یازیر


 

 

 

 

 

 

 

 

 

محمد سعید اردوبادی آذربایجان یازیچیسی نوروز بایرامی حاقیندا بئله یازیر. شرق مملکتلری ایچینده دورد، فصلی، بیر بیریندن آیریلان مملکتلرین بیریسی‌ده، بیزیم یاشادیغیمیز آذربایجان‌دی، خصوصا آراز چایی ایله کور چایی‌نین آراسینا، (آماسیه‌لی استرابوئین) نظرلرینی اؤزونه جلب ائتمیشدی.

بو اؤلکه‌ده، قیش فصلی چیخان دک، طبیعت بیردن- بیره دگیشیر، ملایم و ایلیق کوله‌کلر اسیر، هوا ایسیلنیر.

بوردا باهار گلینجه، طبیعتین پرده‌نشین گلینلری بزه‌نه‌رک باهار صحنه‌سینه چیخار، نوروز گولی‌نین یاناغیندان شادلیق ترلری دامجیلار، تورپاقین بئشیگینده یاتان کؤرپه اوتلار یوخولی گؤزلرینی آچیب تازا گلدیگی، یئنی دونیانین معجزه‌کار طبیعتینه، باخاراق شیرین شیرین، گولومسر، مئشه‌لرده، چایلاردا، بولاقلارین و حوضلارین کناریندا یاشیل کونیکلی تپه‌لرین دؤشینده لاله‌لر، یابانی قرنفیللر دومورجوقلانار، باهار گله‌ن کیمی آذربایجان داغلاری، چؤللری، باغلاری، دوزلری، طاووس قوشونین قانادلاری کیمی بزه‌نر. زنبق گوللری نازیک دوداقلارینی آچاراق آذربایجان طبیعیتینه حصر اتیگدی قصیده‌لرینی اوخویار، بو زمان باهار شبنملرینده چیمن یاسمنلری‌ده ساچلارینی، یاشیل بوراقلارین اؤزرینه سریب قوروتماغا باشلار، ائله بیل‌کی، انسان قوشلارین نغمه‌لرینده بو سؤزلری ائشیدیر.

دوغرودان‌دا باهارین بو دلربا، و طنطنه‌یی گونونی بایرام ائتمه‌ک قابل‌دیرمی؟ بو زمان بوتون کائناتدا، بیر حرکت باشلار، انسانلاردا، قوشلاردا، حتی عاجز قارینجالاردا بئله بیر تلاش و بیر هیجان حس ائدیلمگه باشلار، ائو، قادینلاری ائوینین شئیلرینی ائشیگه تؤکر، اوتاقلاری آغاردار، قیشین کثیف و آغیر هواسینی ائودن تمیزلر. باهارین بیرینجی گونونی تمیز وجود، و تمیز لباسلارلا قارشیلارلار. قوشولاردخی یوواسینی تمیزلر. تازا یووا تیکمک اوچون چالیشار. قارینجالا یواسینداکی توخوم توکونتولرینی بایرا، چیخاریب تازا توخوم تدارکی اوچون انبارلارینی دوزلدر، جوتچیلر زراعت آلتلرینی سهماناسالار، ایشه چیخماق اوچون مال- قاراسینی حاضرلار، بونا باخمایاراق باهار بایرامی‌نین موضوع و مندرجه‌سی اوزرینده بیر چوخ فیکرلر موجوددور، بعضیلری بونا دینی بیر رنگ وئرمگه چالیشیرلار. مثلا ایرانلیلار ایلک باهار بایرامینی دولت بایرامی، دییه اثبات ائتمگه چالیشیرلار. 

لاکن أتنوغرافیا (علم اقوام) عالملریندن فرانسه‌لی کی‌زه راندو و دین علملری متخصصلریندن مشهور سپنسر، خلقلرده موجود اولان باهار بایرامینی تمامیله دینی ماهیتدن اوزاق بیر حادثه کیمی قیمتلندیریرلر. باهار بایرامی دین و دولتله علاقه‌دار ائتمک اوغریندا یورودولن فیکرلرین هامیسی موفقیت قازانا بیلمیه‌رک بیر افسانه حالیندا قالمیشدیر.

بالعکس، فرانسز تدقیقتچی‌سی ژه راندو و دین تدقیقچیلریندن سپسرین باهار بایرامی‌نین اقتصادی و اجتماعی عامللرین محصولی اولدوغی باره‌سینده بیر چوخ قیدلری واردیر، اونلار باهار بایرامی‌نین هر شئیدن اول بیر اکینچیلیک بایرامی اولدوغی احتمالینی ایره لی سورورلر. 

باهار بایرامینین اؤزرینه حکومت بایرامی دامغاسی وورماق ایسته‌ینلر بوش بیر جمشیدین تاج گذارلیق گونونه تطبیق ائتمگه چالیشیرلار. لاکن بو ادعانی هئچ بیر تاریخی وثیقه ایله اثبات ائده‌بیلمزلر.

ایران شاهلارینین و پیغمبرلرین تاریخیندن بحث ائدن، “چهارچمن” و “شارستان” صاحبلری جمشیدین پادشاه، یهودیلرین سلیمان دئدیکلری پیغمبر اولدوغونو مئیدانه سورورلر. اونلار جمشیدی زمان، مکان و تاریخی ضدیتلر ایچریسینده ایتیرمیشلر. 

