انعکاس اوضاع سياسي و اجتماعي دوره مشروطه در اشعار شاعر مبارز ميرزا محمد هجري


«ادوارد براون» مي‌گويد: «اگر همه اشعار و آثار اين دوره (دوره مشروطه) جمع آوري شود، تقريبا تاريخ منظوم انقلاب را تشکيل خواهد داد».

اين سخن، در حقيقت بعدي ديگر از تاريخ مشروطيت و جمع‌ ديگري از مبارزان قلم بدست آن نهضت را معرفي مي‌کند و نقش شاعران را در تحريک و تشويق مردم و روشنگري آنان تبيين مي‌نمايد.

شاعران، در حققيقت مبارزاني بودند که از سلاح شعر بعنوان کارآمدترين وسيله براي بيداري مردم و افشاگري جنايتها و خيانتهاي استبداد قاجار و استعمار روس و انگليس بهره گرفتند و با گوشزد نمودن محروميتها و ناملايمتها و علل عقب‌ماندگي مردم، آنان را به مبارزه رودر رو با دربار و عمال آن فرا خواندند.

از ويژگيهاي ادبيات دوران مشروطيت، پيوند شعر با اجتماع و مردم است و در اين عصر، شعر از دربارها فاصله گرفته و در کوچه و بازار و اجتماعات مردم وارد شد. «مردم‌گرايي» خصوصيت بارز شعر اين دوره است و شاعر دروه مشروطه، ضمن اينکه نوک تيز پيکان سروده‌هاي خود را بسوي دربار قاجار و ايادي آن هدف گرفته است، احساسات دروني مردم ستم کشيده را نيز در اشعار خود متجلي مي‌کند.

شاعران در اين نهضت، ضمن استفاده از واژه‌هاي فاخر و متين، حريم واژه‌هاي اشرافي را شکسته و واژه‌هاي مردمي و ساده کوچه و بازار را در شعر خود راه دادند. فاصله اشعار با زندگي مردم کم شده و کليد واژه‌هاي مبارزه، عدالت، فقر، محروميت، گرسنگي، ظلم و ستم، قانون خواهي، ظلم‌ستيزي، اجنبي‌پرهيزي، آزادي خواهي، وطن دوستي و ... در اين اشعار، برجستگي خاصي پيدا نمودند.

به همين دليل، شاعراني چون: ملک‌الشعراي بهار. دهخدا، عارف قزويني، نسيم شمال، اديب‌الممالک فراهاني، ميرزاده عشقي، فرخي يزدي، ميرزا علي‌اکبر صابر، ... به ماندگاري و جاودانگي رسيدند و آثار آنها، امروزه بعنوان يکي از مهم‌ترين منابع و ماخذ دوره مشروطيت محسوب مي‌شود.

اين شاعران به خوبي، رسالت خويش را در اين دوره انجام دادند و از اين وادي پر مخاطره، سرفراز و جاودانه بيرون آمدند. اوج رشادت و آزادمنشي در شعر اين مبارزان موج مي‌زند و اشعار آنان گاهي چنان قوي و رسا بوده که در پاره‌اي از مواقع، اثر آنها از اثر تجهيز قشون براي نبرد مسلحانه، بيشتر کارگر شده و مردم ستمديده را با شوق بيشتري به مبارزه تهييج نموده است