نسخه‌ی قره‌داغ روایت حماسی نویافته از دده قورقود

دکتر ح.م. صدیق  دوزگون

 

 

 

نخستین دستنویس کتاب ددهقورقود، اول بار درآغاز سدهی 19میلادی درکتابخانهی سلطنتی درسدن آلمان کشف شد. و برای نخستین بار، فیلیشر آلمانی، درمجموعهی خود از آن سخن گفت. اولین کسی که در اروپا ازاین دستنویس استفاده کرد، دیتس آلمانی بود که ترجمهای ناقص ازحماسهی تپه گوز (=غول یک چشم) را به آلمانی منتشر ساخت و این حماسه را با اودیسهی هومر به مقایسه نهاد و اظهارنظر کرد که هومر در سرودن اودیسه، ازاین اثر بهره جسته است و دست کم از مضمون آن خبر داشته است.

سپس نلدکه و و. بارتولد به بررسی وترجمهی آن پرداختند. بارتولد متن حماسهی دلیدومرول پسر دوخاقوجا را با ترجمهی روسی و مقدمه در سال1894م. چاپ کرد و نیز باقی متن را برای نشر آماده ساخت که پس از مرگش و در سال 1950م. چاپ شد.

درترکیه نیز بار اول معلم رفعت اثر را به الفبای عربی ، در سال 1332 هـ . (1916م.) در استانبول چاپ کرد. و اورخان شایق گوکیای، دانشمند ترک، متن صحیح و کامل آن را در سال 1938م. به چاپ رساند. در همان سال، نشر دیگری در باکو به الفبای لاتین از‌ آن درآمد.

در سال 1952م. پروفسور رؤسی خاورشناس ایتالیایی، دستنویس دیگری از این اثر را در واتیکان یافت و با مقدمهای در همان سال منتشر ساخت. سپس متن انتقادی آن را دکتر محرم ارگین در آنکارا در 1956م. به چاپ رسانید و بعدها مجموعهای عظیم و عالمانه در این زمینه که حاوی متن دقیق وعلمی و شرح و تفسیر لغات و اصطلاحات و فهرست نامها وگزارش افسانههای بومی فولکلوریک متأثر ازکتاب ددهقورقود و چکیدهی پژوهشهای ددهقورقودشناسان است، به همت شایق گوکیای در بیش از هزار صفحه و با چاپی مرغوب منتشر شده است.

در سالهای اخیر دو ترجمهی انگلیسی نیز از آن به انجام رسید که یکی درآمریکا و دیگری در انگلستان چاپ شد[1]و توجه انبوه پژوهشگران و شیفتگان فرهنگ بشری را به گنجینهی فولکلور غنی و فرهنگ سرشار آذربایجان جلب کرد. پژوهشگران این حماسهها، پیرامون شخصیت تاریخی ددهقورقود، مضمون حماسهها، ‌اهمیت تاریخی و فرهنگی این اثر کهن و زبان و اسلوب نگارش آن به تحقیقات دامنه داری پرداخته اند. مثلا بارتولد، خاورشناس نامآور روس، از آغاز جوانی تا فرجامین روزهای زندگی خود به پژوهش این اثر سرگرم بود. وی برای نخستین بار اظهارنظر کرد که محل حوادث حماسهها جایی جز آذربایجان نیست. پژوهشهای بعدی نیز این نظر را به اثبات رساند.

نامهای جایها و آبادیهای آذربایجان مانند، گنجه، بردع، دربند، شرور، رود الینجه، قلعهی الینجه، دره شام، گؤیجه گؤل و جز اینها، بارها درکتاب تکرار شده است. رخدادها دراین محلها اتفاق میافتد.

جهانگردان و سیاحان قرون وسطی نیز در ضمن صحبت خود از فرهنگ آذربایجان، به وجود خاطرههای این حماسههای قهرمانی مردم بارها اشاره کردهاند. مثلا اولیاچلبی در سیاحتنامهی خود مینویسد:«که مزار ددهقوقود را دربند دیدم. شیروانشاهان به این مزار اعتقاد و احترام دارند».[2]

یا مثلا آدام اولئاری که در سال 1638م. به مشرق زمین سفر کرده است. مینویسد که: «گور قازان‌‌خان و زنش بورلاخاتون و نیز مزار ددهقورقود را در دربند زیارت کردم.»

ویژگیهای بیانی، اسلوب نگارش و فورم حماسهها نیز آذربایجانی است. هنوز هم بسیاری ازکلمات و تعبیراتی که در متن کتاب آمده است، ورد زبان مردم آذربایجان موجود است، و در زبانشناسی ترکی به آنها«تعبیرات خاص لهجهیترکی آذری» اطلاق میشود، یعنی در دیگر مناطق ترک زبان مورد استعمال ندارد. مانند اصطلاحات: « شیلله، بلهمک، سکسنمک» که چند تعبیرخاص آذریاند و در این کتاب بهکار رفته‌‌اند.

به طورکلی اثر، از لحاظ مخزن واژگان، ساخت گرامری و گنجینهی تعبیرات، بیش از هر لهجهی ترکی دیگر، به آذری نزدیک است. در نشرهاییکه درترکیه به عمل آمده، هر سه اصطلاح «بلهمک» در معنای« قنداق پیچیدن بچه» را، معلم رفعت اولین ناشر کتاب ددهقورقود درترکیه، به صورت« بلمک» تحریف کرده و معنای آن را نفهمیده است. ترکمنها نیز در برابر این تعبیر، اصطلاح «قنداماق» را دارند. به جای« شیلله» نیز «شاپپاق» بهکار میبرند. هم چنین دانشمندان ترک، معنای واژهی«سکسنمک» مترادف«دیسکینمک» درمعنای«جا خوردن» را نتوانستهاند دریابند. معناهای غریبی نیز در برابر واژهها وتعبیرات دیگر دادهاند. مثلا«قارمالاماق» به معنای«چنگ زدن» را « درتاریکی از این سو به آن سو حرکت دادن!» معنی کردهاند.

در صورتیکه این واژهها را که متخصصان ترکیه از معنیکردن آنها عاجز بوده اند، در محاورات روزمرهی هر آذربایجانی به‌‌‌کار میرود. از لحاظ فورم نیز، تشریح و گزارش حادثهها به صورت نثر، و مصاحبهی قهرمانان در شکل نظم و شعر داده شده است. به این فورم در ادبیات شفاهی ترکی آذری:«داستان» میگویند که ما در فارسی از آن به«منظومه» تعبیر میکنیم.

در کوچههای منظومهها، آمیزهای ازحماسه و تغزل جاری است. قهرمانان مانند همهی قهرمانان حماسی ملل گوناگون، با دشمنان داخلی و خارجی خود ستیز میکنند، دل میبازند، کارهای مافوق بشری انجام میدهند، گاه در دنیای خارج از جهان انسانها سیر میکنند و زمانی به انسانها محبت می ورزند. گاهگداری نیز در هالهای از اساطیر، نوای زندگی سر میدهند.

کتاب ددقورقود متشکل از دوازده حماسه و یک مقدمه است. این حماسهها، هر یک به دست اوزانهاـ نیاکان عاشیقهاـ آفریده شده است. اما درهمهی آنها از ددهقورقود نامی هست. در اصل همهیحماسهها منسوب به او هستند. او است که به قهرمانان نام میبخشد،« بوی» میسرایند و نوای حماسه سر میدهد.

ددهقورقود چهکسی است؟ دربارهی شخصیت ددهقورقود گفتگوهای متناقضی رفته است. آنچه مسلم است، و پژوهشگران به اثبات آن نایل آمدهاند، این است که وی شخصیتی تاریخی بوده است و در صدر اسلام درمیان اوغوزان میزیسته است. از جمله دلایل اثبات این مدعا، تصریحی است که مؤلف جامجم آیین کرده به اینکه قاراخانـ بزرگ قوم اوغوزـ قورقودآتا یا ددهقورقود را پیش پیغمبر اسلام(ص) فرستاد و او به همراه سلمان فارسی اسلام آورد و برای تبلیغ به میان اوغوز برگشت.[3]و علاوه بر آن در مقدمهی خود کتاب ددهقورقود تصریح شده است که:« نزدیک به زمان [حضرت] رسول ـ علیه السلام ـ در قبیلهای موسوم به بایات، کسی به نام قورقودآتا ظهورکرد.»[4]

باز در همانجا آمده است که:« وی دانای قوم اوغوز بود، غیبگویی میکرد، از رویدادهای آینده خبر میداد و حقتعالی به دلش الهام میفرستاد.»[5]

ازکلمهی«بیلیجی» که دراینجا به «دانا» برگرداندیم، مفهوم کاهن، اولیا و صاحب کرامات مستفاد میشود.امیر نظامالدین علیشیرنوایی در نسایم المحبه و ابوالقاضی بهادرخان در شجرهی تراکمه و خواجه رشیدالدین فضلاللههمدانی  و جز اینها نیز، او را با صفاتی نظیر:«دانای گذشتهها، آگاه از آینده و صاحب کرامات» توصیف میکنند.

جامعالتواریخ اثرخواجه رشیدالدیننخستین منبع تاریخی مکتوب است که نام ددهقورقود در آنجا آمده است، در قسم:« تاریخ اوغوز و ترکان و حکایات جهانگیری[6]».گذشته ازاینها در متونی نظیر: درر التیجان، تاریخ دوستسلطان، سلجوقنامهی یازیچیاوغلو، رسالهی من کلمات اغزنامه المشهور به آتالر سؤزی و غیره نیز تلویحاً و تصریحاً بر او و کتاب ددهقوروقود اشاره رفته است.

گذشته از اینها، آثار بیشتر شاعران گذشته و اغلب انواع و مواد فولکلور آذربایجان مشحون از سخنان و اندرزهای منسوب به ددهقورقود است. به جرأت توان گفت که همه شاعران آذربایجانی، سخنان و کلمات قصار و حماسههای منسوب به ددهقورقود را به نظم کشیدهاند. حتی از قول آتا شاعر آذربایجانی، که تاریخ و زمان حیاتش بر عالم علم نامکشوف است، مثنویای به دست آمده است که درآن، سخنان پندآمیز ددهقورقود به رشتهی نظم درآمده است. چندبیت از این مثنوی که به گویش آذری کهن سروده شده، چنین است:

« ددهقورقود سؤیلهدی کی دوشمانین،

اؤلوسواؤلسه، سئوینمن کیمسهنین؟

نئجهکی بو جمله باشلاردان کئچر،

جمله عالم بوشربتدن ایچر.

 

خوش دئمیش قورقود:«تحمل خوش دورور،

نیشکر تک قهری یودماق خوش دورور.»

 

شیطان عاغلیله ایش ایشلهدیک مدام،

تا اولور بؤیله ایشیمیز شؤیله خام.

پیشقدملر سؤزون ائشیتمک گرهک،

هرنه کی پیرلر دئمیش، ائتمک گرهک.

 

کم اصیل کیشیلرین ایشی بودور،

غیبت، یالان، بهتان، ائدیشی بودور.

ددهقورقود دئر کی :« اول عاقل دورور،

سؤیلهین دئییر کی اول بتر دورور ...»[7]

 

و غیره. همینگونه، حادثهها و کلمات قصار منسوب به ددهقورقود درترانهها، افسانهها و دیگر انواع متون فولکلوریک منعکس شده است. شخصیت وی در اینگونه افسانهها، در هالهای از اسطورهها پوشانده شده است. در یک افسانه آمده است که وی درخواب دید گوری برایش میکَنند و مزاری برپا میکنند، بیدار شد و پا به فرار گذاشت و آوارهی دیارها شد. ولی هرجا که رسید، مزارش را آماده دید، تا آنکه پناه برد به اطراف رود جیحون و درآن دیار رحل اقامت افکند، تا سیصد سال عمر کرد و همانجا بمرد.[8]

 درمورد اثبات وجود تاریخی شخصیت ددهقورقود، مسألهی لاینحلی برای پژوهشگران باقی نمانده است و در انتساب حماسهی کتاب ددهقورقود به مردم آذری نیز حرفی نیست. در اثبات این مدعا همین بس که گوییم هنوز هم، پس ازگذشت قرنهای متمادی ،میتوان درروستاها و میان عشایر و قبایلکوچنشین آذربایجان، به روایات و نسخه بدلهای گوناگونی از این« اسطورههای دوازدهگانه» دست یافت.

نگارنده خود در سالهایی که در روستاهای شهرستان هریس آذربایجان معلم بودم، چند روایت از این دست را در میان مردم شنیده و ضبط کردهام. ازجمله روایتی است زیر نام عزرائیل که در دهکدهی مهرام نزدیک هریس، از زبان فرخ رضوی آذریـ کشاورز چهلسالهی آن زمانـ شنیدهام. این روایت، نشانههایی ازحماسهی دیرسال دلیدومرول پسر دوخاقوجا یکی ازحماسههای دوازدهگانهی کتاب ددهقورقود دارد. این روایت چنین است[9]:

عزرائیل

مردی سوار بر اسب خود به عزم سیاحت از ده خارج شد. در راه به سواری برخورد و با او دوست شد. دوتایی رفتند تا به دهی رسیدند. سوار پیاده شد و گفت«تو اسب مرا نگهدار، من سری به این ده بزنم و بیایم.»

مرد اسب او را نگهداشت. سوار پیاده شد، رفت، پس ازچند لحظه برگشت، سوار اسبش شد و به راه افتادند. مرد دید صدای شیون و زاری از ده بلند شد، اما محل نگذاشت. رفتند و رفتند تا رسیدند به ده دومی. سوار باز پیاده شد، اسبش را سپرد دست مرد، رفت توی ده و برگشت و باز به راه افتادند. مرد دید توی این ده هم شیون شد. رفت تو فکر یعنی چه؟ این سوار کیست؟ تا رسیدند به ده سومی، سوار اینبار هم پیاده شد، اسبش را سپرد دردست مرد و رفت. مرد با خود فکر کرد اسب این مرد را سوار شوم. سوار شد دید همهی دنیا زیر پایش است! آدمها مثل مورچه این ور و آن ور میپلکند. شستش خبردار شد که این سوار، کسی جز عزرائیل نیست و علت شیون و زاری مردم دهات هم، این است که میرود جان مردم را میگیرد. از اسب پیاده شد و منتظر ماند. عزرائیل که رسید، مرد گفت:«حالا ما با هم برادر خوانده شدهایم، بگو ببینم ازعمر من چقدر مانده؟»

عزرائیل گفت:« همهاش سه روز! اما اگر کسی حاضر شود جانش را به جای تو بدهد،تو زنده خواهی ماند.»

مرد غمگین شد، برگشت خانه، قضیه را برای پدرش تعریف کرد و گفت :

« آیا حالا حاضری عزرائیل جان تو را عوض جان من بگیرد؟» و سوزنی را فرو کرد به پای پدرش. سوزن به زانوی پدر که رسید، فریاد کرد: «ای فغان! در آر، به خودت فروکن!»

مرد آمد پیش مادرش، قضیه را گفت و سوزن را فرو کرد به پای او. ایندفعه هم سوزن به زانوی مادر که رسید، مادر بلند شد که:« ای امان! در آر، به خودت فرو کن!»

مرد آمد پیش زنش که از او خداحافظی کند، حال و قال قضیه را برایش تعریف کرد. زن گفت: «سوزن را فرو کن به پای من!»

مرد سوزن را فرو کرد به پای زنش. سوزن آمد تا زانوی زن، چیزی نگفت. آمد تا شکمش، چیزی نگفت. آمد تا سرش، چیزی نگفت.

عزرائیل حکایت را برای خدا تعریف کرد. خدای عالم از محبت زن خوشش آمد. به هر دوی آنها شصتسال دیگر عمر عطا کرد و به عزرائیل دستور داد جان پدر و مادرش را بگیرد!

کسانیکه حماسهی دلی دومرودل پسر دوخاقوجا را درکتاب ددهقورقود خواندهاند، همانندگیهای این روایت را با آن میتوانند دریابند. حتی چنانکه میبینید، می توان گفت این روایت، صورت ناقصی از آن حماسه است.

ازاین مثالها فراوان و بیشمار میتوان دید. میتوان آنها را ده به ده قبیله به قبیله درآذربایجان شنید و به صندوق سینه سپرد. تنها میخواهم به یک ترانهی عامیانه نیز اشاره کنم که درتبریز شنیدام.ترانه تقطیع (4+4+4) دارد و کلمهی چهار سیلابی انجام هر مصراع یعنی واژهی ددهقورقود، برگردان به شمار میرود و به صورت دسته جمعی خوانده میشود:

«گلینه آیران دئمهدیم من ، دده قورقود،

آیرانا دویران دئمهدیم من، دده قورقود؟

ایگینه یه تیکن دئمه دیم من دده قورقود،

تیکنه سؤکن دئمهدیم من دده قورقود؟ »[10]

دستنویس حاضر

اما دستنویس حاضر که اینک افتخار انتشار بخشی از آغاز آن را در فصلنامه پسرم یافتهام، ربطی به کتاب ددهقورقود که در بالا توصیف کردم ندارد و نمیتوان حماسهی سیزدهم نامید. بلکه کتاب مستقلی است که من دو روگرفت از آن را از دو جای مختلف دریافت کردم نخست روگرفتی از دوستان ترکمن ساکن گنبد و دیگری روگرفتی از میان افراد شاملو و ساکن و مقیم قرهداغ

(= ارسباران) در آذربایجان.