ایلک باهار بایرامی‌نین نه اسلام دینی نه‌ده اسلامیتدن اول موجود اولان دینلرله علاقه‌دار اولمادینی، بو بایرامین آیری آیری خلقلر آراسیلا چوخ قدیم زماندان موجود اولدوغو ایله ثبوت اولونور ایندی آرتیق دئمک لازیمدیرکی، بو بایرام، آذربایجان خلقینی ملی و عنعنه‌وی بایرامیدیر. آذربایجان اسلامیتی قبولدن اول زرتشتین مذهبی زمان ظهوریندن ایندیه قدر بیر چوخ دگیشیکلیکلره اوغرامیش و بیر چوخ شعبه‌لره آیریلمیشدیر. بونا باخمیاراق اونون بوتون شعبه‌لرینده مازده‌ئیزمین مهم عنعنه‌لری اؤز اورژینالیغینی ایتیرمه‌میشدیر. مازده‌ئیزمدن آیریلمیش اولان خلقلرین ایچریسینده بو گونه قدر، تاریخی عنعنه‌لر ایتدیریلمکده‌دیر. قدیم آذربایجان آذربایجانلیلار ایچریسینده تورپاغا حرمت و تازه تارلالار یاراتماغا اولان سئوگی او قدر یوکسک و او قدر مقدس ساییلیردی کی، اونلار باهارین ایلک گونو بیر تارلا بایرامی و بیر تصرفات بایرامی کیمی همیشه شادلیقلا قارشیلایردیلار. باهارین ایلک گونو گئجه ایله گوندوز بیرله‌شیر، گونش حمل برجنه داخل اولدوغو اوچون داغلارین قارلارینی اریدیر، چایلار، شلاله‌لر، بولوقلار، جوشور، تورپاغین و زراعتین برکتینه امکان یارادیر. دییه آذربایجانلیلار باهارین ایلک گونی ملی و عنعنه‌وی بیر بایرام اولاراق دوام ائتدیریرلر. باهارین ایلک گونی بایرام ائتمک عادتی یالنیز آذربایجان خلقینه مخصوص بیر عادت دگیل، بو بایرام اسکی رومالیالاردا دخی عین شکل و عین حالدا ایله‌میشدیر. اسکی رومادا، بو گونکی آذربایجاندا اولدوغو کیمی باهارین بیرینجی گونی بایرام ائتمه‌ک اوچون وقت ایکن حاضرلیق آپاریلیردی. آداملار یویونوب تمیزلنیر، تازا پالتارلارینی گئینیر، و داملاردا، حیاطلاردا، توتقال چاتیب اوزیندن هوپپانیز و بایرام گونی مئشه‌لرده، تارلالاردا توپلاتیب چالیب اوینایردیلار. 

نوروز بایرامینی عین شکلده بایرام ائله‌مک آذربایجان‌داخی بیر عادتدیر. بو عادتی چین کندلیلرده عین شکل و عین موضوعدا دوام ائتدیریرلر. اونلار بایرام گونی ایش ماللارینی به‌زه‌دیب موسیقی و نغمه‌لر چؤله چیخیردیلار برقدر چالیب اویناییر، سونرادا زراعتین و چؤل ایشلرینین رسم کشادینه باشلایردیلار.

عمومیتله دئمک اولارکی، خلقلرده، موجود اولان باهار بایرامی عینی و بیر موضوعین مختلف شکل‌لریندن باشقا بیر شئی دگلدیر. البته بو بایرام زامان و مکانه گؤره یاخود محیط و تاریخی دؤرلرله علاقه‌دار اولاراق خلقین ذوق و استعدادینا تابع اولماقلا مختلف و جوربجور شکللرده اجراء اولونور و بعضاده یئرینی رومادا و سائر اؤلکه‌لرده اولدوغو کیمی باشقا بایراملار تسلیم ائدیر.

لاکن آذربایجاندا ساخلانیلان باهار بایرامی‌نین اقتصادی و عنعنه‌وی اهمیتدن علاوه بیرده اجتماعی قیمتی واردیر. باهار بایرامیندا بوتون بیر ایلی گؤروشمه‌نیلر گؤروشور. خلق بیر- بیرینین الینی دوست کیمی سیخیر، بیر - بیرینین کیفنی سوروشور و بیر بیرلرینین وضعیتلریله تانیش اولورلار بایرام گونو قانلیلار باریشیرتعزیه‌لیلر ماتم‌دن چیخیر، اونلار ماتم قاراسینی چیخاریب تازا و الوان پالتارلار گئنه‌رک کتله‌لره قوشولورلار. 

بایرام گونو وارلیلار اؤز قاپوسینی یوخسوللارین اوزونه آچیر، اونلاری بایرام یئمکلریله دویورورلار. عین زاماندا وارلیلاردا یوخسوللارین ائولرینه گئدیب بیر دامجی گلاب ایله بیر شیرنی گؤتوروب اونلاری شادلاندیریرلار. بوتون بونلاری نظره آلاراق دئمک اولارکی، باهار بایرام اجتماعی حیاتین تظاهراتینه خدمت اوچون یارادیلمیش ان گؤزل بیر واسیطه‌دیر. بوردا بیر مسئله‌نی‌ده قئید ائتمک لازیمدیر. انسانلارا شادلیق و آزادلیق ویریجی بایراملار هانسی بیر خلقین طرفیندن وجوده گلیرسه گلسین، او، گیت گیده بین‌الملل بیر حقوق قازانیر و بوتون خلقلرین بایرامی اولماق صلاحیتینی کسب ائدیر.

