روز ملي شعر یا شعر ملي؟

اعلام روز 27شهريور ،وفات استاد شهريار ،به عنوان (( روز ملي شعر وادب))در شهريور ماه 1381كه به تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي و امضاي سيد محمد خاتمي ، رئيس جمهور محترم وقت رسيده بود بيش از آنكه فرصتي به اهل فرهنگ و قلم براي نقد و معرفي اين هنر و سرمايه فرهنگي و تجليل از بزرگان شعر و ادب بدهد ،فرصتي به دست فرصت طلبان داد تا بار ديگر دانسته و ندانسته، مكنونات قبلي انحصار طلبانه خود را برزبان آورند و به تخريب يكي از بزرگان و محبوب ترين چهره هاي فرهنگي كشوربپردازند. در اين نوشته ها و گفتگو ها اكثراً به جاي ارائه دليل و بحثي كارشناسانه،به كلي گويي و ارائه مطالب شكارگونه و تخريب مستقيم و غير مستقيم شخصيت مورد حمله و تمجيدگاه اغراق آميز شخصيت مورد نظر و دلخواه خود پرداخته اند.

روزي براي ((شعر))بطور عام تعين مي شود نه ((نوعي از شعر)) ! اين به معني تعيين روزي به مناسبت نوعي از شعر و ادبيات بامضمون ملي گرايانه يا حماسي ويا هر چيز ديگري نيست.شعر و ادب كشور گنجينه عظيمي در زمينه هاي گوناگون است كه شايدمحوراصلي آن را عشق و عرفان تشكيل مي دهد و شخصيت هاي بزرگي را چون مولوي ، سعدي،نظامي، عطارو...پرورانده است.

 

 آنان چگونه به اين اجماع رسيده اند كه شعر بايد به نام شاعري باشد كه آثار ملي گرايانه داشته باشد؟

 

نمي دانم! و نتيجه اين كه روز ((ملي شعر ))را (( شعرملي)) اشتباه گرفته اند؛وبحث((شاعرملي))راپيش كشيده اند كه ساخته اي ذهني است و اصلاً قرار نبود چنين انتخابي صورت بگيرد .لذا چنان از فردوسي به عنوان تنها گزينه براي انتخاب   اين روز به نام او ياد كرده اند كه گويا سند ثبتي از هزار سال قبل به نفع ايشان دارند.در صورتي كه اگر نيك بنگريم با وجود هنري كه درخلق شاهنامه به كار گرفته شده است ،انتخاب فردوسي به عنوان نماينده شعركشور به طور عام،شايد بدترين انتخاب در عصر حاضر باشد.چرا كه اين انتخاب بايد معرّف روح انساني و حاكي از محبت و همدلي ايراني عليرغم تفاوتهاي قومي و فرهنگي در سايه دركي والاووحدت ديني باشد. برداشت نادرست ديگر اين است كه از شعر ميهني فقط شعر فارس را مد نظر داشته اند . متأسفانه هنوز در دهه سوم بعد از پيروزي انقلاب اسلامي و در آغاز هزاره سوم ،بعد از آن همه حضور همه جانبة تمامي ملت در عرصه هاي مختلف مبارزه، استقامت و دفاع ،و اثبات همدلي ووحدت ديني  وميهني آنها،هنوز هم ناديده گرفتن بيش از نيمي از اين ملت شريف برذهن و زبان بعضي از به اصطلاح روشنفكران مستولي است:((... مگر جز اين است كه ((شاعر ملي ))بايد نماينده و نمايانگر مليت ايراني ما باشد .مگر جزاين است كه بايد نماد ((زبان فارسي)) باشد... اين خصيصه شعر فردوسي است .به اين دليل كه به زبان فارسي اثري عظيم باقي گذارده .))! (محمد آزرم ، روزنامه همشهري 8/7/81 )

 

و همين است كه منشاء بسياري از تندرويها و موضع گيري هاي غير منصفانه مي شود((...يك برنامه غلط وسليقه اي است كه بر مبناي مصلحت هاي غير ادبي و غير فرهنگي انجام شده است .)) (منوچهر آتشي همشهري 8/7/81)

 

بگذريم از كساني كه اقدمات و گفتگو هايشان در چند سال اخير ،جهاد جهت گيري شده او را كاملا بر ملا ساخته است . ومن نمي دانم به چه مناسبتي در موضوع شعر نيز با ايشان مصاحبه مي شود؟! او كه در هر چيزي نگران بوجود آمدن ذهنيت قوم گرايي در جامعه ايران است ، نمي دانم چرا وقتي فردوسي را از طوس وحافظ را از شيراز و نيماي عزيز را از يوش انتخاب مي كنند نگران رشد ذهنيت قوم گرايي نيست : ((...اميدوارم با اين انتخاب ذهنيت قوم گرايي در جامعه به وجود نيايد .)) (پرويز ورجاوند همشهري 8/7/81 )   .