این رسالهی مستقل نیز به ظنّ قریب به یقین در آذربایجان تألیف و یا استنساخ شده است. کتاب به خط نستعلیق زیبای ایرانی و بسیار خوانا است و با شیوهی نگارش اویغوری، قیرغیزی، اوزبکی و عثمانی و حتی ترکمنی بسیار متفاوت است. به نظر میرسد مؤلف کتاب مسلمان شیعهی آذربایجانی بوده است و اثرش سرشار از تبلیغ معارف اسلام است. وی از پنجتن آلعبا یاد کرده و در هر صحفه به نیت چهارده معصوم(ع) ، 14 سطر نگاشته است. با توجه به یادی که از ادیس قرنی میکند، میتوان حدس زد که به یکی از طرائق اسلامی وابستگی داشته است. قهرمانان  حماسهی کفار گرجستان و ارمنستان هستند.

بحث در دقایق وظرایف این رساله، وتعیین قطعی مسائل تاریخی و ادبی مترتب بر آن ، فعلا بسیار زود است. این قدر هست که شیوهی بیان و کاربرد لغات و مخزن واژگان آن و نیز وفور ترکیبات فارسی و عربی در متن بر آذری بودن جملات زیر برای هرآذربایجانی آشنا وطبیعی مینماید:

اوچماقلاری دوزندی ، حوریلری بزندی .

اهل استعدادی کمال تحصیلینه ترغیب ائدیب، موعظه ائیلر.

علی(ع)میندی دولدولو، قورشاندی ذوالفقاری.

آق بیرچکلی کدبانولار، آشېن دوزو، ائو برکتی.

نقّارهلر دؤیۆلنده اۆرک کؤپر.

اولو خانلار اوردوسوندا جارچی جارلار.

و غیره

 همانگونه که مطلع شدم، رو گرفتی از این رسالهی نفیس درترکیه به دست متخصص دیگری افتاده است و وی نیز مشغول آمادهسازی آن برای انتشار است و دستنویس دریافتی خود را نسخهی ترکستان نامیده است. این جانب به لحاظ آن که آنرا از دوستان قرهداغی خود به دست آوردهام، که بنا به روایت خودشان نسل اندر نسل در خاندانشان بوده، طبیعی است که نسخهی قرهداغ بنامم. به ضرسقاطع میتوان گفت که این رساله جزئی از آثار بجامانده در جغرافیایی فرهنگی اسلام اوست و جزئی لاینفک از متون کهن اسلامی به شمار میرود.

نوروز 1398 ـ تهران

 

در باب اینکه این نسخه درکجا بوده و چگونه یافت یا خریداری شده باید خود آقای محمدخوجه جواب بدهد. من فقط خود را موظف دانستهام که متن آن را بصورت علمی تصحیح و آمادهی انتشار کنم. دوستان و برادان ترکمن خیلی عجولانه و بیجهت اظهار نظرهای تند علیه من کردند. میتوانستند ازخود من ماجرا را استسفار کنند. در حالیکه به تأویل و تفسیر مصاحبهی اول من رفتند و میدان را برای افراد غیرمرتبط با مسأله آب پاشی کردند.

وقتی گفتهام که این رساله هدیهای به جهان تشییع است، بیشتر به این خاطر بود که توجه و احساس مسئولیت مسئولان مملکت را به این یافتهی با ارزش جلب کنم که گام پیش بگذارند و آن را مال خودمان بکنند. این هم به آن دلیل بود که دیدم شخص سیاستمداری بنام متین اکیجی که در ترکیه و بلکه درجهان سرو صدا راه انداخته و میخواهد این کتاب آذربایجانی را به نفع حزبی سیاسی درترکیه مصادره کند و این هم از آنجا ناشی میشود که محمدخوجه به دلیلیکه برایم روشن نیست یک نسخه هم به او داده است و میان دیگران هم پخش کرده است.

من محمدخوجه را دوست میدارم آدمی سلیمالنفس و مردمدار است. شخصی متدین و مخلص است. سخنم با برخی افراد غیرمرتبط این است که مانند بسیاری از اساتید و بزرگان ددهقورقودشناس کشورمانکه سخن نامربوط بر زبان نیاوردند و هنوز هم صبر پیشه کردهاند و حتی به منِحقیر هم دلداری میدهند، اینان هم از هوچیگری و هیاهو برای هیچ و تمسخر و استهزاء وتهجین دست بردارند که:     تا مرد سخن نگفته باشد/ عیب وهنرش نهفته باشد

اما سخنم با جوانان ترکمن این است که یقین داشته باشند مثل سابق درخدمتهای ناچیز خود به فرهنگ و ادبیات این قوم سرافراز ذرهای شک و تردید به خود راه نخواهم داد. اثر متعلق به حوزهی فرهنگی اسلام است و در آذربایجان تألیف شده است. پیش از این هم در«سخنی با ترکمن» این موارد را متذکر شدهام .

من همیشه از یابنده ی اصلی نام برده ام. گفته ام او خودش در آذرماه سال گذشته آن را به من تحویل داده و درخواست کرده که بر روی آن کار علمی کنم و برای انتشار در اختیارش بگذارم. اکنون کارم آماده است و مقدمات انتشارش نیز فراهم آمده است.

نامگذاری نسخه قراردادی است و با توجه به قرائن و امارات صورت می گیرد. من نام قره داغ را به دلائلی که قبلا توضیح داده ام انتخاب کردم. اما اصراری بر این نامگذاری ندارم. این کار را به خرد جمعی واگذار می کنم.

نام هاي شهرهای تبریز، اردبیل، قم، کاشان و... بکرات در متن کتاب آمده است. من آن را از مواریث فرهنگی کشورمان به حساب می آورم و توقع دارم که سازمان میراث فرهنگی ورود کند و از آن صیانت نماید. هیچ گونه ادعایی هم ندارم و ثمره ی زحماتم را به پای ایل و تبارم و تاریخ پرافتخار کشورم نثار می کنم.

دکتر ح. م. صدیق

 



[1] . کتاب اولی توسط «فاروق سومر» و به دستیاری دو همکار امریکایی وی، و کتاب دومی به وسیلهی انتشارات«پنگوئن» چاپ شده است.

[2] . چلبی، اولیا. سیاحتنامه، ج 1، استانبول 1314.

[3] . « انسیکلوپدی اسلام» مادهی«قورقود اتا» و مجلهی«تورک دیلی و ادبیاتی در گیسی» ، ش 6.

[4] . عین متن : «رسول علیه السلام زامانینا یاقین، بایات بویوندان قورقود آتا دئرلر بیر أر قوپدو».

[5] . « اوغوزون اول کیشی تامام بیلیجیسی ایدی. نه دئرسه، غیبدن دورلو خبرلر سؤیلر ایدی، حق تعالی اونون کؤنلونه الهام ائدهر ایدی.»

[6] . این بخش اخیرا در تهران با عنوان « اوغوزنامه » توسط انتشارات میراث مکتوب به شکل نفیسی چاپ شد.

[7] . نقل از مجلهی«تورک دیلی و ادبیاتی درگیسی» ج 5.

[8] . « انسیکلوپدی اسلام» مادهی« قورقوت آتا».

[9] . این روایت را درسال 1346 ضبط کردهام و در همان سال در مجلهی خوشه که توسط احمدشاملو درتهران چاپ می شد، انتشار دادهام.

[10] . مفهوم « من نگفتم عروس جدایی افکن است، نگفتم دوغ سیرکننده است، نگفتم سوزن خار است، نگفتم دوزنده پارهکننده است.»

مختصری در باره کتاب دیوان اللغات الترک ماحمود کاشغارلی

دیوان لغات ترک فرهنگنامه‌ای ترکی-عربی است که در مورد زبان ترکی توسط محمود کاشغری در سال ۴۶۶ هجری قمری معادل قرن ۱۱ میلادی نوشته شده‌است. این کتاب در اصل برای یاد دادن ترکی به اعراب نوشته شده اما همچنین

به تاریخ، فولکلور، میتولوژی، جغرافیا، مردم‌شناسی و ادبیات اقوام ترک پیش و پس از اسلام، قواعد دستوری زبان‌های ترکی و گویش‌شناسی آن‌ها می‌پردازد. این فرهنگنامه در هشت کتاب و هر کتاب در دو بخش و هر بخش بر اساس هنجارهای صرف زبان عربی سامان یافته و حاوی ۷۵۰۰ تکواژ، ۲۹۰ گفتاورد و ۲۲۰ چکامه است.

دیوان لغات ترک نخستین واژه‌نامه در سمت و سوی تدوین کلیاتی از ترکی پژوهی و با صیغه دانشنامه ای است که کاشغری با طرح‌ریزی عجیب و سخت باوری در آن مخزن واژگان ترکی را طبق قواعد صرف زبان عربی در سیستمی بهنجار و با سامان و با شرح ظرایف و دقایق فرهنگ ترکی و نمونه‌های ادبیات شفاهی و حماسه‌ها و اساطیر کهن مردمی، سازه بندی کرده‌است. کاشغری این اثر را در ۸۲ سالگی تألیف کرده و در ۹۷ سالگی در اواخر قرن پنجم وفات کرده‌است. در کتاب لغات الترک، به دلیل همسایگی نزدیک غزها با خوارزم و دیگر نواحی زیست‌بوم ایرانی در آسیای مرکزی، زبانشان از زبان‌های ایرانی وام‌واژه گرفته‌است.

نقشه جهان و توزیع اقوام ترک در آن، دیوان کاشغری

ساختار اصلی

دیوان لغات الترک در هشت کتاب به شرح زیر، ساختار اصلی و عمده یافته‌است.

1.کتاب همزه

2.کتاب سالم

3.کتاب مضاعف

4.کتاب مثال

5.کتاب ذوالثلاثه

6.کتاب ذوالاربعه

7.کتاب ذوالغنه

8.کتاب ذوالساکنین

سپس هر کتاب به دو بخش «اسما» و «افعال» تقسیم شده‌است. در هر دو بخش با توجه به صور و اَشکال املای لغات ترکی در آن عصر، نخست لغات دو واجی، سپس سه واجی، چهار واجی، پنج واجی و سرانجام واژه‌های شش واجی به ترتیب الفبایی آمده‌است. این سازه نگاری، در هرجا لغات سالم را از غیر سالم جدا کرده و الفاظ مهموز، اجوف، لفیف، مثال، مضاعف و ناقص را نیز جداگانه تنظیم کرده‌است.

اساطیر مذکور در دیوان لغات الترک

در این کتاب چندی از داستان‌های اساطیری ترکان آمده‌است که قسمتی از این داستانها چنین اند :[نیازمند منبع]

1.به هنگامی که ذوالقرنین سمرقند را پشت سر گذاشته و به سرزمین ترکان گام می‌گذارد، با فرمانده جوان ترکان موسوم به شو رو در رو می‌شود. وی کسی بود که قلعهٔ شو در نزدیکیبلاساغون را نیز بنا کرده بود. هر روز در ایوان کاخ وی در شهر سیصد و شصت بار برای بیگان طبل و دهل می‌نواختند و

2.هنگامی که اسکندر به سرزمین اویغوران نزدیک شد، با چهار هزار سرباز خاقان رو در رو گشت که به هر دو سوی پشت و روی خود تیراندازی می‌کردند و (اشاره به تیراندازی پارتی)

3.خاقان ترک سربازان جوانی را برای مقابله با اسکندر اعزام می‌دارد. وزیرش از او می‌خواهد که افراد تجربه دیده را اعزام کند و

4.خاقان شو برای مقابله با سربازان ذوالقرنین قشونی را می‌فرستد و در آلتون قان به هم می‌رسند اما با هم صلح کرده و

نقل اسامی خاص

در دیوان یکصد و ده اسم خاص آمده‌است که سه گونه اند:

1.اسامی ترکی الاصل

2.اسامی عربی الاصل

3.اسامی فارسی الاصل

بجز تعداد انگشت شمار اسم فارسی الاصل، ۲۰٪ از آنها عربی و بقیه ترکی اند. اسامی عربی الاصل عبارتند از: نوح، ابراهیم، اسحاق، عیصو، یافث، فقاج، حسین، ثابت، سلیم و جز آن.

اشعار

تمام اشعار مذکور در کتاب دارای وزن هجایی هستند. وزن هجایی، وزن بومی و ملی ترکی است که از گذشته‌های بسیار دور تغذیه می‌شود. برخی از قالب‌های هجایی بسبب کاربرد بیشتر، نامهای خاصی یافته‌اند، نظیر: گرایلی، قوشما، بایاتی و جز آن. حداکثر شمارش هجایی یک مصراع ۱۶ هجاست بسبب تناسب و انتظام هجاهای مصاریع، قانون تقطیع نیز برای هر مصراع جاری است.

با تدبر در کتاب می‌توان قالبهای شعری رایج در عهد قراخانیان را دانست که چندی از آنها به این شرح اند:

1.قالب پنج هجایی با تقطیع آزاد

2.قالب شش هجایی با تقطیع آزاد

3.قالب هفت هجایی با تقطیع آزاد

4.قالب هشت هجایی با تقطیع ۴+۴

5.قالب ده هجایی با تقطیع ۵+۵

6.قالب یازده هجایی با تقطیع ۷+۴

7.قالب دوازده هجایی با تقاطیع ۴+۴+۴ و ۶+۶ و ۷+۵

اقتفا

آثار متعددی در اقتفای این کتاب تألیف شده‌است که می‌توان برخی از آنها را چنیین برشمرد:

الادراک للسان الاتراک

حلیة اللسان و حلبة البیان

بلغة المشتاق فی لغة الترک و القفجاق

زهر الملک فی نحو الترک

الدرة المضیئه فی لغة الترک

اشذور اذهبیه و القطع الاحمدیه فی لغة الترکیه

نادر الدهر علی لغة ملک العصر

ترجمان المترجم بمنتهی الارب فی لغة الترک و العجم و العرب

مقدمة الادب

التحفة الزکیه فی لغة الترکیه

میسرة العلوم

ائلینی سئون ضیالی خانیم سالاطین احمدلی

 


دکتر حسین شرقی دره جک سوی تورک

DR.HÜSEYN ŞƏRQİDƏRƏCƏK SOYTÜRK

اؤز شرفلي عؤمرو و شرفلي عمللرييله آذربايجان قاديني نين پلئياداسيندا ايندي بير آد دا گونش کيمي پارلاماقدادير. بو، سالاطين احمدليدير! 1956-جي ايلين پاييزيندا قازاخ ماحالي نين پويلو قصبه سينده آلي کيشي نين ائوينه سالاطين چيراغي شفقيني ساچدي. همين چيراق آتا يوردون، اوباسينا اؤزو ايله برابر سئوگي، سئوينج، گؤزلليک، برکت گتيردي.  هله واختيله مرحوم آکادئميک بوداق بوداقوو سالاطين خانيم حاقيندا يازديغي گئنيش مقاله سينده اونون اوسلوبونو قييمتلنديرير، ادبياتا ايستعدادلي بير يازيچي نين گلديگيني خبر وئريردي.  

  «... ايندي پويلودان ايکي يازيچي چيخدي... سن بو گؤزل قلميني ايندييه قدر نييه سوسدورموسان؟ ياز، دايانمادان ياز! قوي اوخوجولار، همکارلار او داددان، دوزدان دادسينلار» - دئين سئويملي خالق شاعيري و دراماتورق نريمان حسنزاده نين سؤزلرينده  بير حقيقت وار. اثرلري ايله ادبياتيميزي زنگينلشديرن، تئز بير زاماندا ايستعدادي و باجاريغي سايه سينده پارلايان، تزه روح و آرزولارلا ياشايان خالقين ماراغيني، ذؤوقونو اوخشايان بير ديرلي يازاردير سالاطين احمدلي سالاطين خانيم ساييلان، سئچيلن ضيالي، يوکسک معنوي سيمايا ماليک اولان يازيچي، تدقيقاتچي عاليمدير. هر بير يازيسيني اورگي نين اودو ايله ايسيدن، مقاله لري اوستونده اسيم-اسيم اسن صاف خيصلتلي، يوکسک آماللي پوبليسيستدير. اونون قلمينده «دللک محمدين قوناقلاري» کيمي يومور حيسسي اولان يازيلارلا ياناشي تنقيدي مقاله لر، «بونلاري بيليرسينيزمي؟» باشليغي آلتيندا وئريلن، دونيادا باش وئرن ماراقلي حاديثه لر و «مزه لي دئييملر» خوصوصي يئر توتور. آکتوال مؤوضولار، زامانلا سسلشن پروبلئملر س.احمدلي نين «ديليميز و ذؤوقوموز ندن کورلانير؟» آدلي مقاله سينده چوخ سرراست و گوجلو فاکتلارلا وئريليب. او، «دوزو دوز، اَيريني اَيري» پرينسيپينه رعايت ائتميشدير. وئريليش و تاماشالاردا اولان قوصورلار، ائفير نورمالاري نين پوزولماسي نومونه وا فاکتلارلا تنقيد هدفينه توش گلميشدي. سالاطين خانيم کوتان تورپاغين قاتلاريني لاي-لاي قالديرديغي کيمي اؤز قلميني بير سونگويه، قيلينجا چئويره رک ائتيک نورمالاري پوزانلاري بير همرايلييه چاغيرميشدير. 