بو نقطه نظردن‌ده ایلک باهار بایرامینین قونشوموز اولان ایراندا (نوروز بایرامی) آدلانماسی تعجبه سبب اولاجاق بیر حادثه دگیلدیر. اونلار (نوروز) بایرامینی دینی و دولتی بیر بایرام حساب ائتسه‌لرده اساس موضوعدان آیریلمایاراق اونون اجتماعی قیمتینی انکار ائتمیرلر. آذربایجاندا بو بایرام نوروز آدلانیر، لاکن باشقا دینی بایراملاردان فرقلی اولاراق بو بایرامدا هر شئی ، عادت عنعنه و بایرام قاعده‌لری بو عزیز گونین خلق آراسیندان دوغدوغونی و گئنیش کتله‌لر بایرامی اولدوغونو گؤستریر. 

 



يازان : محمدرضااسماعيل زاده

خالقیمیز نوروز بایرامینی قید ائدیر. بوتون تورک دونیاسی اوچون چوخ عزیز اولان بو بایرام زامان اؤتدوکجه معیین دییشیک‌لیكلره اوغراییب، بعضی عادت‌لری اونودولوب، یئنی عنعنه‌لر اورتایا چیخیب. بونون اوچون ده ایندی یاشلی اینسان‌لار نوروز بایرامیندا، ائله‌جه ده چرشنبه‌لرده دئییرلر: “هي آی بالا، اوّل­کی بایرامدان اثرعلامت قالماییب”.

تورک خالق‌لاری اوچون نوروز بایرامی ندیر؟

نوروز طبیعتین اویانیشینی، گئجه ایله گوندوزون برابرلشمه‌سینی، اکین‌چی‌لیک حیاتینین باشلانغیجینی، یازین گلیشینی اؤزونده تجسسوم ائتدیرن بایرام‌دیر. نوروز تورکون طبیعته باغلیلیغین‌دان گلن و اونا دویولان سئوگی‌دن تشکّول تاپان اولو بیر بایرام‌دیر. تورک میللتی‌نین اؤز حیات فلسفه‌سین‌دن، طبیعت دوشونجه‌سین‌دن دوغموش یاز بایرامینین هر گلیشی اولدوقجا بؤیوک جوشقو ایله قارشیلانیب. چونکی طبیعت‌دکی دییشیک‌لیک تاریخ بویو ائله‌جه ائتنوسون حیاتیندا دا بیر دؤنوش و تزه‌لنمه نقطه‌سی اولا‌راق دوشونولوب. اسکی تورک امپراتورلوق‌لار چاغیندا ایلک باهار و سون باهار بایرام‌لارینین رسمی دؤولت بایرام‌لاری اولدوق‌لاری حاقيندا بیلگی‌لره چین قایناق‌لاریندا راست گلیریکمحمود کاشغری‌نین “دیوان لغات تورک” آدلی ایلک ديوان لوغتینده باهارین گلیشی “سئل‌لرین-سول‌لارین چاغلاماسی، قارین ارییب داغ زیروه‌لری‌نین گؤرونمه‌یه باشلانماسی، دونیانین نفسينین ایسینمه‌سی، رنگارنگ چیچک‌لرین آچیلماسی، یئر اوزونه یام­یاشیل ایپک قوماشین سریلمه‌سی، حیوان‌لارین بالالاماسی” شکلینده تصویر اولونور. نوروز عادت-عنعنه‌لرله زنگین بیر بایرام‌دیر. لاکین، ائله عادت‌لر وار کی، معاصر دؤوروموزده اونودولوب،بیزه گلیب چاتماییب؟