 

از جملاتي كه به عنوان علت مخالفت ذكر شده است اين است كه در(( غزل كه شعري كاملاً شخصي است ونمي تواند بيانگر هويت ملي ما باشد.))و لابد غزليات حافظ هم از امور شخصي و مشكلات خانوادگي صحبت ميكند .وشيفتگي نيچه و فيتز جرالدو...به شعر ايران دخالت در امور داخلي كشورمان آن هم از نوع خانوادگي محسوب مي شود !از بزرگان علم وشعور آموخته ايم كه محتواي غزليات حافظ و مولوي و... نه تنها امور پيش پا افتاده شخصي نيست،بلكه حتي فراتر از مرزهاي ملي و درحوزه مسائل اصلي بشري است. همه شاعران راستين به همه بشريت تعلق دارند و فرق شاعر و سياستمدار همين است ؛و به نظر من روز ملي شعر نبايد به نام يك شاعر باشد،بلكه بايد به نام يك شاعر فرا ملي باشد.

 

اما در مورد انتخاب انجام شده بايد گفت كه به دليل فراواني شخصيتهاي با ارزش ،حقيقتاً كار سختي است ،اما انتخاب استاد شهريار نيزويژگيهاي خاصي دارد كه بعضي از آنها عبارتند از :1- شهرت و محبوبيت شهريار: استاد شهريار نيز بي شك يكي از شناخته شده ترين شعراي معاصر و ازجمله محدود.


شعرايي است كه حتي در زمان حياتشان در ميان خواص و عوام  به اوج شهرت اعتبار رسيده بودند. اين نكته در مطالعات آماري نيز كه بعضاً در نشريات مركزبه چاپ رسيده نشان داد شده است "منظومه حيدر بابا" شايد بيشترين ترجمه به زبانهاي زنده دنيا را از بين شعرهاي معاصر داشته باشد.گذشته از آن ،در مناطق وسيع از كشورآنچنان شهريار  با شعر يكي شده است كه حتي درس نخوانده ترين شبان كوهستان نيز ،شعر را با شهريارمي شناسد، و از تمام معاصرين كسي را نمي توان مثال آورد كه اين قدر تا اعماق توده هاي مردم نفوذ كرده باشد .

 

2- تنوع در آثاروتجدد طلبي:شهريار يك شاعر كلاسيك است ،اما تنوع در اشعار او زياد است .ديوان شعرش تقريباًاز هيچ نوع قالبي از شعر ،حتي قالب نمايي،خالي نيست.در زمينه نوآوري و جسارتهاي ادبي و هم سويي با جريان شعر معاصر نيز از شخصيتهاي پيشرو بوده است كه تا حدودي توسط اهل فن بررسي شده است. همين جا به اين اشارات كوتاه بسنده مي كنم كه بعد از انتشار ((افسانه))نيما در سال 1351 ،در آن سالهاي سنگين كه نيما از هر سو مورد حمله جامعه ادبي روزگار بود، شهريار ازمحدود شخصيتهايي بود كه از شعر او حمايت كرده اند.شهريار وقتي پا به عرصه شعر نو نيز مي گذارد همگان را بر مي انگيزد. به عنوان نمونه انتشار شعر ((اي واي مادرم...))استاد شهريار در قالب نو از نظر ساختار و زبان حتي ((فروغ فرخ زاد))را نيز وادار به اعتراف و اظهار تعجب و حيرت نمود.3- فعاليت در حوزه دو زبان : شهريار شاعر پارسي گويي موفقي است :

 

تركان پارسي گو بخشندگان عمرند             

 

                          ساقي بشارتي ده پيران پارسا را(حافظ)

 

 و گذشته از آن ديواني ولي با ارزش نيزبه زبان تركي آذربايجاني دارد . اگر از اين منظر به مسأله بنگريم ،در مي يابيم كه اگر حافظ به لحاظ فارسي بودن زبان شعرش ،درصد مشخص از مردم كشور مخاطب شعري اوست اما شهريار به لحاظ حضور فعال در حوزه شعري دو زبان فارسي وتركي،بيش از نود درصد ايران را مخاطب خود ساخته است ودر ملك دلشان جاي گرفته است :

 

شهريارا تو به شمشير قلم در همه آفاق                     

 

           به خداملك ولي نيست كه تسخير نكردي

 

4- داشتن شخصيت اعتقادي: به لحاظ فرهنگ ديني و غالب بودن باورهاي اسلامي و تشيع در كشور، هنرمندي كه شخصيت او با اعتقادات مذهبي عجين شده و ياد آور احترام به مقدسات و اهل بيت (ع) باشد بسي با استقبال و تكريم مردمي روبرو ميشود .كيست كه نداند شهريار به شاعر اهل بيت معروف شده است .و كيست كه اين بيت استاد را حفظ نباشد:

 

علي اي هماي رهمت تو چه آيتي خدا را                        

             كه به ما سو افكند ي همه ساية هما را                                                                   دكتر حسين نامدار(پزشك)