  سالاطين احمدلي نين قلمي بوتؤولوکده صنعتکار ايختيراعسيدير، اوبرازلار دونياسيدير. اونو دا قئيد ائتمک لازيمدير کي، او، سون ايللرده اوشاقلار اوچون بير سيرا ماراقلي حکايه لر يازميشدير. سالاطين خانيمين ياراتديغي «مزه لي دئييملر»ي اوشاق دونياسي نين ذؤوقونو اوخشاميش و بو دئييملر حتّی مثللره چئوريلميشدير. يازارلارين اوشاق قلبينه، اوشاق دونياسينا نوفوذ ائتمه لري، اوشاق پسيخولوگيياسيني اؤيرنمه يه جهد گؤسترمبري سئوينديريجي حالدير. کؤرپه دونياسي نين تفککوروندن گلن مزه لي احوالاتلار اؤز ساده ليگي ايله سئچيلير. 

  سالاطين خانيم طبيعت و اينسان پورترئتي نين بديعي خوصوصيتلريني وئررکن سؤز خزينه سيندن بول-بول ايستيفاده ائدير. خالق طرفيندن سئوينجله قارشيلانان کيتاب و مقاله لر صنعتکارين اوغورودور. سالاطين خانيمين بئله اوغورلاري يئترينجه دير. او، اؤز دادلي-دوزلو، گول قوخولو، چيچک راييحه لي اثرلريندن چلنگ باغلاياراق آذربايجان ادبياتيني دايما زنگينلشديرير.    ادبي تنقيدين، ائلجه ده موعاصير ادبي پروسئسين آپاريجي قوووه لري ساييلان آکادئميک نيظامي جعفروودان توتموش، گؤرکملي يازيچي و عاليملريميزدن نيظام الدين شمسيزاده، واقيف يوسيفلي، روستم کامال و ب. اونون حاقيندا يازيبلار، ايندي ده يازيرلار. 

  سالاطين خانيمين نشر ائتديرديگي  " سفرنامه "  (ايکي جيلده)،  " بير ائلاتين داستاني " ،  " يول گئدير ناخچيوانا " ،  " کيشيليک سنگري " ،  "اوچورولموش سدلر " ،  " آنالار کؤچ ائدنده "  کيمي بديعي اثرلري اونون ايمضاسيني اوخوجولارينا سئوديرميشدير. 

  سالاطين خانيم دئمک اولار کي، اوشاقليقدان ادبي موحيطده بؤيويب. يوز ياشيني حاقلايان مرحوم آناسي يادداقالان باياتيلار دئييردي. اونون  نثري نين پوئتيک توتومو، تورپاغا، اينسانا بئله حسساس عشقي - واقيفدن، وورغوندان، ايسماعيل شيخليدان گلن ايلاهي عشقدي. 

  سالاطين خانيم دا بير چوخ گؤرکملي عاليملريميز کيمي، چوخشاخه لي ياراديجيليقلا مشغولدور. حکايه لر، ائسسئلر، ادبي تنقيد نومونه لري، مونوقرافيک تدقيقاتلار، مهم و ماراقلي خاطيره-يازيلار، ترتيبلر، ائنسيکلوپئديک توپلولار مؤليفي کيمي آديني علم و صنعت عالمينه تانيتميشدير. 19-20 عصر ادبياتينا داير چوخلو ترتيبلرين مؤليفلريندن بيريدير.آيري-آيري صنعت آداملاري نين، گؤرکملي شخصيتلرين علمي فعاليتي نين، صنعت دونياسي نين اؤيره نيلمه سي و تبليغي ساحه سينده سالاطين خانيمين بؤيوک خيدمتلري وار اونون «عؤمرونو قازاخدا ياشايان شاعير»، «شعريميزين نريماني»، «هر کيم يوز ايل اونوتماسا...»، «آنالار کؤچ ائدنده...»، «يول گئدير ناخچيوانا»، «حيدر علييوين ديل سياستي»، «حيدر علييئوين ادبي-تاريخي پروسئس کونسئپسيياسي» کيتابلاري بؤيوک زحمتين نتيجه سيدير. بو اثرلرين تکجه آديندان اونلارين تاريخيميزين هانسي گؤرکملي نوماينده لرينه اوز توتدوغونو گؤرمک مومکوندور. سالاطين خانيم بيزيم کئچميش و موعاصير صنعت آداملاري نين ياراديجيليغي نين تدقيقي و فعال تبليغي ايله ادبياتيميزدا يئني بير جيغير آچميشدير. آيري-آيري صنعت آداملاري حاقيندا تاريخي ضرورتله علاقه دار يازيلميش علمي-نظري اثرلردن فرقلي اولاراق، سالاطين خانيم قلبينه ياتان، بير علم آدامي، صنعت آدامي کيمي اونو ماراقلانديران اينسانلار حاقيندا هئچ بير تمننا گودمه دن مونوقرافيک اثرلر يازيب اؤز حسابينا چاپ ائتديرميشدير. 

  سالاطين خانيم بير چوخ اؤلکه لري گزميش، يوکسک ذؤوق و ايستعدادي، زحمتي سايه سينده گؤردوکلريني قلمه آلميش، وطن اؤولادلاريني اونلارلا تانيش ائتميشدير. بو جهتدن مؤليفین «سفرنامه»لري خوصوصي ماراق دوغورور. 

  سالاطين خانيم يالنيز  آذربایجاندا  دئييل، خاريجي اؤلکه لرده - ايراندا، تورکييه ده، اوکراينادا آذربايجان ادبياتي و مدنيتي نين ياييلماسيندا، تبليغي ساحه سينده خئيلي ايش گؤرموشدور. اونون «هر کيم يوز ايل اونوتماسا»، «بير ائلاتين داستاني»، «آنالار کؤچ ائدنده...»، «حکايه لر» کيتابلاري ايراندا عرب اليفباسي ايله آذربايجان ديلينده چاپ اولونموشدور. بو جور چاپ کيتابلاري اونا گؤره قييمتليدير کي، جنوبلو قارداشلاريميزين علم، بيليک، مدنيت ساريدان گئري قالماسيني انگلله يير، بير سرحد داخيلينده اولماساق دا، وطنداشليق ايشي گؤرور. مؤليف قوهوم تورک خالقي ايله آذربايجان تورپاغيني، فولکلورونو توپلاييب، ايکي جيلدليک  " بير ائلاتين داستاني " ،  " يول گئدير ناخچيوانا "  کيتابلاريني يازميشدير. سالاطين خانيمين فولکلورچو کئيفيتلري ده بو کيتابلار واسيطه سي ايله اوزه چيخير.  " يول گئدير ناخچيوانا "  کيتابي نين ايزيله گئديب، گئتديکجه قوناغي اولدوغو، قارشيلاشديغي سينه دفتر هموطنلريميزدن توپلاديغي فولکلور نومونه لري فولکلورشوناسليق علمينه ده ديرلي تؤهفه دير. 

  سالاطين خانيم عئيني زاماندا موکممل بير پوبليسيستدير. آذربايجان يازيچيلار بيرليگي نين عوضوو،  "قيزيل قلم " ،  " جعفر جاببارلي " ، صمد وورغون و س. موکافاتلاري لاورئاتي، فيلولوگييا اوزره دوکتور سالاطين احمدلي نين موعاصير ميللي مطبوعاتيميزدا هر گون بو گونوموز اوچون آکتوال مؤوضولاري اؤزونده احتيوا ائدن مقالالري چاپ اولونماقدادير.سلاطين خانيمين بير چوخ اثرلري اسکي اليفبا و فارس ديلينده ايراندا طرفيميزدن نشر ائديلميشدير.و همده ميللي مضمون و کاراکتئرلي تدبيرلرين حاضيرلانماسيندا چوخ تشببوس و سعی لر گوسترمیشدیر و گوسترمکده دیر. 

 صمد آغامالی اوغلو کیمدیر

SƏMƏD AĞMALIOĞLU KİMDİR

PROF.BULUDXAN XƏLİLOV

پرفسور بولودخان خلیل اوو

۱-جی تورکولوژی قورولتایین تشکیلات‌چیلارین‌دان و ایدئولوقلارین‌دان اولموش‌دور

 

صمد آغا آغامالی اوغلو ۱۸۶۷-جی ایلده (۲۷ دئکابردا) قازاخ قزاسینین قیراق کسه‌مه‌ن‌لی کندین‌ده آنادان اولموش‌دور. ۱۸۸۷-جی ایلده ولادیقافقاز حربی پروگیمنازییاسینی بیتیرمیش‌دیر.

 ۱۹۰۵- ۱۹۰۷-جی ایللر اینقیلابین‌دا ایشتیراک ائتمیش، ۱۹۱۷-جی ایلین آپرئل آیین‌دان روسییا سوسیال دئموکرات فهله پارتییاسینین ایجراییه کومیته‌سینین و یئلیزاوئتپول سووئتینین عضوو اولموش‌دور. صمد آغا مالی اوغلو ۱۹۱۸-جی ایلین فئورال آیین‌دا تیفلیسه کؤچموش، یئرلی مئنشئویک «هوممت» تشکیلاتینین گؤرکملی خادیملرین‌دن و بو تشکیلاتین اورقانی اولان «گهلجک»، «پوبوژدئنیئ» قزئتلرینین رئداکتورو کیمی فعالیت گؤسترمیش‌دیر. او، ۱۹۱۸-جی ایلین سونلارین‌دا باکی شهرینه گلمیش، ۱۹۲۰-جی ایلده‌ن سووئت اتفاقی کوممونیست پارتییاسینین اوزوولویونه قبول اولونموش‌دور. آذربایجان‌دا سووئت حاکیمیتینین قلبه‌سین‌دن سونرا ایلک خالق تورپاق کومیسساری، ۱۹۲۱ -جی ایلده آذربایجان سووئت سوسیالیست رئسپوبلیکاسینین مرکزی ایجراییه کومیته‌سینین صدرینین موعاوینی، ۱۹۲۲-۱۹۲۹-جو ایللرده صدری اولموش‌دور. هم ده زاقافقازییا سووئت فئدئراتیو سوسیالیست رئسپوبلیکاسینین مرکزی ایجراییه کومیته سینین صدرلرین‌دن بیری کیمی فعالیت گؤسترمیش‌دیر. ۱۹۲۲-جی ایلده سووئت سوسیالیست رئسپوبلیکالار اتفاقینین بیرینجی سووئتلر قورولتایین‌دا سووئت سوسیالیست رئسپوبلیکالار اتفاقینین مرکزی ایجراییه کومیته‌سینین عضوو، سونرا ریاست هئیتینین عضوو سئچیلمیش‌دیر. صمد آغامالی اوغلو بیر نئچه دفعه آذربایجان کوممونیست (بولشئویک) پارتییاسینین مرکزی کومیته‌سینین، عمومی اتفاق کوممونیست (بولشئویک) پارتییاسینین زاقافقازییا اؤلکه کومیته‌سینین ترکیبینه سئچیلمیش‌دیر. ۱۹۳۰-جو ایلده (۶ اوکتیابردا) موسکوادا وفات ائتمیش و اورادا دفن اولونموش‌دور. سونرا اونون نئشی باکی شهریندکی فخری خیابانا کؤچورولموش‌دور.

صمد آغا مالی اوغلو ۱۹۲۱-جی ایلده یارانمیش عومومی اتیفاق یئنی تورک الیفباسی کومیته‌سینین صدری اولماقلا آذربایجان‌دا و دیگر رئسپوبلیکالاردا یئنی لاتین الیفباسینا کئچیلمه‌سی ایشینه رهبرلیک ائتمیش‌دیر. اونون «آذربایجانین سیاسی وضعیتی» (۱۹۱۹)، «بیزیم یولوموز هایانادیر» (۱۹۲۴)، «تورک عالمین‌ده مد‌نی مسئله‌لر» (۱۹۲۴)، «تورک-تاتار خالقلارینین تاخیره سالینماز مد‌نی احتیاجلاری» (۱ ۹۲۵)، «علم‌دن و تاریخدن» (۱۹۲۷)، «یئنی تورک الیفباسینین مدافعه‌سین‌ده» (۱۹۲۷)، «اوکتیابر اینقیلابی و یئنی الیفبا» (۱۹۲۷)، «ایکی مدنیت» (۱۹۲۹) و س. اثرلری لاتین الیفباسینا کئچمک ایشین‌ده بؤیوک رول اوینامیش اثرلردیر.

صمد آغا مالی اوغلو ۱۹۲۱- جی ایلده یارانمیش عومومی اتفاق یئنی تورک الیفباسی کومیته‌سینین صدری اولماقلا لاتین قرافیکالی الیفبایا کئچمک یولون‌دا علین‌دن گلنی اسیرگممیش‌دیر. او، بو ایشده کیفایت قدر میللی ماراقلا-ری نظره آلمیش، توتدوغو وظیفه‌ده‌کی صلاحیت ایمکانلارینی تورک خالقلارینین تالئیوک‌لو مسئله‌لرینین، او جمله‌دن الیفبا مسئله‌سینین حلینه یؤنلتمیش‌دیر. تصادفی دئییل‌دیر کی، صمد آغامالیاوغلو الیفبانی (یئنی الیفبانی) مد‌نی اینقیلابین

موهوم بیر صحیفه‌سی حساب ائتمیش‌دیر. او، یاخشی بیلیردی کی، عصرلرجه داوام ائد‌ن بیر الیفبانی (عرب الیفباسینی) لاتین قرافیکالی الیفبا ایله دییشمک او قدر ده آسان دئییل‌دیر. آددیم-آددیم بو یولو گئتمک و بو یول‌دا مانعه اولاجاق انگللری آرادان قال‌دیرماق بؤیوک ایراده، دؤزوم طلب ائدیردی. اودور کی، او، دؤزوم و ایراده صاحبی کیمی جدی، مسولیت‌لی بیر ایشی اؤز چیینلری اوزرینه گؤتورموش‌دو. و الیفبا کومیته‌سینین صدری کیمی موختلیف طبقه‌دن اولان اینسانلار آراسین‌دا (ضیالیلار، کندلیلر، موللالار، روحانیلر و س.) معاریفلندیریجی صحبتلرین آپاریلماسینا نینکی رهبرلیک ائدیر، حتی اؤزو ده بو پروسسین فعاللارین‌دان بیری کیمی چیخیش ائدیردی. او، سیاسی خادیم اولماسینا باخمایاراق هئچ بیر شئی‌دن چکینمه‌یه‌رک لاتین قرافیکالی الیفبا ایله باغلی موصاحیبه‌لر وئریر، بو ایشین اوغورلا حیاتا کئچمه‌سی اوچون داشکندده، سمرقندده، آلماتی‌دا، کازان‌دا، آشقاباددا،ائرمنیستان‌دا، گورجوستان‌دا، داغیستان‌دا اؤزونه همفیکیرلر و طرفدارلار توپلاییردی. اونا گؤره ده اونون فعالیتینین حدودلاری آذربایجانی آشیردی. او، آذربایجانین موباریز اوغلو کیمی خالق، وطن قارشی‌سین‌دا یورولماق بیلمه‌دن چالیشیردی و بیر موتفککیر کیمی خیدمتلر گؤستریردی. بیر داها قئید ائدک کی، لاتین قرافیکالی الیفبانین حیاتا کئچیریلمه‌سی یولون‌دا صمد آغامالی اوغلو قدر فعال اولان ایکینجی بیر شخصی تصووور ائتمک مومکون دئییل‌دیر. تصادفی دئییل کی، سولئیمان رستم صمد آغا مالی اوغلو باره‌ده یازیردی: «او واخت صمداغایا یئنی الیفبانین آتاسی دئییردیلر. بو صحبت ده جاماعات آراسین‌دا چوخ یاییلمیش‌دی، گویا افقان شاهی آمانوللا خان باکی‌دان وطنه قاییدارکه‌ن آغا مالی اوغلو اونا دئییب کی، «سن آلله آمانوللا، افقانیستان‌دا یئنی الیفبانی یایماغی اونوتمایاسان ها». بو صحبتین بیر سببی ده اودور کی، آغامالی اوغلو هر مجلیس‌ده، هر یئر-ده موختلیف صحبت اثناسین‌دا اودلو-اودلو دانیشماسایدی اولمازدی. حتی بعضیلری ظارافاتلا دئییرلر کی، گونلرین بیر گونون‌ده صمداغا لاتین الیفباسینی عربلره ده قبول ائتدیره‌جک‌دیر». (باخ: سولئیمان رستم. سئچیلمیش اثرلری. اوچ جیلدده، ۲-جی جیلد. «شرق-قرب»، باکی، ۲۰۰۵)

صمد آغا مالی اوغلو خالقینا و اونون روحونا باغلی بیر آدام اولموش‌دور. اونا گؤره ده او، اینسانلارین قلبینه آسان‌لیقلا و تئز بیر زامان‌دا یول تاپا بیلمیش‌دیر. اونو معاریف مسئله‌سی ده چوخ دوشوندورموش‌دور. بؤیوک اوکتیابر سوسیالیست اینقیلابین‌دان سونرا مکتبلرین آچیلماسی، تدری‌سین تشکی‌لی و آپاریلماسی، عرب الیفباسینین یاراتدیغی چتین‌لیکلر صمد آغامالیوغلونو دوشوندورموش‌دور. او، چاره آختارماق یولونو لاتین قرافیکالی الیفبایا کئچمک‌ده گؤرموش‌دور. اونون فیکرینجه، عرب الیفباسیندا آپاریلاجاق اصلاحاتلار تدریس پروسئ‌سین‌ده هئچ بیر موفقیت‌دن خبر وئره بیلمزدی. حتی عرب الیفباسین‌دا آپاریلاجاق اصلاحاتین ترفدارلاری اونون قتیت‌لی مؤوقئیینه مانع‌چی‌لیک گؤستره بیلممیش‌دیر. شخصاً صمد آغا مالی اوغلونون سیی، فعال‌لیغی و تشکیلات‌چی‌لیغی ایله «یئنی الیفبا کومیته‌سی» آدلی تشکیلات یارانمیش‌دیر.