باهار بایرامی عادت-عنعنه‌لری، اینانج‌لاری ایله چوخ زنگین‌دیر. “شال ساللاماق” و بونون دیگر فورماسی اولان قاشیقلا کاسا چالماق آخیر چرشنبه ایله علاقه‌دار اولان و گئنیش یاییلان عادت‌دیر. بو عادت قدیم اکین‌چی طایفه‌لارینین بیری دیگریندن اکین اوچون توخوملوق دن نومونه‌لری توپلاماق عادتینی خاطیرلا‌دیر. هاوا قارالدیق‌دان سونرا اساساً گنج‌لر قوهوم‌لارین، تانیش‌لارین قاپی‌لارینا گئدیب اَللرینده ساخلادیق‌لاری قابی قاشیقلا ووروب سس سالاردی‌لار. ائو صاحبی سسی ائشیتجک قاپییا چیخیب ایچری اوزادیلان قابا پای قویور. پای اوچون شیرنی، قورو مئیوه، بزک شئی‌لری و ... قویولوردو. پای توپلایان نه اؤزونو گؤستریر، نه ده دانیشیردی. اگر او، دانیشسایدی، پای وئرن بو حرکتی پیس عادت سایاردی. “شال ساللاماق عادتی سوبای گنج‌لر طرفیندن اجرا اولونان “قورشاق آتدی”، “پاپاق آتدی” و ... مراسیم آیین‌لری‌نین مضمونجا عینی‌دیر. آخیر چرشنبه آخشامی اونلار بئل شالی، اؤرپک، گؤتوروب سئودیک‌لری قیزلارین ائولرینه گئدیب، شالی باجا‌دان، دام‌دان، پنجره‌دن حیته، ائوه ساللایاردی‌لار. اگر قیزین آتا-آناسی راضی اولاردیسا، شالی اونون بئلینه، بعضی یئرلرده قولونا باغلاییردی‌لار. راضی اولماسا‌لار دسمالا شیرنی قویوب گئری قایتاراردی‌لار. آخیر چرشنبه و نوروز آخشامی کندین آغ­ساققال‌لاری ائوینده ماتم اولانين، يعني بایرام کئچیره بیلمه‌ین آدام‌لارین قاپی‌سینی دؤیوب، اونلارا سمنی خونچاسی آپاراردی‌لار. سمنی خونچاسیندا گؤیردیلمیش سمنی، مئیوه، نوغول و ... قویولاردی. سمنی خونچاسینی آپاران‌لار بوینونا کئچیردیگی توربا‌دان حیتده اوینایان اوشاق‌لارا جويز- بادام ، یومورتا، کیشمیش، قووورغا وئرردی‌لر. بو عادتین مقصدی سینیق قلب‌لری اووندورماق، یاسدا اولان اینسان‌لارین کؤنلونو آلماق ایدینوروز بایرامی و ایلاخیر چرشنبه اؤزونه­مخصوص اینانج‌لاری ایله دقتی جلب ائدیر.

آخیر چرشنبه گئجه‌سی نحث دانیشماق، ایچکی ایچمک، نالاییق ایشلر توتماق اولماز. نوروز بایرامی آخشامی یاندیریلان تونقال‌دان خئییر-برکت ایستنیلیر. نوروز بایرامی آخشامی قونشولار یاسلی آدام‌لارین حیتینده تونقال یاندیریب، اونلاری “قارا بایرام” دان چیخاریرلار. نوروز بایرامیندا باغداکی آغاج‌لارین قورو بوداق‌لارینی کسمه‌سن، آغاج کوسر،بار وئرمز. نوروز بایرامی سوفره‌سینه سو دولو قاب قویوب، ایچینه خیردا بالیق بوراخیرلار. بالیق قابین دیبین‌دن دوز شاقولی قالخیب سویون اوزرینه بورون وورونجا ایلین تحویل اولدوغو بیلینرمیش. آخیر چرشنبه گئجه‌سی اَره وئریلن قیزلاری تونقالین باشینا دولاندیرار و دئیرلر: “قوی اودلو-اوجاقلی اولسون‌لار”. آخیر چرشنبه گئجه‌سی قیزلار چوخ آرا‌لی‌دان آرخاسی قاپییا دوروب آیاق‌لارین‌داکی باشماقلارين ساغ تایینی گئرییه دوغرو آتارلار. اگر، باشماقين بورنو قاپییا طرف دوشسه،دئمک یاخین واختدا اره گئده‌جک‌لر. آخیر چرشنبه آخشامیندا بیر نئچه پارچا کؤمورو، بیر اوووج دوزو، بیر-ایکی دنه ده قارا پولو بیر کوزه‌یه قویوب دامدان آتارلار. دئیی‌لنه گؤره، کؤمور قارا گونون، دوز آج­گؤزلوک و شورگؤزلوگون، قارا پول ایسه یوخسوللوغون نیشانه‌سی‌دیر. اونلاری کوزه‌یه قویوب آتماقدا مقصد قارا گون‌دن، آج­گؤزلوک‌دن، یوخسوللوق‌دان قورتولماقلا باغلی‌دیر. 

 


باهار بایرامی یا نوروزپیدایش حماسه ارگنه قــون


 

متین قزلجه

در داستانهای حماسی تورکان، بالاخص در بین "گوگ تورکها/ تورکان آسمانی"، واقعه بازگشت از ارگنه گون آغاز سال نو محسوب میشد و آنرا با شکوه و جلال خاصی برگزار می کردند. این رسم باستانی هنوز نیز برگزار می شود. رؤسای دول مستقل تورک زبانان آسیای میانه، آذربایجان، ترکیه و... با کوبیدن پتک بزرگی بر آهن دمیده در آتش جشن ارگنه گون و آغاز سال نو را اعلام می کند. مراسم شکوهمند ارگنه قون هر ساله از تلویزیون دولتی ترکیه مستقیما پخش می شود.

حماسه ارگنه قـون چیست و از کجا نشأت می گیرد؟

گوک تورکان در سراسر امپراطوری خویش با عدالت حکمروانی می کردند. در زمان حکمرانی ایل خان، سرکرده قوم تاتار بنام "سوینچ خان مغول" با هجومی غافلگیرانه و با حیله گری به سرزمین گوک تورکها هجوم آورده، تمامی جنگجویان و مردان را از دم تیغ گذرانده، زنان و اطفالشان را به اسارت گرفت.

فرزند کوچک خاقان بنام "قیان" و پسرعمویش "توقوز" از این حمله وحشیانه جان سالم بدر می برند. آنها با همسرانشان به جنگلی انبوه پناه برده، این محل پرصفا و خوش منظر را "ارگنه قـون" می نامندکمره کوه، قون = قونماق، فرود آمدن، ارگنه وصفی برای این محل). طی سالیان متمادی آنان در ارگنه قون بتدریج قدرتمند می شوند و بر تعداد جمعیتشان نیز افزوده می شود.

تورکها برای اینکه در این جنگل وسیع دچار گرسنگی نشوند، سه ماه از سال را در تدارک آذوقه زمستانی به جمع آوری غذا می پردازند. آذوقه های جمع شده را در سوم غار) می انباشتند. یکسال زمستان سخت و درازی پیش آمد. آذوقه تورکان نیز تمام شده بود. اوغوز نامی از تورکان بدنبال آذوقه راهی جنگل شد هرچه گشت خوردنی نیافت، نا امید در حال بازگشت به بوز قورت گرگ خاکستری) برخورد می کند و احوال خود را بیان می کند و در وصف برخی فصول سال می گوید:


اوچی جنت یاغی دیر، سه تایش مانند بهشت است

اوچی بیزه یاغی دیر، سه تایش دشمن ماست

اوچی یئغیپ گتیره ر، سه تایش فراهم آورنده است

اوچی اوروپ دآغیدارسه تایش پریشانی است


بوزقورت گرگ به وی می گوید: "ای فرزند اوغوز! در مسیرت یک گله گوسفند، یک دسته گندم، سنگ آسیاب و یک دوک خواهی دید. آنها را با خودت بردار. گوشت گوسفندها را بخور، پشمش را بریس و برای ایلت لباس بدوز، از پوستش پوستین بدوز. بعد از فرارسیدن بهار، دانه های گندم را بزمین بپاش و با عرق پیشانی ات آبیاری کن، بره های گوسفند را در دستانت پرورش بده تا زیاد شوند."

اوغوز نصیحت بوزقورت را برجای می آورد. در بهار گندم را درو می کنند، گوسفندان بره های فراوان می آورند. تمامی اولوس شاد می شوند و تانگری آسمانها را دعا می کنند.

اوغوز باز هم به همان بوزقورت برمی خورد و بنا به پیشنهاد وی از روز سی ام چله بزرگ جشن بزرگی برپا می کند و همگی دور آتش مقدس به شادمانی می پردازند.

تورکها چهارصد سال در ارگنه قون می مانند. سرانجام تصمیم می گیرند که به سرزمین پدری بازگردند. ولی هرچه تلاش می کنند، راه بازگشت را نمی یابند. باز هم بوز قورت گرگ نجات بخش) به سراغ آنها آمده می گوید: "اگر در پشت این کوه اتش برافروزید، سنگها گداخته شده راه برای شما باز خواهد شد." تورکها این کار انجام می دهند و راه بازگشت به وطن پدری را می گیرند. این بار نیز بوزقورت آنان را تا رسیدن به سرزمین آبا و اجدادی شان راهنمائی میکند.

روز بازگشت تورکان به سرزمین پدری مصادف با برابر شدن شب و روز بود، بهمین سبب آنرا "تأزه گون" روز نو/ نوروز) می خوانند که با مصادف با 21 مارت می شود. این روز سرسبز و پر از لاله و ریحان را "اوغوز گونی" روز اوغوز) نیز می نامند.

از آن تاریخ تا به امروز این روز، سرآغاز سال نو محسوب می شود. جشن سال نو را خاقان با کوبیدن پتکی بزرگ بر آهن تاخته می گشاید.

در بین تورکان تقویم 12 حیوانی رایج بود. هر سال به نام حیوانی نامگذاری می شود موش، اسب، خرگوش، گاو...). در بین ایرانیان تا رواج تقویم جلالی در عهد سلجوقیان سالشمار مخصوصی نبود. بنابه محاسبات دقیق دانشمند عهد ملکشاه21مارت، برابری روز و شب بعنوان آغاز سال نو اعلان می شود.

در کتاب "تاریخ بخارا"ی ابوبکر نرشچی و نیز در کتاب جغرافیای حدود العالم، به بزرگداشت جشن نوروز در بین تورکان اشاره می شود. حتی در بین تورکمنها هم اینک جشنی بنام «چوپون نوروزی» رایج است که آن ده روز قبل از نوروز فعلی برگزار می شود.

چهار، چهارشنبه آخر هر سال به نامهای "سوو چهارشنبه سی" چهارشنبه آب- بمناسبت ذوب شدن یخها و جاری شدن آب)، "یل چهارشنبه سی" چهارشنبه باد- بمناسبت وزش باد ملایم بهاری)، "اوت چهارشنبه سی" چهارشنبه آتش بمناسبت دمیده شدن گرما بر خاک و رویش) و "توپراق چهارشنبه سی" چهارشنبه زمین/ خاک- تقدس به برکت دادن زمین) نامگذاری می شود. تورکان در هریک از این چهارشنبه ها آتش بزرگی می افروزند، تمامی اولوس بر گرد آن جمع می شوند و به نیایش تانگری آسمانها می پردازند. و نیز مراسمی در ایام " غیسغا چهارشنبه" چهارشنبه کوتاه) و "اوزین چهارشنبه" چهارشنبه طولانی) برگزار می کردند. در مراسم "غیسغا چهارشنبه" تورکان یال و دم اسبان را کوتاه کرده آنرا می آرایند. زنان نیز در این روز موی سرها را بشکلی زیبا تزیئن می نمایند. در آخرین چهارشنبه سال، بر فراز تپه بلندی آتش بزرگی می افروزند و در اطراف تا صبح به شادمانی و پایکوبی می پردازند و از قمیز شراب مخصوص از شیر مادیان) سرمست می شوند. قبل از طلوع آفتاب، از چشمه مقدس کوزه ها را پر کرده به منزل بر می گردند. مراسم آتش افروزی در این روزها بخاطر سپاسگزاری و شکرگزاری و یاد آوری روز بازگشت به