«یئنی الیفبا کومیته‌سی» کوتله آراسین‌دا معاریفله‌ندیریجی صحبتلر آپارمیش، عینی زامان‌دا یئنی الیفبا کورسلاری آچمیش‌دیر. یئنی الیفبا کورسلارینین سایی گئتدیکجه چوخالمیش و بو کورسلاردا اوچ آی عرضین‌ده ساواد آلانلار دیگرلرینین ده ساواد آلماسی رقابتینی گوجلندیرمیش‌دیر. بونونلا دا واختیله عرب الیفباسین‌دا معین اصلاحاتلارین آپاریلماسینین ترفدارلاری دا یئنی الیفبایا مئییل ائتدیلر. اونلار یئنی الیفبایا کئچمیین اساس‌لی اولدوغونو اعتراف ائتمک یولونو توت‌دولار. صمد آغا مالیوغلونون رهبرلیگی آلتین‌دا عرب الیفباسینی ساخلاماق ایستیاینده اولانلارلا یئنی الیفبایا کئچمک ایستیین‌ده اولانلار آراسین‌دا رقابت ایکینجیلرین مؤوقئیینین اوستونلویو ایله سئچیلیردی.

«یئنی الیفبا کومیته‌سی» تورک خالقلاری آراسین‌دا مطبوعات موبادیله‌سینه خصوصی اؤن‌م وئریردی. محض یئنی الیفبایا کئچمکله تورک خالقلاری آراسین‌دا مطبوعات موبادیله‌سینی قای‌دایا سالماق موکون ایدی. بو پروسئس‌ده، طبیعی کی، تکجه آذربایجانین یئنی الیفبایا کئچمه‌سی تورک خالقلاری آراسین‌دا مطبوعات موبادیله‌سینی یارادا بیلمزدی. اودور کی، بو مطبوعات موبادیله‌سینه آذربایجان تورکلری ایله یاناشی، تورکییه تورکلری، اؤزبکلر، کازان تاتارلاری و دیگرلری ده جان آتیردیلار. آنجاق اونلارین هئچ بیری یئنی الیفبایا کئچمک مسئله‌سینی اورتالیغا آتماغا جسارت ائتمیردی. بئله بیر شرایط‌ده صمد آغامالیوغلونون رهبرلیک ائتدیی «یئنی الیفبا کومیته‌سی» بو ایشه بؤیوک هوس و جسارتله یاناش‌دی. هم ده حساب ائتدی کی، مثلاًین حلی اوچون تورک خالقلارینین فیکرینی اومومیلشدیریب اورتاق بیر مخره‌جه گلمک و قرار چیخارماق لازیم‌دیر. بونون اوچون بیر هئیت یاران‌دی و مقصد اوندان عبارت اولدو کی، همین هئیت سووئتلر اتفاقین‌دا یاشایان تورک خالقلارینین یاشادیغی مرکزلره گئتمکله صلاحیت‌لی آداملارلا گؤروشسونلر.

همین هئیت ۱۹۲۴-جو ایلین سئنتیابر آیین‌دا دؤرد نفردن عبارت اولماقلا تشکیل اولون‌دو: صمد آغامالی اوغلو («یئنی الیفبا کومیته‌سی»نین صدری)، جلیل مممدقولوزاده («موللا نصرالدین» ژورنالینین رئداکتورو)، ولی خولوف‌لو («یئنی الیفبا کومیته‌سینین عضوو)، خالید سید خوجایئو (دیل و ادبیات معلمی). اونو دا قئید ائدک کی، صمد آغامالی اوغلونون صدرلیک ائتدیی بو هئیت‌ده دؤرد نفردن علاوه ایکی نفر (بیر ماکیناچی، بیر حکیم) و پروفئسسور (باکی اونیوئرسیتئتینین) میزیرلینسکی ده واردی. صمد آغا مالی اوغلو هئیت‌ده اولانلارا تئز-تئز مراجعت ائدیردی کی، هان‌سی جومهوریت‌ده یئنی الیفبانی قبول ائتسه‌لر، دئمه‌لی، اورادا عقللی آداملار چوخدور. بو باره‌ده خالید سید خوجایئو یازیردی: «صمدآغا منه باخاراق:

-  سنین اؤزبکلرین باره‌سین‌ده فیکرین ندیر؟ - دئدی. من ترددودسوز بیر قتیتله:

-  اونلار قطعی صورت‌ده قبول ائد‌جکلر، - دئدیم. یولداشلاریمیز گولوم‌سه‌دیلر:

-  دئمک، اورادا عقل‌لی آدام چوخ‌دور، - دئدیلر». (باخ: خالید سید. یئنی الیفبا یوللارین‌دا اسکی خاطره و دویغولاریم. باکی، ۱۹۲۹، ص.۱۰)

صمد آغا مالی اوغلو یئنی الیفبایا اینام بسلییر و اونون «بوتون شرقین علمی و مده‌نی الیفباسی اولاجاغینا» اینانیردی.

صمد آغا مالی اوغلو کئچمیش سووئت اتفاقین‌دا اجتماعی-سیاسی و دؤولت خادی‌می اولماقلا میللی تهاسسوبکئشلیینی، ادبیاتا، مدنیته باغلی - لیغینی اؤز عملین‌ده آچیق شکیل‌ده بیروزه وئرمیش‌دیر. سولئیمان رستمین یازدیقلارین‌دان بیر فاکت یئرینه دوشور: «الیهئیدر قارایئو، همید سولتانوو، داداش بونیادزاده، تئیمور حسینوو کیمی پارتیا، دؤولت خادیملری، مممد سید اوردوبادی، سولئیمان سانی آخوندوو، حاجی کریم سان‌لی، هاجیاغا آبباسوو، میرزاغا الیئو، حسینقولو سارابسکی، رضا داراب‌لی کیمی مدنیت، صنعت خادیملری تئز-تئز اونون ائوین‌ده گؤرونردیلر. آغا مالی اوغلو همیشه مدنیت خادیملریمیزین تالئیی ایله ماراق‌لانیر، ادبیاتیمیزین، صنعتی‌میزین اینکیشافی اوچون علین‌دن گلنی اسیرگه‌میردی. اونو صحنه اثرلرینین ایلک تاماشالارین‌دا گؤرردیک. اثرلر و تاماشالار حاقین‌دا فیکیرلرینی سؤیلر- دی». (باخ: سولئیمان رستم. سئچیلمیش اثرلری. اوچ جیلدده. ۲-جی جیلد. «شرق-قرب»، باکی، ۲۰۰۵)

صمد آغامالی اوغلو میللی تعصوبکئش‌لیگی اوستون اولان دؤولت خادی‌می اولماقلا مده‌نی ترققینین چیخیش یوللارین‌دان بیرینی لاتین قرافیکالی الیفبایا کئچمک‌ده گؤروردو. اودور کی، آذربایجان‌دا، تورکمنیستان‌دا، اؤزبکیستان‌دا، قیرغیزیستان‌دا، چئچئنیستان‌دا، ائرمنیستان‌دا، گورجوستان‌دا، شی- مالی قافقازدا و دیگر یئرلرده لاتین قرافیکالی الیفبایا کئچمک اوچون اورتاق بیر مؤقعیه گلمیی چیخیش یولو حساب ائدیردی. بو اورتاق مؤقع ایسه تورکولوژی قورولتایین چاغی ریلماسینی ضرورته چئویرن شرطلردن بیری‌دی. محض تورکولوژی قورولتایین ضرورت اولدوغونو صمد آغا مالی اوغلو درین‌دن باشا دوشور و بو ایستیقامت‌ده فعالیتینی اساس هدفه چئویریردی. صمد آغا مالی اوغلو «کوم‌مونیست» قزئتینین ۱۹۲۵-جی ایل ۹ نویابر تاریخ‌لی ساییندا «تورکولوژی قورولتای بیزه نه وئره بیلر؟» مهقاله‌سینی چاپ ائتدیریر. مقاله‌ده قئید اولونور کی، سون ایللرده آذربایجان‌دا علمه ماراق، هوس آرتمیش‌دیر. آنجاق علمیمیزی ده، حیاتیمیزی دا ان یاخشی اساسلار اوزره قورماق میللتین موقددراتینی تعیین ائتمک‌ده موهوم رول اویناییر. بونون اوچون دیل مسئله‌سی موهوم مسئله‌لردن بیری‌دیر. و صمد آغا مالی اوغلو دیلیمیزی علم دیلی، ایداره لرده ایشله‌نه‌ن دیل اولماسینین واجیبلیینی گون‌ده‌مه گتیریردی. همین دؤورده دیلیمیزین بو آجیزلیینی آرادان قال‌دیرماق اوچون تورکولوژی قورولتایین بؤیوک رول اوینایاجاغینا اینانیردی.

او میللی دیلین اینکیشافینی دؤولتین، میللی تیجارتین، صنایعنین، محکمه سیستئمینین، مکتبین، ایستحصال ساحه‌لرینین اینکیشافی ایله علاقه‌ده گؤروردو. صمد آغا مالی اوغلو بیر اجتماعی-سیاسی خادیم کیمی قئید ائدیردی کی، آذربایجان‌دا خانلیق دؤورون‌ده میللی بیرلیک، میللی وحدت اولمامیش‌دیر. «عینی زامان‌دا خان‌لیق دؤورون‌ده تورکلر یازی و ادبیات‌دا فارس و عرب دیللرینی ایشلتمیش‌دیر. ...روسییا اینقیلابلارینا قدر (بؤیوک اوکتیابر سوسیالیست اینقیلابی - ب.خ.)

 آذربایجان تورکلری بوتون روحانی قایدالارینی، فلسفه‌لرینی، ادبیات نومونه‌لرینی تورکیه‌دن و قیسمن ایراندان آلیردیلار.

 بونلار ایسه سون درجه ایسلامچیلیغا دالمیش‌دیلار». (باخ: تورکولوژی قورولتای بیزه نه وئره بیلر؟ - آغا مالی اوغلو. کوممونیست، ۱۹۲۵، ۹ نویآبر، ن ۲۵۶) صمد آغاملی اوغلو مقدس کیتابیمیزین - «قرآن»ین عرب دیلین‌ده یازیلماسینین دیلیمیزین شریعت قانونلارینین یارانماسین‌دا اوینادیغی رولو کؤلگه‌ده قویدوغونو دا قئید ائدیردی.

او، عرب الیفباسینین نینکی تورکلری، حتی ایرانلیلاری دا علمی و تئکنیکی ترققی‌دن گئری ساخلادیغی نی دا قئید ائدیردی. هم ده دیلیمیزه عرب، فارس و یونان کلمه‌لرینین یئرلی-یئرسیز دولماسینین سببینی یازیمیزین عرب الیفباسی ایله اولماسین‌دا آختاریردی.

 دیلیمیزین مورفولوگییاسین‌دا، سینتاک‌سی‌سین‌ده اولان عرب، فارس قایدالارینین آنا دیلیمیزله اولان رابیطیه منفی تأثیر گؤستردیینی ده قئید ائدیردی. صمد آغا مالی اوغلو یازیردی: «ان بؤیوک بلا بوراسیدیر کی، عصریمیزین علمی فلسفی فیکیر و تئکنیکی سنین‌ده (ایجادین‌دا، ایختیراسین‌دا -ب.خ.) تورکلر ایله ایران‌لیلارین ایشتیراکی هئچ بیر درجه‌سین‌ده‌دیر. ایستحصال گئری‌لیگی ایله مشروط (باغلی - ب.خ.) اولان، علمی گئری‌لیک بو میللتلرین، خصوصاً تورکلرین ترققیسینه سو تأثیر ائتمه‌یه بیلمزدی. تورک یازیسینا هر دورلو قایدا و نیظام خاریجین‌ده اولاراق چوخ فارس، عرب و یونان سؤزلری دولموشدور. عینی زامان‌دا مزکور (قئید اولونان کلمهلر، یعنی عرب، فارس و یونان سؤزلری - ب.خ.) کلملر اؤز صرف-نحو (مورفولوگییا-سینتاکسیس - ب.خ.) قایدالارینی باقی (ادبی اولاراق) ساخلامیش‌دیر. بونون نتیجه‌سین‌ده آنا دیلیله رابطه‌سی قیریلمیش و علمی فیکیر ایفاده‌سی اوچون کامیل اولامایان بیر دیل حاصیل اولموش‌دور». (باخ: صمد آغامالی اوغلو. تورکولوژی قورولتای بیزه نه وئره بیلر؟ - کوممونیست، ۱۹۲۵، ۹ نویابر، ن ۲۵۶)

صمد آغامالی اوغلونون «تورکولوژی قورولتای بیزه نه وئره بیلر؟» فیکرینین دیگر اساس تئزیسلرینی بئله خاراکتئریزه ائتمک اولار:

۱)  عرب الیفباسینین فونئتیک جهتلری تورک دیللرینه مووافیق گلمدیینه گؤره تورک خالقلارینین معاریف ایشینه زیان وورور. یقین کی، سولئیمان روستمین آذربایجان پرولئتار یازی‌چیلار جعمیتینین کاتیبی ایشلدیی واختدا باش وئرمیش بیر حادثه‌نی خاطرلاماق یئرینه دوشر. سولئیمان رستم قئید ائدیردی کی، بیزیم جمعیته (پرولئتار یازیچیلار جمعیتینه) مادی کؤمک‌لیک لازیم ایدی. خصوصیله، گنج یازیچیلار مادی ایمکان‌سیزلیقدان چاپ اولونموردو. اونا گؤره ده بو مسئله ایله باغلی منی (سولئیمان رستمی) صمد آغا مالی اوغلونون یانینا گؤندرمیش‌دیلر. او، بیر چوخ سواللارا جاواب آلدیق‌دان سونرا تخمیناً بئله دئدی: «سؤزلری‌می جاوان یازانلارا چاتدیرارسان.

 جاوانلار بیزیم گلجییمیزدیر، اومیدیمیزدیر، چالیشین همیشه خالق ایچین‌ده اولون، اونون ایستدیینی یازین، ائله یاخشی یازی‌چیلاریمیز وار کی، اثرلرینی اوخویوب حیف‌سیلنیرسه‌ن کی، نیه ائلین باشا دوشجیی آنا دیلین‌ده یازمیرلار، بیز نه فارسیق، نه عرب؛ اؤزوموزون تمیز گؤزل آنا دیلیمیز وار.

...او منه بئله بیر سوال وئردی.