شاه ايسماعيل خطایي سياست و ايدئولوژي معماري

شاه ايسماعيل خطایي سياست و ايدئولوژي معماري

ŞAH İSMAİL XƏTAİ SİYASƏT VƏ İDEOLOJYİ MEMARI


 مدیر مسول :دکتر حسين شرقي دره جک سوي تورک

SORUMLU MÜDİR: Dr.HÜSEYİN ŞƏRQİDƏRƏCƏK (SOYTÜRK) 

 

 

شرق عالمي نين بؤيوک داهيسي  و دوشونورو (موتفککيري) بؤيوک شاه ايسماعیل خطاي قوجا دوغو دونياسي نين يئتيشديرديگي نادير و حيکمتلي سؤز آدامي و دؤولت قوروجوسودور. بو بؤيوک وارليق هم ده آذربايجان تورک اينسانيدير. اونون دوهاسي، ايراده و جسارتي حربي، سياسي و ادبي باجاريغي اؤزوندن يوز ايللر سونرا دا يئني-يئنیروحلارين يئتيشمه سينده درين ايز و ائتگي (تاثير) بوراخميشدير. 

  يوردوموزون بئله بؤيوک دوشونور دوهالاري نين يئتيشديرمه سي دونيا و اينسانليق نامينه بؤيوک شرف و غورور منبعييدير. بيزيم اولان بؤيوک شخصيت دونيا اينسانلارينا معنوي زنگينليگي و يوکسه ليشي، هم ده فلسفي-ايدئولوژي آچيسيندان تاثير ائتميشدير. حتّی، اونلارين چيخيش يوللارينا چئوريله رک گله جه یه ايشيق توتموشدور. شرق و ايسلام مدنيتيني دريندن منيمسه ين شاه ايسماعیل هم ده بير حؤکمدر کيمي تورک آذربایجان-ایران و ايسلام عالمي نين پسيخولوژي يؤنلريني کؤکلو شکيلده اؤيره نيب بيلميش و دييشديرمشدير. 

  عوموميتله، شاه ايسماعیل دؤورون تورک تفککورونون عرصه يه گتيرديگي جاهانشومول شخصيتلردندير. اونا گؤره کي: 

  1. تورک ديلي نين (آذربايجان تورکجه سينين) ادبي ديل و سونرا ده دؤولت ديلي سويييه سينده استاتوس قازانماسي نين سببکاريدير؛ 

  2. ايدئولوژي معماردير، اونا گؤره کي، ايسلام ديني نين شيعه فورماسيني فلسفي و علمي شکيلده دئمک اولار کي، عرب ايسلام مدنيتيندن فرقلي اولاراق يئرلي ميللي اینانج و مدنيتي نين بانيسيدير. بو يئنيليک بيزلره ساده گؤرونه بيلر. آنجاق تاريخين او دؤورونده عربچيليک فيکير ايستيلاسيندان قورتولوش يولو کيمي محض تاريخي-ايدئولوژي يئنيليکدير. شاه ايسماعیل ايسه بونون حاميسي و بانيسيدير. ائلجه ده بو اساسدا او قوردوغو دؤولتي عرب ايسلام فيکير سولطه سي ايله يوخ، یئرلی ايسلام يؤنته مي ايله ايداره ائتميشدير. بونا قيزيلباشلار دئیلير؛ 

  3. او قوروجو و جسوردور، اونا گؤره کي، دؤولت و دؤولت سيلسيله سي نين قوروجوسو و بانيسيدير. بؤيوک صفويلر دؤولتي نين ياراديجيسيدير. جسور سرکرده و شاهدير. هم ده اجدادي نين ايللر بويو بيريکديرديگي فيکير داغارجيغي نين سؤزون اصيل معناسيندا قوردوغو دؤولت واسيطه سيله حياتا کئچيرميشدير. ايدئولوژيني سياسته، سياستي دؤولتچيلييه خيدمت کيمي ايستيفاده ائتمگي باجارميشدير. زيرا، ايدئولوژيسي اولمايان دؤولت زامانين سوره حؤکمونه محکومدور. آنجاق ايدئولوژيسي اولان دؤولت و دؤولتچيليک تاريخي مغلوبيته اوغراسا دا يئنيدن جوجريب روشد ائتمگي باجارير؛ 

  4. او، صوفي خاقان، حاکيم اولاراق هم ده شاعيردير، يعني، سؤز اينسانيدير. ديليميزين تمليني سارسيلماز بونؤوره لرله مؤحکملنديرميش و اونون روشد و نوموووونا خيدمت ائتميشدير. «دهنامه» و «نصیحتنامه» کيمي اثرلري ايله ادبياتيميزي زنگينلشديرميشدير؛ 

  5. شاه ايسماعیل بير اينساندير. البته کي، اونون سهولري ده اولموشدور. آنجاق اونون بو سهولري ده يئنه خاريجي عاميللرين تاثيري ايله باش وئرميش اولا بيلر.  

  بوتون موثبت يؤنلو ايشلري ايله ياناشي چالديران ساواشي اونون تاريخي سهوي اولاراق، هم ده اونون شخصيتيني، ائلجه ده قوردوغو دؤولتي دريندن سارسيتميشدير. نهايتده اونون قوردوغو ميللي دؤولت بو سورجدن سونرا باشقا بير خالقين دؤولتينه چئوريله رک آذربايجان دؤولتچيليک استاتوسونو ايتيرميش اولدو. بو سببدن ساواش و موحاريبه  نين ده يارانما دليللري آچيق-آيدين اورتادادير. شاه ايسماعیلين ساواش مسله سينه بير شاه و حاکيم کيمي گيريشي ايلک نؤوبه ده اونون تورکلويه و تورک بيرليگينه ووردوغو ضربه کيمي باشا دوشمک اولار.

چونکي او بير شاه و يا سولطان کيمي بو ساواشا گيرمه يه بيلردي. آنجاق ديگر طرفدن تورکون (آزربايجان) قديم دوشمنلريندن اولان آریایزم عاميلي و بو عاميلين صفوي ساراييندا شاهين ديزي نين ديبينده اولماسي گؤسترير کي، ايلک نؤوبه ده بو فاکتور ساواشين يارانماسيندا اؤنملي سببدير.

 اونا گؤره کي، آریاچیلیق دؤولتچيليگي عرب و تورکلوکدن آلديغي يارالاريني بو يارالاريني بو عملليري ايله بير آز دا اولسا ساکيتلشديرمه يه جهد ائتميشديرلر.

 ايکينجي عاميل سني ايسلامدان ايمتيناع و شيعه مذهبينه کئچمک، بو دا آریایزم عنصورونون عربلردن ايسلام واسيطه سيله آلديغي بؤيوک داغيديجي ضربه نين تلافيسي کيمي تلقي ائديله بيلر. آریچیلیق فاکتورو هميشه عرب، ياخود ايسلامين اونلارا ايستيلا يولو ايله ديکته ائديلمه سيني قئيد ائدير. آنجاق، ايران اراضيسينده تورک عنصورونون مؤوجوديتي ايسلامين ياییلماسينا ياشيل ايشيق اولاراق زمين يارادير.

 صفوي دؤولتي بو يؤنده هم تورک عاميلي اولاراق، هم ده آریایزم فاکتورونون ايشينه يارايان دييشيک ايسلام فورماسيني بير فورصت کيمي قارشيلاميشدير. زيرا، اوندان اؤنجه ده اونلارين تورک دؤولتلرينده بئله بير حرکتين حياتا کئچيريلمه سينه چابالاري اولموشدور. آنجاق تورک حاکيميتلري نين دينه و ايسلاما تمل اساسلارلا باغلي اولدوقلاريندان بو مومکون اولماميشدير.

اوچونجو عاميل ايسه خاريجي عاميلدير. آوروپانين عوثمانلي تورک ايمپئريياسي ايله اولان دوشمنچيليک سببي بونون اساسيندا دايانير. تورکلرين قارشيسيندا عاجيز قالان آوروپاليلار چيخيش يولونو موسلمان دونياسيندا ديگر ائتنيک (يا دا ميللي) منسوبيتلي خالقلاري تورکلردن قوپارماق سياستي حياتا کئچيرميشدير. صفوي و عوثمانلي ايکي تورک ايمپئريياسي اولسا دا ايلک نؤوبه ده اونلارين آراسيندا جوغرافي و سياسي سرحد يارادا بيلمه ين خريستيان عالمي ان اينجه يوللارلا مذهب آيريشماسينا  يول آچميشلار. سونرا ايسه سؤزده ايسلامي قبول ائديب، روحلاريندا ايسه عرب ايسلام قاليبيتيني هضم ائده بيلمه ين آریچیلیک عاميلي نين  الي ايله آوروپا عاميلي اورتاق دوشمن دئيه اورتاق مخرجه گلرک عوثمانلي تورکلرينه آرخادان ضربه ائنديره رک اونو ضعيفله ديب، ائلجه ده مقصدلرينه نايل اولماقدير.

 بونو دا چالديراندا قارداش ساواشي ايله باجارميش اولان اوزاق خاريجي عاميل، يعني آوروپا (خريستيان دونياسي) و ياخين داخيلي (صفوي دؤولتي نين ايچينده) اولان آریچیلیک عاميلي کي، عرب ايستيلاسي و ايسلاميتيني سئومه ين شووينيست کؤهنپرست آریالیلا دئمک اولار کي، تاريخي باشارييا ايمضا آتميش و او گوندن سونرا تورکلرين بير- بيرلريندن دين و ديل فرقلنمه سي گنيش وسعت آلميشدير. بئلجه ده اورتا آسيا ايله تورپاق بيرليگي باغليليغي قوپموش اولان آنادولو تورکو، آنادولو اورتا آسيا ايله اراضي ياپيشيقليغيني سياسي ده اولسا ايتيرميش اولموشدور.