-یاخشی، اوغلوم، دئ گؤرک چاپ ائتمک ایستدیینیز کیتابلار، یازیلار هان‌سی الیفبا ایله اولاجاق؟ من اونا حقیقتی سؤیلدیم. - بو واختا کیمی کیتابلاریمیز عرب الیفباسی ایله نشر اولونموش‌دور. سیزه سؤز وئریریک کی، یازیلاریمیزی یئنی الیفبا ایله چاپ ائدجییک.

جاوابیم آغامالی اوغلونون چوخ خوشونا گلدی. گؤزلرین‌ده، دوداقلارین‌دا راضی‌لیق تبسسومو گؤرون‌دو. منه یئنی الیفبانین خالقیمیز اوچون بوتون شرق میللتلری اوچون بؤیوک، میثیل‌سیز اهمیتین‌دن دانیش‌دی». (باخ: سولئیمان رستم. سئچیلمیش اثرلری. اوچ جیلدده. ۲-جی جیلد. «شرق-قرب»، باکی، ۲۰۰۵)

۲)  تورک خالقلارینین حیات و مفکوره‌سینه آوروپا منشأ‌لی تئرمینلر داخیل اولور. علمین اینکیشافی ایله باغلی اولاراق بو تئرمینلر دیله گلمه‌لی‌دیر. آنجاق بونون قارشی‌سینی عرب الیفباسی آلیر.

۳)  ایندییه قدر تورک دیللرینه داخیل اولان تئرمینلرین قوسورلو جهتلری تنقید اولونمامیش‌دیر. ایندی بو ایشه موداخیله ائتمیین واختی گلیب چاتیبدیر.

۴) دیل، یازی مسئله‌لری و اونلارین تالئیی تاریخین ایختیارینا بوراخیلمامالی، عکسینه تاریخین گئدیشینه موداخیله اولونمالی‌دیر و س.

صمد آغامالی اوغلو قئید اولونان بو مسئله‌لرین حلین‌ده تورکولوژی قورولتایین علمی شکیل‌ده رول اوی-نایاجاغینی نظره آلیردی و تورکولوگییانین بوتون پروبلئملرینین حلینی یالنیز تورکولوژی قورولتایدان طلب ائتمیردی. او یازیردی:

 «...تورک اؤلکه‌لرین‌دن بیری‌سین‌ده ایلک دفعه تورکولوژی قورولتایین چاغیریلماسینین بو واختا قدر اؤز مدنیتلریله یاخین علاقدار مسئله‌لرین حلین‌ده اصلا ایشتیراک ائتمیان، یاخود پک آز ایشتیراک ائد‌ن میللتلر اوچون بؤیوک تاریخی و مده‌نی اهمیتی واردیر.

 قورولتای آوروپا میللتلری ایله بو واختا قدر موجررد بیر حال‌دا یاشایان میللتلرین علم خادیملری عائله‌سین‌ده علمی-مد‌نی امکداشلیغین بیرینجی اؤزولونو قویاجاق‌دیر.بیز آذربایجان‌لیلار موسافیرلریمیزی اورک‌دن و  صمیمیتله قارشیلایاجاغیق». (باخ: صمد آغامالی اوغلو. تورکولوژی قورولتای بیزه نه وئره بیلر؟ - کوممونیست، ۱۹۲۵، ۹ نویابر، ن ۲۵۶)

 

 

ادبييات ايمپئرياسينين سولطاني ƏDƏBİYYAT İMPERİYASİNİN SULTANI

DRAMATORQ

  حسينبالا  ميراعلم اوو يازيچي-دراماتورق

 

بشر تاريخي نين اؤلمز سؤز سرکرده سي چينگيز آيتماتوو منيم قلبيمي نئچه اون ايللر اول - هله ائرکن گنجليک چاغلاريمدا  " جميله " ،  " الويداع گولساري " ،  " کؤشک گؤزو "  پووئستلري ايله فتح ائتميشدي. او واختلار تصوورومه گتيره بيلمزديم کي، ميليونلارين سئويمليسينه، قلب سيرداشينا، کؤنول دونياسينا چئوريلميش يازيچي ايله نه واختسا دوستلوق ائده جک، سئوينجيميزي، کدريميزي بؤلوشه جک، قلوباللاشان دونيانين پروبلئملريندن، بؤيوک ادبياتين دوننيندن، بو گونوندن دانيشاجاغيق... 

  اعتيراف ائديم کي، من چينگيز آيتماتووو هميشه افسانه لرده کي  قهرمانلار کيمي تصوور ائتميشم: الچاتماز، اونيئتمز و قودرتلي! 

  ائله بيلميشم کي، او، يئر اوزونده کي  بوتون قيرغيزلارين آتاسي، آغساققالي و خيلاصکاريدير. بلکه ائله بونا گؤره ده، سووئت ايمپئريياسي داغيلاندا، ايستر-ايسته مز، دوشوندوم کي، بو داهي صنعتکار قلمي يئره قوياجاق، خالقيني کابوسدان قوروماق اوچون موباريزه مئيدانينا آتيلاجاق سياسي ليدئره چئوريله جک. لاکين بئله اولمادي   "ادبيات ايمپئريياسي نين "  سولطاني قلمينه Üاديق قالدي و باشا دوشدوم کي، منيم 

اوجور فيکيرلشمگيمين سببي، اصلینده،  او دؤورون خاراکتئريک خوصوصيتلري ايله باغلي ايميش... 

  يوخاريدا قئيد ائتديگيم کيمي، عاغليما دا گلمزدي کي، من نه واختسا چينگيز آيتماتوولا اوزبوز اَيلشه جگم. اونونلا ياخين موصاحيب، دوست اولاجاغام. هر شئي تواضؤکارليقدان اوزاق اولسا دا، دئييم   " خجالت "  پووئستيندن باشلادي. بو اثر  " پوکايانيئ " آدي ايله روس ديلينده نشر اولونموشدو. کيتابين بير نوسخه سيني اصلا باکيلي اولان، آلمانييادا ياشاميش مرحوم دوستوم داويد کوستيوکووسکي، سن دئمه، او واخت قيرغيزيستانين بئلچيکاداکي سفيري چينگيز آيتماتووا چاتديريب. بوندان بير نئچه گون سونرا ايش اوتاغيمدا تئلئفون زنگ چالدي. دستگي گؤتوردوم. چينگيز آيتماتوو ايدي! 

  بلي، اثرلريني سئوه-سئوه اوخودوغوم، ياراديجيليغينا و شخصيتينه حؤرمت ائتديگيم، ساغليغيندا افسانلشن داهي چينگيز آيتماتوو بيردن-بيره، قفيلدن، گؤزلمه ديگيم حالدا منه زنگ ائتميشدي. دوغروسو، برک هيجانلانميشديم. 

  چينگيز آيتماتوو  " خجالت "  پووئستيني اوخودوغونو، قاراباغ مؤوزوسونون بو جور رئال جيزگيلرله ادبياتا گتيريلمه

 

سي نين ياخشي حال اولدوغونو قئيد ائتدي، آخيردا دا دئدي کي، نه واخت بئلچيکايا يولون دوشسه، گؤروشک. خوشبختليکدن 2005-جي ايلين يانوار آيي نين آخيرلاريندا ايش ائله گتيردي کي، بئلچيکايا ايشگوزار سفريم اولدو. 

  ...بروسسئلده، قيرغيزيستان سفيرليگينده داغ جوسسه لي، پئيغمبر سيمالي مودريک ادبيات آغساققالي، تورک دونياسي نين بؤيوک اوغلو مني صميميتله، عاصييا خالقلارينا مخصوص قوناقپرورليکله قارشيلادي. سونرا حيات يولداشي مارييا اورماتوونا آيتماتووا ايله بيرليکده شام سوفره سي اطرافيندا صؤحبت ائتديک. 

  چينگيز آغا اونو آذربايجانلا، تورک دونياسي ايله باغلايان تئللردن دانيشدي. منيم  " خجالت "  پووئستيمين قيرغيز ديلينه ترجومه اولونماسيني قيرغيز يازيچيلارينا 

  تؤوصييه ائتديگيني سؤيله دي. و اؤزونون سون اثرلريندن بيريني - اليازما شکلينده منه وئرديگي  " اوبيت نئ اوبيت "  حکايه سيني آذربايجان اوخوجولارينا اؤز لهجه لرينده چاتديريلماسي آرزوسوندا اولدوغونو بيلديردي. 

  بوحکايه اصلینده چينگيز آيتماتووون  " ابدي گلين "  روماني نين قهرماني آرسئن سامانچي نين آديندان  " ائپيلوق يئرينه "  تقديم اولونور. 

باش بشريت، خالقلار، موحاريبه ، اينسانلارين موحاريبه يه موناسيبتي، اونلاردا موحاريبه  ايله باغلي يارانميش منفي آسسوسياسييالار، موحاريبه لرين اينسان داخيلينده تلاتوملر، ايکيلي حيسس و دوشونجه لر، موناسيبت و ديرلر ياراتماسي بونلارين هاميسي همين حکايه ده اؤز بديعي عکسيني تام دولغونلوغو ايله تاپيب. 

  ياخشي کي، اوستادين بو حکايه ني آذربايجان ديلينه ترجومه ايستگيني باکييا دؤنن کيمي يئرينه يئتيرديم و تانينميش ترجومه چي-شاعير سياووش مممدزادنين ديليميزه چئويرديگي همين اثري   " اؤلدورمه لي

 اؤلمه لي "

  حکايه سيني  " ادبيات قزئتي " نده چاپ ائتديرديم. 

  ائلجه ده اوستادين تؤوصيييه سي ايله چوخ چکمه دي کي، منيم " خجالت " پووئستيم قيرغيز اوخوجولارينا تقديم اولوندو. 

  من بير مقامي خوصوصيله خاطيرلاديم کي، بوروسسئلده ايلک گؤروشوموزده آذربايجانين گؤزل شاعيري، وطنپرور ضياليسي، اصلا قاراباغلي اولان شاهمار اکبرزادنين واختسيز اؤلومونو اورک يانگيسي ايله ديله گتيرنده دئميشدي:  "شاهمار قاراباغلا باغلي چوخ هيجان کئچيريردي. آخيردا اورگي وطن دردينه تاب گتيرمه دي و سوسدو " . 

  چينگيز آغانين حيات يولداشي مارييا خانيم دا شاهماري حدسيز آغرييلا، نيسگيلله يادا سالدي و من باشا دوشدوم کي، شاهمار، آيتماتوولار عاييله سي نين سئويمليسي اولوب! 

  *** 

  ...ايلک گؤروشوموزدن آراميزدا ائله صميمي موناسيبت يارانميشدي کي، سانکي بيز يوز ايللرين دوستو ايديک. همين گون بيز بئش ساعاتدان چوخ بير يئرده اولدوق. خوداهافيسلشيب آيريلاندا چينگيز آغا دئدي کي، صاباح يئنه گؤروشک. 

  سحري گون چينگيز آيتماتوولا ائله قالديغيم  " آميقو "  اوتئلي نين فويئسينده گؤروشدوک. بورادا بير خئيلي صؤحبت ائتديک. او، بوروسسئلده روس ديلينده يازيب-تاماملاديغي  -  " داغلار ييخيلاندا، ياخود دا  ابدي گلين "  رومانينين اليازماسيني  اؤز  دستي-خطي ايله آفتوقراف يازيب منه  وئردي    وه  دئدي:   " بو دونيادا چوخ نادير  حاديثه دير،  هله  هئچ  بير يازيچي  ايشيق اوزو گؤرمه يهن  اثري نين  اليازماسيني  افتوقرافلا اؤز قلم دوسدونا هديييه ائتمه ييب... "  

  اوستاد اليازمانين اوستونو بئله يازميشدي:  " بو اليازماني، اهتيزازلي دويغولارلا،  چوخ حؤرمتلي قلم قارداشيم حوسينبالا  ميراعلمووا باغيشلاييرام. 

  چينگيز آيتماتوو، بوروکسئل، 30 يانوار 2005 "  

  ...قيش دا اولسا، بئلچيکانين (بلژیک) طبيعتي ايله آذربايجانين طبيعتي آراسيندا بير اوخشارليق واردي. هاوا ائله ده سويوق دئييلدي. گونش نازيک تولو خاطيرلادان بولودلارين آراسيندان سوزولوب يئره ايشيق ساليردي. آنجاق من او گون طبيعتي اولدوغوندان دا ايشيقلي گؤروردوم. سانکي گؤي اوزونده جيلولنن گونشين ايشيغينا ادبيات گونشي نين چينگيز آيتماتووون ايشيغي دا قاريشميشدي. 

  او گون اوستاد منه اؤز ياراديچيليغيني اکس ائتديرن  " آيتماتوو ايمپئريياسي "  آدلي بير کيتاب دا باغيشلادي. روس ديلينده چاپ اولونموشدو. مؤليفي روستم رحمانه ليگئو ايدي. دونيا ادبياتي نين بو جانلي کلاسسيکي نين حيات و ياراديچيليغيني اؤيرنمک اوچون بوندان ديرلي نه اولا بيلردي؟ 

  بيز اوتئلدن چيخيب بير چين رئستورانينا گئتديک. بوراداکي ساکيتليک مني هئيران ائتدي. سانکي آداملار سسسيز، سوکوتدا بير-بيرلريني باشا دوشوردولر. بيز بير طرفده اَيلشديک. چينگيز آغا يئنه ده خانيمي ايله گلميشدي... 

  صؤحبت زاماني   چينگيز آغا اؤز حياتيندان  ئله ائپيزودلار دانيشيردي کي،  هر بيري اونون اثرلري قدر افسانوي   ايدي.   70-80-جي يللرده سووئت نوماينده هئيتي نين  ترکيبينده چينه سفر ائديبميش. بير گون آخشام    قالديغي اوتئلده  تئلئفونو زنگ چاليب. دستگي قالديراندا گنج  بير اوغلان  دئيير کي،"سالام منيم آتام، خوش گلميسينيز 

پکينه  "  گنجين صميميتله  " آتام "  دئمه سينه چينگيز آيتماتوو چاشيب قالير:  " آخي بوردا منيم اوغلوم يوخ ايدي. اوغلان سانکي منيم تعجوبومي هيسس ائتدي. او ساعاتجا دئدي کي، من سيزين «آغ گمي» پووئستينيزين قهرماني اولان اوشاغام. بلي، من او واخت همين افسانوي چايلارلا ايسسيک-کولدان کئچيب، اوزه رک بورايا گلميشم. ايندي پئکينده اوخويورام " . 

  صاباحي اوتئلين فويئسينده اللييه قدر طلبه گنجين آراسيندا همين اوغلانلا گؤروشنده حياجاندان آز قالا چيگيز آيتماتووون گؤزلري دولور. 

  او واختدان اوستاد هر ايلين ياييندا ايسسيک-کولا گئديب، ماراغي اولان تورکسويلو گنجلري اورا دعوت ائدير، بير آي اونلارين ايستيراحتيني تشکيل ائتمکله ياناشي اونلارا موحاضيره لر اوخويور. بئلجه او، تورک خالقلاري نين بير-بيرينه ياخينلاشماسي نين واجيبلييني گوندمه گتيريردي. 

  اونو دا قئيد ائديم کي، اونون  " بين الخالق آيتماتوو فوندو "  دا بوتون تورک دونياسي نين اينتئللئکتوال سويييه لي ائليتاسي نين لازيمينجا تظاهورونه چاليشماق ايستگيندن يارانميشدي. بؤيوک اينام هيسسييله دئييردي کي:  " بيز گرک معنوي، مدني عالميميزي دونيا آرئناسينا چيخاراق. بو اوسوللا سوبوت ائدک کي، بيز دونيا ادبياتي نين، عوموميتله، دونيا سويليزاسيياسي نين آيريلماز، هم ده بؤيوک بير حيصه سيگيک... "  

  ...چينگيز تورئکولوويچ دانيشديقجا، تورک دونياسيندان نئچه مين کيلومئتر اوزاقدا بير آوروپا شهرينده اؤز يازيچي طالعييني ياشايان صنعتکارين، بو اوزاقليغا باخماياراق تورک دونياسينا نئجه ياخين اولدوغونو چوخ آيدين هيسس ائديرتديم. 

  او، هردن منيمله قيرغيزجا دانيشيردي. من ده آذربايجانجا جاواب وئريرديم. سانکي هر ايکيميز دئمک ايسته ييرديک: بيز بير-بيريميزه نئجه ده ياخينيق، بيز بير-بيريميزي نئجه ده آيدين باشا دوشوروک... 

  بلي، بوتون تورک دونياسي نين قلبينه حاکيم کسيلن بو داهي صنعتکار بيزه، بيزيم قدر ياخيندير و هيسس ائديرم کي، روحوموزا ابدي هوپوب... 

  ***                       

  چينگيز  تورئکولوويچله  نؤوبتي  گؤروشلريمين  بيري  2006-جي  يلين  مارت  آيي نين اوللرينده اولدو. او،  بورسسئلدن  موسکوايا  تزجه  گلميشدي. زنگلشديک. آغساققالين گؤروشون   " قاراباغا آپاران يول "  قزئتي نين باش رئداکتورو،  شاعير علي ماحمودلا بيرليکده يوللانديق. تئلئفوندا سفر  يولداشيمين موصاحيبه آلماق ايستگيني چينگيز  تورئکولوويچ بيلديرنده  اعتيراض ائتمه ميشدي.  اودور کي،   گؤروشنده علي  ماحمودا  خيطابن  دئدي:   " دوغرودور،آخيرينجي  دفعه هاچان موصاحيبه وئرديگيمي ياديما سالا بيلميرم. آنجاق    هوسئينين خواهيشيني موطلق يئرينه  يئتيره جگم"           

  دونيانين ان آزمان سؤز اوستالاريندان بيري ايله موصاحيبه آپاران باش رئداکتور هيجانيني هئچ جور گيزله ده بيلميردي. قيرغيز شيرنياتي اولان  " چاخ-چاخ "  ايله چاي ايچه-ايچه بير خئيلي سواللارا اطرافلي جاواب وئردي. 

  قئيد ائديم کي، آز سونرا اوستادين  " آذربايجان "  قزئتينده  " ايلهام الييئو قلوباللاشان دونيانين ليدئر ائتالونودور " ،  "قاراباغا آپاران يول "  قزئتينده ايسه  " بيز نهنگ تورک آغاجي نين قوللاري، بوداقلاريييق " آدلي همين موصاحيبه لري اوخوجولار طرفيندن چوخ ماراقلا قارشيلاندي. 

  بو موصاحيبه لرينده بؤيوک يازيچي نين دوستلوغوموزو يوکسک قييمتلنديرمه سي منه روحي قيدا وئرير، منن راحاتليق بخش ائديردي. آدي چکيلن موصاحيبه لري نين سونونجوسوندا اؤلمز اوستادين دئديکلريني خاطيرلاييرام:  " من دوستلوقدا دقيقلييه، هسساسليغا و تمنناسيز موناسيبتلره خوصوصي قييمت وئرن آدامام. بو معنادا حسینبالا ميراعلموولا اوخشارليغيميز چوخدو. همفيکير اولدوغوموزا گؤره طالع بيزي قوووشدوروب. بيز هر بير مؤوزودا فيکير موباديله سي آپاراندا عئيني مخرجه گله بيليريک. يئني يازديغيم روماني تاماملاميشام. ايلک واريانتيني حسینبالا اوخوموشدو، ايرادلاريني، تکليفلريني دئميشدي. ايندي 300 صحيفه ليک سونونجو واريانتيني بو گون وئره جگم کي، صبرله گؤزدن کئچيرسين. اينانيرام کي، بويون قاچيرماياجاق. عوموميتله، معلومات اوچون دئييم کي، هوسئينله هر گؤروشنده اوندان موثبت ائنئرژي قبول ائديرم، منن بهرله نيرم " . 

  سونرا سؤزونه داعوام ائديب " بيز نهنگ تورک آغاجي نين قوللاري، بوداقلاريييق "  آدلي موصاحيبه سينه علاوه  ائدتديگي بو فيکري خوصوصي وورغولادي:  " بيزيم معنوي ياخينليغيميزين نتيجه سيدير کي، سون رومانلاريميزين آدلاريندا دا اويغونلوق وار. حسینبالا  " گلينليک پالتاري " ني يازيب. منيم رومانيم ايسه  " ابدي گلين "  آدلانير، قيرغيز ديلينده  " سارادار کيز "  دئمکدير. اثر موعاصير حياتدان، يئني نسيلدن، سوسيال-مدني، شخصي و عومومي پروبلئملردن بحث ائدير. بورادا هم ده بؤيوک محبتدن، سئوگيدن صؤحبت آچيلير... "  

  آيتماتوو ياراديجيليغي نين منطيقي يئکونو - اؤز اوخوجولاري ايله ويدا اثري حساب اولونا بيله جک بو گؤزل رومان 2006-جي ايلده  "  دروژبا نارودوو "  ژورنالي نين يئددينجي ساييندا درج اولوندو. و ائله همين ايلين نويابريندا، سونرا 2007-جي و 2008-جي ايلده موسکوانين  " آزبوکا "  نشرياتيندا دالبادال بؤيوک تيراژلا ايشيق اوزو گؤردو . 

" ابدي گلين "رومانيندا اوستاد باشدان-باشا طالعيين اويونونو تصوير ائدير. و اثرين اولينده بئله بير سيتات وئرير:  " طالعيين سيرر اولماسي اؤزو بير طالعدير " . 

  روماندا اساس قهرمانلار قار ببيري جابارس و اصلا داغ آولوندان اولان موستقيل ژورناليست آرسئن سامانچيندير. 

  آيتماتوو بورادا جمعيتله طبيعتين، اينسانلا هئيوان حياتي نين، طالعيي نين بنزر پارالئليني آپارير و سوندا دوغما تيان-شان داغلاريندا بو ايکي عذابکئش وارليغين فاجيعه وي يوللاريني بير-بيرينه قوووشدورور. اصلینده داغ اوبرازي روماندا طالعيين رمزي کيمي تصوير اولونور: بورا ايکي حياتي، ايکي اؤلومو بير-بيرينه باغلان موقدس مکاندير. ببيرين آرزوسو داغين زيروه سينه قالخماق، ژورناليستين نيتي اوجا داغلار قوينوندا اؤز سئوگيليسينه قوووشماقدي. بوردا زيروه ابديليگين، اوجاليغين، ابدي گلين حاقيندا افسانه صافليغين، صداقتين سيموولودور. لاکين اينسانلارين پول ائهتيراسي معنوي ديرلري هئچه ائنديريب. 

  ژورناليستين اجنبي اووچولارا - عرب شاهزاده لرينه سسله نيب:  " قار ببيرلريندن ال چکين! درحال بوردان ردد اولون. من سيزه بيزيم حيوانلاري محو ائتمه يه ايمکان وئرمرم. ترپه نين اؤز دوبايلارينيزا و کووئيتلرينيزه، بيزيم موقدس داغلاريميزدان ايتيلين! "  دئمه سي اونو اؤلومه محکوم ائدير... قان تؤکولمه سي نين، تئررورون علئيه اينه اولان بو شخص زامانين - کاپيتاليست جمعيتي نين اؤلومه محکوم ائتديگي اينساندي... او، عرب شاهزاده لري نين اوولاماق ايسته ديگي ببيرله عئيني ماغارادا جان وئرير. 

  ميليونلارلا دوللار قارشيليغيندا عرب شاهزاده لريني ببير اووونا گتيرن سويداشلاري اونو هئيوانين حياتيني اينسان حياتيندان اوستون توتدوغونا گؤره قيناييرلار. 

  بازار موناسيبتلري نين حتّی سئوگييه، اينساني موناسيبتلره تاثير ائديگيني ائپيک ديلده قلمه آلان اديب هارداسا باش قهرمانين خاراکتئري ايله ائله اؤزودور. چينگيز آيتماتووون ديگر اثرلرينده اولدوغو کيمي، بو روماندا دا حيات حاقيقتلري بوتون رنگلري ايله تقديم اولونور. 

  1961-جي ايلدن باشلاياراق رئژيسسورلار آيتماتووون سسئناريلري اساسيندا ماراقلي، يادداقالان بديعي ائکران اثرلري ياراديبلار. شوبهه ائتميرم کي، بير چوخ اثرلري کيمي، اوستادين  " ابدي گلين "  روماني دا چاغداش کينومئتاقرافچيلارين ديقتيندن کنار قالماياجاق! هومانيست ايدئاللار، اينسانلارين طبيعت و جمعيته سئوگيسي چينگيز آيتماتووون قلمه آلديغي ديگر اثرلرينده اولدوغو کيمي  "ابدي گلين " اي نين ده اساس قايه سيني تشکيل ائدير. 

  موتفککير، اينسانپرور چينگيز تورئکولوويچ دوستلوقدا چوخ صداقتلي ايدي. من اونون بوروسسئلده گؤرکملي يازيچي قابريئل قارسيا مارکئسله تئلئفونلا صؤحبتي نين شاهيدي اولموشدوم. قابريئل قارسيا مارکئسله دوستلوق موناسيبتلريني خئيلي دانيشميشدي. بير ايل سونرا قلم دوستونون آغير خسته اولدوغونو بيلنده، من تأسوف هيسسي ايل:  " يقين کي، او، داها هئچ نه يازمير "  دئديم. چينگيز آيتماتوو دئدي: 

" منجه او، ادبياتدا يئترينجه ايشلر گؤروب... "  

  صؤحبت اسناسيندا چينگيز تورئکولوويچ رحمتليک رسول رزا ايله، اونون اوغلو آنارلا، بختييار باهابزاده، شاهمار اکبرزاده و باشقا آذربايجان يازيچي و شاعيرلري ايله دوسلوق موناسيبتلريندن دانيشدي. من اونو آذربايجانا گلمه يه دعوت ائتديم. دئدي:  " گلنده موطلق دوستوم، سيرداشيم، مرحوم شاهمار اکبرزادنين قبريني زيارت ائده جگم. سووئت دؤنمينده بيز تئز-تئز گؤروشرديک... "  

  *** 

   " هر بير ديل اؤز خالقي اوچون بؤيوکدور. و هر کسين اؤز ديلي قارشيسيندا بير اؤولادليق بورجو وار... "  دئين بؤيوک اوستاد قيرغيز و آذربايجان تورکجه سينده  " يورد "  ،  " اوجاق "  مفهوملاري نين بؤيوک معنا توتومو اولدوغوندان دانيشاندا  دئييردي:  " منيم اوجاغيم، يوردوم دونيانين اوچ موختليف ايستيقامتينده دي. دوغما قيرغيزيستانيم، دوغولوب بويا-باشا چاتديغيم، نييم وارسا، هاميسينا گؤره بورجلو اولدوغوم قيشلاغيم او اوجاقلاردان، يوردلاردان عصاسيدي. سونرا موسکوا و ايستانبول گلير. آذربايجاني، باکيني دا اونلاردان آييرماق چتيندير... "  

  تورک دونياسي نين، ائلجه ده آذربايجانين بؤيوک دوستو و تسسوبکئشي اولان چينگيز آيتماتوو، موصاحيبه لري نين بيرينده (5 فئورال 2007) قاراباغ پروبلئمي نين هلليني سوروندورمه چيلييه سالان قرب اؤلکهلري نين ايشغالچي طرفه کؤمک ائتديکلريني وورغولاياراق، پروبلئمين هلل ائديلمه سينده روسييانين دا ماراقلي اولماديغيني ديله گتيرميش، همين پروبلئمين ياراديجيلاريندان بيري نين محض موسکوا اولدوغونو دئمکدن چکينمه ميشدي:  " مثله ني قصدن سوروندورمه لري مني ناراحات ائدير. من قاتارين گئتمه سيندن قورخورام " - دئميشدي. 

  قاراباغدان قاچقين و کؤچکون دوشموش اينسانلارين دوغما يورد-يووالارينا قاييداجاغي گونو اينتيظارلا گؤزله ين آغساققال يازيچي ايشغالا دا، دوشمنچيلييه ده يئگانه سون قوياجاق واسيطه نين صولح اولدوغونو بيان ائديرک هيجان طبيلي دؤيوردو:  " دونيانين قافقاز آدلي جنّتيني تؤکولن ناهاق قانلاردان يوماغين واختيدي... "  

  قيرغيزيستان کئچميش پرئزيدئنتي کورمانبئک باکييئوين فرماني ايله 2008-جي ايلده چينگيز آيتماتووون 80 ايلليک يوبيلئي تدبيرلري نين حاضيرلانماسي و کئچيريلمه سي ايله علاقه دار تشکيلات کوميته سي ياراديلدي، 2008-جي ايل قيرغيزيستاندا  " چينگيز آيتماتوو ايلي "  ائلان ائديلميشدي. بو فرمانلا يازيچي نين يوبيلئيي نين قيرغيزيستاندان خاريجده قئيد ائديلمه سي ده نظرده توتولوردو. 

  اونو دا قئيد ائديم کي، دونياجا مشهور يازيچي نين 80 ايلليگي ايله باغلي وطنيندن کناردا کئچيريلن ايلک يوبيلئي تدبيري آذربايجاندا کئچيريلدي. 

  بو هم ده چينگيز آيتماتووون باکييا سونينجو سفري ايدي. آذربايجانين دوستو اولان چينگيز آيتماتوو وورغونو اولدوغو و چوخ سئوديگي باکييا سونونجو سفري اولدوغونو هئچ کيم او زامان دوشونموردو. اوستادين باکييا همين سفري 2008-ده فئورالين 24-دن مارتين 1-دک داوام ائتدي. 

  آذربايجان رئسپوبليکاسي نين پرئزيدئنتي ايلهام الييئوين 25 فئورال 2008-جي ايل تاريخده چينگيز آيتماتووا باکيدا  " دوستلوق "  اوردئنيني تقديم ائتدي. دؤولت 

  باشچيسي نين تقديمئتمه مراسيمينده کي  فيکيرلري چينگيز آيتماتووون آذربايجانا موناسيبتي نين درين ماهيتيني آيدين صورتده معنالانديرير:  " سيز هميشه، بوتون دؤورلرده آذربايجانين دوستو اولموشسونوز. بو سووئت دؤورونده ده بئله اولوب،...

موستقيلليک دؤورونده ده... چتين آنلاردا سيز هميشه عدالتين، صولحون، امکداشليغين طرفداري کيمي اؤز قطعيتلي سؤزونوزو دئميسينيز " . 

  چينگيز آيتماتوو آذربايجاندا " دوستلوق "  اوردئنينه لاييق گؤرولن ايلک شخص اولدو. آذربايجان رئسپوبليکاسي نين پرئزيدئنتي ايلهام الييئوين دونيا شؤهرتلي يازيچي چينگيز آيتماتووو بو اوردئنل تلطيف ائتمه سي بوتؤولوکده بو بؤيوک سؤز اوستادينا، اونون اؤلمز صنعتينه آذربايجاندا وئريلميش يوکسک قييمتله ياناشي، هم ده بسله نيلن عومومخالق احتيراميني عياني شکيلده ايفاده ائدير. 

  عئيني زاماندا، اوستادا آذربايجانين ايلک عالي تحصيل اوجاغي اولان باکي دؤولت اونيوئرسيتئتينده تورکديللي اؤلکهلرين سياستينه دستک فوندونون قيزيل مئدالي تقديم ائديلدي.باکيدا اولارتکن يازيچي بير سيرا گؤروشلر کئچيريب، آذربايجان يازيچيلار بيرليگي نين، حيدر علييئو فوندونون، باکي شهر ايجرا حاکيميتي نين، صبايل بله ديييه سي نين،  " ليدئر "  تئلئکانالي نين قوناغي اولدو. 

  چينگيز آيتماتوو باکي نين شهيدلر خيابانيندا دا اولموش، آذربايجانين آزادليغي، موستقيلليگي و اراضي بوتؤولوگو اوغروندا جانلاريندان کئچميش وطن اؤولادلاري نين مزارلاري اوزرينه تر قرنفيللر دوزموش،  " ابدي مشعل "  آبيده سي اؤنونه گول قويموشدور. سونرا چينگيز آيتماتوو تورک عسگرلري نين شرفينه اوجالديلميش آبيدني ده زيارت ائتميشدير. 

  آکادئميک ميللي درام تئتاري نين صحنه سينده منيم  "خجالت " پيئسيمين تاماشاسينا باخدي. سونرا تئلئويزييايا موصاحيبه سينده  " حسینبالا ايله روحن او قدر ياخينيق کي، بو تاماشايا باخاندا ائله بيلديم اؤزوم يازميشام " -دئدي.

  سون    گؤروشوموز ائرته سي گون صبايئل  ايجرا حاکيميتي نين  باشچيسي    صاحيب علي اکبر اووون  کابينئتينده اولدو.

چينگيز آغا   دئدي کي، حيدر علييئو فوندونون پرئزيدئنتي، آذربايجانين بيرينجي  خانيمي  مهريبان علييئواگؤروشونده   " خجالت "  تاماشا  حاقيندا دانيشيب.  و   مصلحت گؤروب کي،     مهريبان      خانيم     دا همين تاماشاياباخسين!   بوسؤزلري دئيندن     سونرا    ظارافاتلا قئيد ائتدي کي، اؤز يوبيلئييمه دعوت  اولونسام   دا    سنين تبليغاتينلا مشغولام...                  

  باکييا سون سفريندهچينگيز آيتماتوو  اؤز  موصاحيبه لري نين بيرينده بيلديردي کي، ديپلومات کيمي فعاليتيمي تئزليکله باشا ووراجاغام و اؤلکه مه قاييداجاغام. آذربايجانلا علاقه لريمي بوندان سونرا دا داوام ائتديره جگم. منيم بورادا تکجه اوخوجولاريم يوخ، هم ده ياخين دوستلاريم ياشاييب فعاليت گؤستريرلر. 