چالديران ساواشيندان سونرا صفوي دؤولتي آذربايجان دؤولتچيليگيندن چيخاراق ايصفانا اينتيقال ائتميش و فارس دؤولتچيليگينه قوللوق ائده رک  سادجه تورک عنصونلريني ديلده و معمارليقدا قورويوب ساخلاماقلا قناعتلنميشلر. جوغرافي بوتؤولویو اولاراق اورتا آسيادان گلن ايران فلاتيندان يول ائده رک آوروپايا اوزانان تورک وارليغي ايرانين اورتا (مرکزي اراضيلرينده) بوتؤولویو قيريلاراق مسافه آچماغا باشلاميشدير.

 مين ايللرله اراضي بيرليگيني و بوتؤولوگونو تامين ائدن تورک عنصرونون بيردن-بيره چالديران ساواشيندا آتا يوردو ايله آنا يوردو آراسيندا قوپما و قيريلما عمله گلميشدير .

بو سياست پلانيني تورکون ازه لي و ابدي دوشمنلري چوخ اوستاليقلا باجارميش و حياتا کئچيرميش اولورلور. اوندان  سونرا آوروپا عاميلي عوثمانلي تورک ايمپئريياسيندا موختليف خالقلاري تحريک ائده رک  اونو پارچالاميش، هر يوز ايلدن بير بير قدر تورکلرين اراضي بوتؤولویونو قيرماغا مووفق اولموشدور. بيرينجي دونيا ساواشيندان سونرا دا آذربايجان تورکلري ايله آنادولو تورکلري آراسيندا بعضي صنعي دؤولتلرين ياراديلماسي ايله (گورجو و ائرمني کيمي) قوندارما دؤولتلرله بؤلمگي باجارميشلار. داها ايره ليه باخساق، گؤرريک کي، چالديران ساواشي سياستي هله ده داوام ائتمکده دير. اونا گؤره کي، آوروپا عاميلي اگر آذربايجان خالقينا اؤز موقددراتيني تعيين ائتمک حوقوقونو تانيميرسا، لاکين بير نئچه مين ائرمنييه ايشغال ائديلميش قاراباغدا اؤز مقددراتيني تعيين ائتمک حوقوقونو تانيييرسا و بونونلا ياناشي کوردلرين دولت قورماسینا بو قدر جان آتيرسا، بو او دئمکدير کي، اونلار يئني، نؤوبتي يوز ايلده، آذربايجان، خوصوصيله ده تورکيه تورکلري آراسيندا کورد قوندارما (عيني ايله گورجو و ائرمني کيمي) بير دؤولتين يارانماسينا جهد ائديرلر و ائتمکده ديرلر. عراق- سوريه ايچ ساواشي، ائلجه ده کورد ترور بؤلوجو قروپلاشمالاري بونون عياني ثوبوتودور.

 آوروپا عاميلي اونلار اوچون چالديراندان دوغان گونشين ايشيغيندا بونا نايل اولا بيلسه لر، او زامان تورکيه تورکلري نين باغيني تاماميله آذربايجان و اورتا آسيا ايله کسميش اولاجاقلار. بو مرحله دن سونرا ايسه اونلاري آوروپا بيرليگينه آلاراق يوخ ائتمه و آسسيميلياسييا سياستينه باشلاياجاقلار. گرچي بو سورجده آریاییلر اونلارا تورک قونوسوندا لازيم اولماياجاقلار .آذربايجاندا ميللي کؤکلره باغلي اولمايان ضعيف دؤولتين ايجاد ائديلمه سينه ياشيل ايشيق يانديرميش اولاجاقلار. اونوتماياق کي، اونلار عربلره خوف گلمک اوچون آریلری ضعيف ساخلاياراق هميشه دستکليه جکلر. لاکين بوتؤو آذربايجان دؤولتي نين يارانماسينا هئچ واخت موساعيدت ائتميه جکلر. چونکي اونلارين آنا سياسي خطلري ايله گوجلو هر هانسي بير تورک عنصرلو دؤولت ضيديت داشييير. حال-حاضيردا چالديران ساواشي نين آچديغي يوللا ايره ليليه رک کوردوستان دؤولتي نين يارانماسينا نايل اولماغا چاليشيرلار . بونون دا بؤلگه و قاره ميز اوچون دوغوراجاق اولاجاق  بير چوخ تهلوکه لي عاميللريندن قورونماق گره کير. 

Description: چال  شاه باباميزين بوتون موثبت ايشلري ايله ياناشي بيرجه چالديران ساواشي تورکلويه آغير ضربه اولاراق تاريخده اؤز يئريني آلميشدير. بو گونکو تورکلوک بو يارالارين ساريلماسي اوچون آلتئرناتيو يوللار و سياسي امکانلاردان ايستيفاده ائتمه ليدير .

 حال حاضردا سیتملی آسیملاسیون یوللاریلا تورکلری اوز کوکلریندن اوزاقلاشدیرماغا بویوک مادی و سیاسی حتی حربه متدلار حیاتا گئچیریلمک ده دیرلر.اورتا دوغونو یالنیز اسراییل اوچون ایسته ین سوپر گوجلر یوروتدوکلری آنتی اسلام سیاسی و حربی حمله لریله بو گونده چالدیران دان باشلاتدیقلاری باشارینی داوام ائتدیرجکلر. آییق و سایاق اولماقگره کیر.