  اوستادلا باغلي خاطيره لرين بير قيسمينه چيراق توتماغيم يقين کي، مني تانييانلارا غريبه  گلمز. مقصديم دوستلوغوموزون هانسي تمللر اوستونده قورولماسيني خاطيرلاتماق اولدو. 

  دوز سکسن ايل اول قيرغيزيستانين شکر کندينده، تورئکولون عاييلهسينده ناظيمه آدلي خانيم-خاتين تاتار قيزي دونيايا بير اوغول بخش ائتدي.

 بخش ائتدي کي، سؤزون قودرتي ايله دونياني شر-بؤهتاندان قوروسون، اينسانلاري معنوي پاکليغا، دوستلوغا، قارداشليغا چاغيرسين. بشريتين معنوي دونياسينا، ادبيات خزينه سينه  " جميله " ،  " عصره برابر گون " ،  "اعدام کؤتويو " ،  "دنيز کناري ايله قاچان آلاباش " ،  " آنا تارلا "  ،  " آغ گمي "،  " ابدي گلين "  کيمي شئدئور اثرلريني بخش ائتسين. ائتدي ده! دونيايا گلدي کي، اؤزونون دئديگي کيمي، تاتارلي، قيرغيزلي، اؤزبکلي، قازاخلي، تورکمنلي، آذرتورکلو، قاراقالپاقلي، باشقيردلي نهنگ تورک آغاجي نين کؤکونو داها مؤحکم، قول-بوداقلاريني داها شاخه لي ائتسين. و ائتدي ده! 

  دونياني قاريش-قاريش گزن، دئمک اولار کي، بوتون خالقلارلا اؤز آنا ديللرينده اونسيتده اولان سؤز سرکرده سي چينگيز تئرئکول اوغلو آيتماتوو گؤز ببگي کيمي قوروماغا چاليشديغي و جانيندان چوخ سئوديگي دونيا ايله ويدالاشدي. بئلجه دونيا سؤز آتاسيني ايتيرمکله چينگيزسيز قالدي. 

  چينگيز آيتماتوو بيزيم ياشيدلاريميزن اوشاقليق و گنجليک دؤوروموزون يازيچيسيدير. او، قيرغيزيستانين دونيا مدنيتينه بخش ائتديگي ميسيلسيز بير تؤهفه دي. اونون آدي دونيا ادبياتيندا يئني نسرين ابديياشار ياراديجيلاري سيراسينا داخيل اولموشدور. 

  تورک خالقلاريندان هر بيري چينگيز آيتماتووو اؤز خالقي نين دوغما يازيچيسي اولاراق قبول ائدير. چينگيز آيتماتوو دونيادا اوخشار طالعلري ياشايان، اينسان، زامان، جمعيت و گله جک حاقيندا عئيني دوشونجه ده اولان خالقلارين هاميسي نين يازيچيسيدير. 

  آکادئميک عيسی حبيبلي يازديغي کيمي، چينگيز آيتماتووون 20 ايل اول مئيدانا چيخميش  " موحاريبه  کولتونون يئرينه موطلق مدنيت گلمه ليدير "  چاغيريشي بو گون دوننکيندن ده آکتوال سسله نير. ميلليليک و بشريليگين چينگيز آيتماتوو مودئلي اينسانليغا عدالت، صولح، بيرليک ود ائدير. 

  چينگيز آيتماتوو دئييردي :

 " اينجه سنت اينسانلاري نيکبينلييه، خوشبختلييه، حيات وئريجي قوووه يه چاغيرماغا بورجلودور. لاکين او دا بير حاقيقتدير کي، اينجه صنعت اينساني درين دوشونجه لره غرق ائتمه لي، اوندا گوجلو مرحمت حيسسي اوياتمالي، شر قوووه لره اعتيراض ائتمگي، حاقين تاپدالانديغي زامان کدرلنمگي، سارسيلماغي و عدالتين برقرار اولماسي اوچون هر آن موباريزه يه آتيلماغا حاضير اولماغي باشا سالير و يولونو گؤسترير " . 

  اون اوچ ايل اؤنجه، " روحونو گؤزلرينده گؤردويوم صنعتکار "  آدلي ائسسه- خاطيرمده يازميشديم:  " ...بيلميرم، روحلاري گؤرن اولوبمو؟ آنجاق من چينگيز آيتماتوو اون- دونيانين فخر ائتديگي بو داهي اينسانين روحونو گؤزلرينده گؤردوم... "  

 

 

احمدبي آغااوغلو و اعتلاي انسان ترك

احمدبي آغااوغلو و اعتلاي انسان ترك

اومود ياشام

 

مقدمه

اوايل قرن بيستم ميلادي يادآور دوره اي از تاريخ براي توركان مي باشد كه در آن انديشه ي مردمان سرزمين هاي تورك نشين دچار دگرگوني هايي بس عظيم گشت كه به جرات مي توان از آن دوره با نام رنسانس انديشه در تاريخ تورك ياد كرد. در اين دوره از تاريخ، مردمان تورك بخصوص تورك هاي ساكن در روسيه، آزربايجان و تركيه شاهد ظهور جرياني گشتند كه به ملي گرايي ترك مشهور شد. ملي گرايي تورك در اين زمان به مدد تلاش هاي روشنفكران ترقي خواه تورك به سرعت در ميان توده ي تورك نهادينه گشت و اصول ترقي خواهانه ي جديدي در سير تاريخ انديشه ي تركان وارد نمود. از سردمداران اين جنبش ترقي خواهانه كه خدمات شايان توجهي در راه اعتلاي انديشه ي ملي گرايي تورك انجام داده احمد آغااوغلو مي باشد. در نوشتار حاضر به بررسي زندگاني و انديشه ي اين روشنفكر مشهور تاريخ تورك خواهيم پرداخت.

 

بارقه هاي شكل گيري انديشه ي احمدبي آغااوغلو

احمد بي آغااوغلو در سال 1869 ميلادي در شهر شوشا ديده به جهان گشود. خانواده ي وي از طوايفي بودند كه ده ها سال قبل، از شهر ارضروم تركيه به قاراباغ مهاجرت كرده و در آنجا سكني گزيده بودند. دوران كودكي احمد بي آغااوغلو در گيرودار مباحث ديني كه در خانواده ي ايشان جريان داشت گذشت. چراكه خانواده ي احمد بي از خانواده هاي مذهبي قاراباغ محسوب مي شد و پدر احمد آغااوغلو، ميرزاحسن از بزرگان ديني شهر محسوب شده و در اين ميان به زبان هاي روسي، فارسي و توركي آشنايي كامل داشت. از اين رو از اين منظرگاه توانسته بود آثار ادبي، مذهبي و تاريخي مختلفي از زبان هاي گوناگون را مطالعه نمايد. اما با اين وجود فردي بود كه تعصب فراواني نسبته به شعائر اسلام داشت و اسلام خواهي را بر ديگر انديشه هاي بشري ترجيح مي داد. احمد بي آغااوغلو زماني كه از پدر خويش ياد مي كند، چنين مي گويد:

" پدرم فردي بود كه بدون داشتن هيچ غم و غصه اي در دنيا زندگي مي كرد، به فارسي و عربي تسلط كامل داشت و شعرهاي ملامحمد فضولي را از حفظ مي خواند ولي وقتي از وي مي پرسيدند كه، كه هستي؟ مي گفت: الحمد لله كه از امت محمد هستم و عاشق علي مي باشم. پدرم هيچ گونه توجهي نسبت به ترك بودن، مليت و زبان خويش نداشت. از اين رو هنگامه اي كه روسها به مزارعمان يورش بردند و زمين هاي فراواني از ما را متصرف شدند پدرم نه تنها هيچ گونه واكنشي نشان نداد بلكه اصلا اندوهگين نيز نشد."

در جايي ديگر، احمد بي آغااوغلو اين مباحثات ديني كه در دوران كودكي اش در خانه ي وي جريان داشت را اينگونه به نقد مي كشد:

"در خانه نشسته، چپق ها را دود كرده و در ميان دود چپق ها به بحث هايي اين چنين وهم آلود مي پرداختند كه، آيا امام، علم غيب دارد؟، و...

پدر احمد بي آغااوغلو چنان سرگرم فعاليت هاي دینیبود كه چندان زمان زيادي نمي توانست صرف فرزند خويش نمايد. در اين ميان عموي احمدبي به امر تحصيل احمدبي مشغول گشت. وي نيز كه بسان برادر خويش فردي اسلام گرا بود تحصيلات احمدبي را به معلمي ديني سپرد تا نزد وي زبان هاي عربي و فارسي را فراگيرد. عموي احمدبي خواهان آن بود كه احمدبي پس از يادگيري اين زبان ها راهي كربلا يا نجف گرديده و در آنجا تحصيل علوم فقهي نمايد و در صورت امكان تا درجه ي اجتهاد نيز پيش رود ولي مادر احمدبي مخالف اين امر بود. مادر احمد بيمي خواست كه فرزندش با ورود به ارتش درجات ترقي را در زندگي طي نمايد و افسري لايق گردد از اين رو بصورتي پنهاني معلمي ارمني جهت تدريس زبان روسي به احمد بي را به خدمت گرفت. اين چنين بود كه مادرش راه احمدبي را از كربلاي معلي و نجف اشرف به سوي پترزبورگ و پاريس برگرداند.احمدبي پس از فراگيري زبان روسي در مدرسه روسها مشغول تحصيل شد. مدرسه يروسها مدرسه اي بود به سبك آموزش نوين و تفاوت زيادي با مكتب خانه ي مسلمانان داشت و در آنجا علوم جديده تدريس مي شد. زبان رسمي در اين مدارس روسي بود و اكثر دانش آموزان آن را فرزندان روس ها و ارامنه تشكيل مي دادند. چنان كه احمد بي خود اذعان مي دارد، در زمان تحصيل در اين مدرسه تنها پنج نفر دانش آموز آزربايجاني وجود داشت و بقيه از ارامنه و روسها بودند.

شوشا شهري بود كه اكثر اهالي آن را آزربايجانيان تشكيل مي دادند و ارامنه و روسها تنها بعنوان اقليت در آنجا ساكن بودند. با اين وجود به دليل اينكه ارامنه و روسها داراي تحصيلات عاليه بودند هميشه به مسلمانان و توركان به ديده ي تحقير مي نگريستند. احمدبي از نگاه ارامنه ي آن زمان به توركان چنين ياد مي كند:

"در مدت زمان تحصيلمان در مدرسه روسها، توصيف آزار و اذيت ارامنه نسبت به پنج نفر دانش آموز تورك بسيار دشوار است، در زمان استراحت، ارامنه به ما هجوم آورده و ما را مورد ضرب و شتم قرار مي دادند. برخي كلاهمان را از سر برداشته و با سخنان تحقير آميزبه اين سو و آن سو پرتاب مي كردند. تحمل آن شرايط بسيار دشوار بود، به گونه اي برخي از دوستانم مجبور به ترك تحصيل شدند و من تنها فردي بودم كه توانستم تا سال آخر در آن مدرسه دوام بياورم."

احمدبي پس از فارغ التحصيلي از اين مدرسه و بنا به توصيه ي يكي از دوستانش و پشتيباني مادرش راهي مدرسه اي فني در تفليس شد. در آن زمان، تفليس مركز جريان هاي فكري متنوع موجود در روسيه بود و از مهمترين شهرهاي انقلابيون در مبارزه با تزار محسوب مي شد. تحت تاثير اين جريانات بود كه احمدبي در زمان تحصيل در اين مدرسه به جمعيتي از انقلابيون پيوست. اما تمامي اين فعالين را مسيحيان تشكيل مي دادند و مسلمانان نسبت به تمامي جريانات ترقي خواه با حالتي بي تفاوت مي نگريستند. وقتي احمدبي به گشت و گذار در تفليس مي پرداخت و محلات مسلمانان را مي ديد كه اجتماعي از خرابه ها بود و در فقر و فسادي عميق فرو رفته بودند و آن را با محلات مسيحيان انقلابي مقايسه مي كرد كه محلاتي بودند پيشرفته كه مملو از سالن هاي تئاتر و اپرا بود در سكوت مسلمانان متعجب مي ماند. احمدبي تنها دانش آموز مسلمان اين مدرسه بود و با تلاش هاي وافري كه در زمينه ي تحصيل مي نمود توانسته بود توجه بسياري از معلمان را به خود جلب نمايد. احمدبي با رتبه اي عالي در سال 1887 ميلادي تحصيل در اين مدرسه را به پايان رساند.

احمدبي پس از فارغ التحصيل شدن از اين مدرسه براي ادامه تحصيل در مقطع دانشگاه راهي دانشگاه پترزبورگ گشت. مسلمان بودن احمد بي آغااوغلو سبب تعجب بسياري از اساتيد گشت. چراكه تا آن زمان و در طول تاريخ دانشگاه پترزبورگ تنها سه نفر مسلمان توانسته بودند بدين دانشگاه وارد شوند. احمدبي آغااغلو با جديتي تمام مشغول تحصيل در اين دانشگاه شد به گونه اي كه پس از مدتي چشمان وي دچار ناراحتي شدند. با اين وجود احمد بي همچنان مصر در امر تحصيل بود. اما با بروز حادثه اي ناخوشايند، احمدبي اين دانشگاه را به مقصد پاريس ترك گفت. يكي از اساتيد احمدبي كه فردي بود به شدت نژادپرست با آگاهي از مسلمان بودن احمدبي عليرغم آنكه احمدبي در امتحان مربوط بدين استاد نمره اي عالي كسب مي كرد تنها بدليل مسلمان و تورك بودنش وي را مردود كرد.

احمدبي در سال 1888 ميلادي نخستين آزربايجاني بود كه براي تحصيل وارد پاريس شد. وي از پاريس بعنوان شهر ذوق و انديشه ياد مي كند و در اين شهر بود كه با بسياري از انديشمندان مشهور جهان آشنا گشت. در سالهاي نخستين تحصيل احمدبي در پاريس خانواده ي وي پول اندكي جهت امرار معاش براي وي ارسال مي كردند اما پس از مدتي به دليل مرگ پدر، مادر و عموي وي اين كمك نيز قطع شد و احمدبي با مشكلات شديد اقتصادي روبرو گشت. با اين وجود و عليرغم بي پولي شديد احمدبي دست از تحصيل نكشيد و در مدت تحصيل در دانشگاه بود كه با انديشمنداني چون ارنست رنان، بايبير ماينارد، شافر و جيمز ديمستيتر ارتباط برقرار كرد و نزد ايشان با انديشه ي مدرن اروپا آشنا شد. در اين مدت با احمد رضا از اعضاي "ژون توركلر" نيز رابطه اي دوستانه برقرار كرد. احمدبي بين سالهاي 1891-1893 ميلادي به صورت منظم در نشريه اي كه به همت مادام آدام و ماري روبينسون منتشر مي شد مطالبي را نوشت. در يكي از اين نوشتارها بود كه به انتقاد از نگاه رنان به اسلام و دنياي شرق پرداخت و اين وسليه اي شد تا رنان وي را نيز به جمع هاي روشنفكري خويش دعوت نمايد.

احمدبي در سال 1892 ميلادي در كنگره ي شرق شناسان كه در لندن تشكيل يافته بود شركت جسته و به ايراد مقاله اي تحت عنوان "ريشه هاي مذهب شيعه" پرداخته بود و به اين سبب شاهنشاه ايران انگشتر سلطنتي ايران را به وي هديه نموده بود.

احمدبي در مدت اقامت در پاريس بود كه با اعضاي حزب اتحاد و ترقي كه به پاريس تبعيد شده يا فرار كرده بودند آشنا شد. از جمله ي اين افراد احمد رضا، دكتر ناظم و دكتر اسد پاشا بود. احمد بي مباحثاتي طولاني با اين افراد در باب مليت و هويت ملي توركان نموده بود و در برخي موارد نيز تحت تاثير ايشان قرار گرفته بود. در ضمن در خلال اين مباحث بود كه با انديشمند مشهور دنياي اسلام سيد جمال الدين اسدآبادي در پاريس آشنا شد و تحت تاثير نگاه سيد جمال به اسلام قرار گرفت. در طي اين ارتباطات انديشه ي احمدبي آغااوغلو در باب ملي گرايي تورك شكل گرفت وبه همكاري با نشرياتي چون كاسپي، قفقاز و شرق روس پرداخت.

احمدبي حين تحصيل در كالج زبان شناسي پاريس در رشته ي زبان هاي شرقي به تحصيل رشته ي حقوق و تاريخ در دانشگاه سوربون پاريس نيز پرداخت.

چنانكه در سطور فوق ذكر شد نگاه احمدبي به اسلام نگاهي بود تجددخواهانه و تحت تاثير تعاليم سيد جمال الدين اسدآبادي بود. احمدبي بسان ديگر انديشمندان بنيان گذار ناسيوناليسم تورك در آن زمان همچون اسماعيل بي قاسپيرالي وعلي بي حسين زاده خواهان اسلامي بود كه در آن رفرم هايي صورت گرفته باشد و با مدرنيسم جاري در زمان اكنون توان انطباق پيدا نمايد و بتواند خود را با حقوق نويني چون حقوق بشري كه در غرب در حال شكل گيري بود مطابقت دهد. به بياني ديگر مي توان گفت كه احمدبي از نخستين روشنفكران ديني دنياي اسلام مي باشد كه خواهان گذر از جهالت ديني به اسلام ميانه رو بود.

پس از اتمام تحصيل، احمدبي عليرغم مخالفت ارنست رنان خواهان بازگشت به سرزمين مادري خويش مي شود؛ و در جواب ارنست رنان كه مي گويد:"پاريس را تورك نكن، دنياي شرق منزلت انديشه ي تو را نمي فهمد" چنين مي گويد:"سرزمين من به انسانهايي تحصيل كرده نياز دارد." و بدين صورت از راه تفليس راهي سرزمين مادري خويش مي شود.

فعاليت هاي احمدبي در آزربايجان

احمدبي پس از عزيمت از پاريس شش ماه در استانبول ساكن شد و در اين مدت با افرادي چون مونيف پاشا و مراد ميزانجي ارتباط برقرار كرد. سپس وي از پاريس عازم تفليس شد و به تدريس زبان فرانسه در مدارس اين شهر پرداخت. احمدبي در زمان اقامت در تفليس همچنان به همكاري با نشريه ي قفقاز ادامه داده و به درج مقالاتي در باب ناسيوناليسم و لزوم پديداري روح ملي در ميان توركان پرداخت.

احمدبي در سال 1896 ميلادي راهي زادگاه خويش شد و به تدريس زبان فرانسه در مدرسه ي شوشا پرداخت. وي در اين مدت با "زين العابدين تقي اف" سرمايه دار مشهور ناسيوناليست آزربايجاني به همكاري پرداخته و در انتشار نشريه ي "كاسپي" وي را ياري نمود. احمدبي در سال 1902 ميلادي راهي باكو گشته و عضو مجلس شهرداري باكو گشت. وي در اين زمان سردبيري نشريه ي كاسپي را قبول نمود. از آنجايي كه كاسپي به زبان روسي منتشر مي شد احمدبي و زين العابدين تقي اف درخواست مجوز انتشار نشريه اي توركي زبان را در باكو نمودند اما شونيسم روس از دادن مجوز خودداري نمود و "نيكلاي ايلمينسكي" تئوريسين سياست هاي آسيملاسيوني روسيه در قبال توركان در پاسخ درخواست آنها چنين گفت كه" با دادن مجوز براي انتشار نشريات توركي زبان در روسيه مخالف هستيم و حتي قبول انتشار نشريه اسماعيل بي قاسپيرالي از سوي دولت روسيه اشتباهي بس بزرگ بود."

در آن زمان آزربايجان، در جهالتي بس عميق فرو رفته بود و در حالي كه ملت هاي دنيا با قبول مدرنيسم و اصول جديد حيات بشري راه ترقي را طي مي كردند مردمان آزربايجان همچنان در گيرودار مباحث سنتي بودند. احمدبي براي مبارزه با اين جهالت حاكم بر حيات آزربايجانيان به پيروي از انديشه ي اسماعيل بي قاسپيرالي در لزوم آموزش به سبك نوين و عملي نمودن اين انديشه ي قاسپيرالي در آزربايجان كميته اي بنام "نشر معارف" را تاسيس نمود. هدف اين كميته تاسيس مدارسي به سبك آموزش نوين در آزربايجان بود. شاكله ي انديشه ي اين كميته را مبحث "اصول جديده ي" اسماعيل بي قاسپيرالي شكل مي داد. احمدبي پس از تاسيس اين كميته به ديدار بسياري از انديشمندان و سرمايه داران آزربايجاني رفت تا ايشان را نيز با خود همراه نمايد. احمدبي با سفر به تمامي شهرهاي آزربايجان به تاسيس شعب اين كميته در شهرهاي آزربايجان پرداخت. رياست كميته ي نشر معارف با "زين العابدين تقي يئف" بود. اين سرمايه دار ناسيوناليست آزربايجاني سهمي بسزا در تكوين ناسيوناليسم آزربايجاني بر عهده دارد و در سراسر زندگي خويش با صرف بخش اعظمي از ثروت خويش به پيشرفت ملي گرايي آزربايجاني كمك هاي شايان توجهي نموده است.

يكي ديگر از اهداف عمده ي "كميته ي نشر معارف" زدودن اختلاف ميان سني و شيعه در ميان توركان آزربايجاني بود. به همين دليل آخوندهاي شيعي طي فتوايي جان و مال احمدبي را حلال و ازدواج او را باطل اعلان نمودند و خواستار زنداني شدن وي گشتند. بنا به نفوذ آخوندها در ميان مردمان آزربايجان در آن زمان احمدبي جهت محافظت از جان خويش مجبور شد كه شش ماهرا در حبس خانگي به سر برد. پس از شش ماه با دعوت آخوندها جهت مناظره در مسجد بزرگ شهر حاضر شد و طي مناظره اي طولاني و در حضور مردم موفق شد كه بر آخوندها چيره شده و حقانيت خويش را مبني بر اين كه اتحاد فرقه هاي سني و شيعه منافاتي با ذات اسلام ندارد به اثبات رساند.

احمدبي در اين دوره از زندگاني خويش بود كه دو اثر خود بنام هاي "اسلام و آخوند" و "زن در اسلام" را تاليف نمود. در اين دو اثر وي به انتقاد از انديشه هاي موجود در اسلام مي پردازد و سنت هاي جاري اسلامي را در تضاد با اصل اسلام بيان مي كند. به نظر احمدبي در اين كتابها، روح اسلام فارغ از سنت هايي است كه آخوندمابها در باب اسلام ترويج داده اند و به سبب همين سنت هاي نادرست اجحاف هاي بسياري در حق زنان مسلمان صورت مي پذيرد. در نگاه احمدبي مهمترين راه رهايي دنياي شرق با رهايي زنان و نائل شدن اين قسم بشري به حقوق خود پيوند خورده است.

اين دوره از زندگي احمدبي مصادف بود با اسكان داده ارامنه در خاك آزربايجان از سوي روس ها. روس هاي مسيحي جهت حفظ نفوذ خود در منطقه ي مسلمان نشين آزربايجان و برهم زدن همگوني قومي در اين منطقه اقدام به اسكان ارامنه در خاك آزربايجان نمودند. اين عمل روس ها سبب ايجاد نابساماني هاي فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي عظيمي در آزربايجان شد و واكنش هاي مختلفي از سوي آزربايجانيان را سبب گشت. يكي از اين واكنش ها تشكيل "كميته ي دفاعي" بود. اين كميته از سوي ملي گرايان آزربايجان و در صدر آن احمدبي آغااوغلو در مقابله با اين سياست روس ها تشكيل يافته بود و هدف آن مقابله با اشغال نرم خاك آزربايجان از سوي ارامنه و آگاه نمودن آزربايجانيان از پيامدهاي آن در آينده بود.

انقلاب 1905 ميلادي در روسيه فضاي سياسي كشور را دچار دگرگوني نمود. بسياري از نشريات اجازه ي نشر پيدا كردند و حزب هاي سياسي مختلفي اعلان موجوديت نمودند. در اين بين ملي گرايي آزربايجان با كمك بورژوازي آزربايجان خود را حول سه محور "ملي گرايي، تجددگرايي و اسلام گرايي" سازمان داده و اقدام به فعاليت هاي سياسي گسترده اي نمود. احمدبي آغا اوغلو در اين دوره از حيات سياسي خويش يكي از پربارترين دوران فعاليت هاي مطبوعاتي خويش را سپري كرد. اگر تا آن زمان تنها نشريه ي تورك زبان نشريه ي "ترجمان" مي بود كه به همت اسماعيل بي قاسپيرالي منتشر مي گشت. از آن زمان به بعد جريان هاي سياسي مختلفي در آزربايجان اقدام به انتشار نشريات تورك زبان نمودند. از جمله ي اين نشريات كه احمدبي آغااوغلو نقش فعالي در آن ها داشت نشريات "حيات"، "ارشاد" و "ترقي" بود. احمدبي آغا اوغلو نشريه ي حيات را به ياري علي بي حسين زاده انديشمند مشهور دنياي تورك منتشر مي كرد اما نشريات "ارشاد" و "ترقي" مستقيما توسط خود آغااوغلو با شعار "آزادي، عدالت و مساوات" منتشر مي شدند.

از مهمترين فعاليت هاي ملي گرايان تورك در آن زمان "تشكيل كنگره ي مسلمانان روسيه" بود. اين كنگره به سال 1905 ميلادي تشكيل يافت و ملي گراياني چون علي مردان توپچي باشي از آزربايجان، اسماعيل بي قاسپيرالي از كيريم، عبدالرشيد ابراهيم از ولگا، علي بي حسين زاده و احمدبي آغااوغلو از آزربايجان و يوسوف آقچورا شركت داشتند.

فعاليت هاي گسترده ي احمدبي در آزربايجان از ديد شوونيسم روس پنهان نماند و در سال 1908 ميلادي احمدبي به اتهام پان توركيسم تحت تعقيب قرار گرفت و تمامي كتاب ها و نوشته هاي وي ممنوع الانتشار شدند. احمدبي مدت زماني در خانه ي دوستان خويش مخفي شد و با اعلان مشروطيت در تركيه راهي استانبول شد. خانواده احمدبي نيز در سال 1910 ميلادي به وي پيوستند و فصل جديدي از فعاليت هاي احمد بي در تركيه گشوده شد.

فعاليت هاي احمدبي در تركيه

احمدبي پس از ورود به استانبول به دليل آشنايي قبلي كه با احمد رضا و دكتر ناظم از اعضاي حزب اتحاد و ترقي داشت ابتدا بعنوان بازرس اداره ي معارف و سپس بعنوان مدير كتابخانه ي سليمانيه مشغول به كار شد. وي در اين دوران به نوشتن در نشرياتي همچون "ژون تورك، "ترجمان"، "حقيقت"، "اسلام"، "صراط مستقيم" و "تورك يوردو" پرداخت. همزمان با اين كار به تدريس زبان روسي و تاريخ تورك-مغول در دارالفنون استانبول مشغول شد.

با اعلان مشروطيت دوم در تركيه و باز شدن فضاي سياسي، دوره اي از ملي گرايي تورك آغاز مي شود كه بنام دوره ي تشكيلات گرايي در تاريخ ملي گرايي تورك مشهور است. احمدبي آغا اوغلو نيز در تشكيلات هاي گوناگوني كه با هدف ترويج ملي گرايي تورك پا به عرصه گذاشته بودند شروع به همكاري مي كند. نخستين تشكيلاتي كه احمدبي در آن عضو مي شود تشكيلات "تورك درنه يي" (انجمن تورك) مي باشد. سپس وي با همكاري تني چند از همفكران خويش اقدام به تاسيس "تورك يوردو جمعيتي" (جمعيت سرزمين تورك) مي نمايد و مسئوليت سردبيري ارگان اين جمعيت را پذيرا مي گردد.در كنار اين تشكيلات ها احمدبي از اعضاي هيئت مؤسس "تورك اوجاق لاري" (كانون هاي تورك) در تركيه مي باشد. اما مهمترين فعاليت تشكيلاتي احمدبي مربوط به عضويت وي در حزب اتحاد و ترقي مي باشد. احمدبي با عضويت در اين حزب در سال 1914 ميلادي بعنوان نماينده ي مجلس راهي مجلس مبعوثان مي شود و از نخستين نمايندگاني مي گردد كه به دفاع از آزادي بيان، ملي گرايي تورك و مصونيت قضايي نمايندگان مجلس مي پردازد.

در كنار اين فعاليت هاي تشكيلاتي وي هم زبانان خويش در روسيه را فراموش ننموده و به طرق گوناگون به دفاع از حقوق ايشان مي پردازد. در اين راستا وي با همكاري افرادي همچون علي بي حسين زاده، يوسف آقچورا و عبدالرشيد ابراهيم اوف "جمعيت دفاع از حقوق مسلمانان روسيه" را تشكيل مي دهد و با برگزاري كنفرانس هاي گوناگون و ديدار با مقامات اروپايي به بيان مشكلات مسلمانان و تورك هاي ساكن در روسيه مي پردازد. چنان چه در 18 مارس 1916 ميلادي با فرستادن تلگرافي به ويلسون رئيس جمهور وقت آمريكا خواهان واكنش اين دولت در خصوص ناديده گرفته شدن حقوق مسلمانان روسيه مي گردد.

سالهاي 1917-1918 ميلادي يادآور سالهاي خونيني براي آزربايجان مي باشد. قبل از تشكيل حكومت ملي-دموكراتيك آزربايجان به رهبري محمدامين رسولزاده آنچه كه احمدبي آغااوغلو سالها قبل آن را پيش بيني كرده و براي پيش گيري از آن "كميته دفاعي" را تشكيل داده بود به وقوع پيوست. ارامنه ي كوچانيده شده به آزربايجان تحت حمايت ميسيونرهاي غربي دست به قتل عام هاي گسترده اي در دو سوی آزربايجان زدند. تنها در جنوب آزربايجان بيش از دويست هزار نفر طعمه ي اين زياده خواهي ارامنه شدند. دولت عثماني جهت رهايي آزربايجان از اين فلاكت ارتشي بنام "ارتش اتحاد اسلام قفقاز" را تشكيل داد و فرماندهي آن را نوري پاشا برادر انورپاشا بر عهده گرفت. در اين ميان احمدبي بعنوان سخنگوي سياسي نوري پاشا برگزيده شد. اين همان ارتشي بود كه در سال 1918 ميلادي موجب رهايي آزربايجان از فتنه ي ارامنه را موجب شد.

در سال 1918 ميلادي آزربايجان در قسمت شمالي خود به رهبري محمدامين رسولزاده اعلان استقلال مي نمايد. اين حكومت اولين جمهوري دمكراتيك دنياي شرق لقب مي گيرد و به حكومتي در تاريخ شرق تبديل مي گردد كه پيشتاز آزادي و برابري است. اما اين حكومت نيازمند شناخته شدن از سوي جهانيان بود. از اين رو هيئتي به رهبري علي مردان توپچوباشي راهي كنفرانس صلح پاريس مي گردد. احمدبي آغااوغلو نيز عضو اين هيئت بوده و در اين سفر علي مردان بي توپچوباشي را همراهي مي كرد. اما حادثه اي ناگوار مانع وي گرديد. اين هيئت جهت اخذ ويزاي ورود به فرانسه بايد مدت سه ماه در استانبول اقامت مي كرد. درمدت اقامت اين هيئت در استانبولي كه تحت اشغال انگليسي ها بود احمد بي آغااوغلو از سوي انگليسي ها به اتهام بدرفتاري با ارامنه دستگير و زنداني مي شود. احمدبي پس از مدتي ماندن در زندان به مالتا تبعيد شده و بوسيله ي قايق راهي مالتا مي گردد.

احمدآغااوغلو به همراه ديگر روشنفكران عثماني كه به مالتا تبعيد شده بودند روزهاي سختي را سپري كردند و بي عدالتي ها و آزارو اذيت هاي فراواني نسبت بديشان شد. مدت زندگاني در تبعيد براي احمدبي دو سال به طول انجاميد و پس از دوسال و با تغيير دولت در آنكارا احمدبي در تاريخ 28 مارس 1921 راهي استانبول شد. در آن روزها ماندن در استانبول براي هوادران حزب اتحاد و ترقي خطرناك بود از اين رو احمدبي پس از اقامت كوتاهي در استانبول راهي آنكارا گشت. در اين موقع وي نامه اي از نريمان نريمانوف رئيس جمهور جمهوري سوسياليستي آزربايجان دريافت نمود كه از وي خواسته بود به آزربايجان بازگردد. اما آغااوغلو در جواب وي گفته بود كه مخالف با انديشه اي است كه نريمانوف آن را نمايندگي مي كند و ترجيح مي دهد كه در آنكارا بماند. آغااوغلو پس از مدتي اقامت در آنكارا بعنوان سردبير نشريه ي "حاكميت ملي" آغاز به كار كرد و در اين دوران به همراه يوسوف آقچورا مسئول توسعه ي روابط تركيه و شوروي گرديد. وي در اين زمان كه سردبيري اين نشريه را قبول نموده بود بعنوان عضوي از هيئت تدوين قانون اساسي تركيه در نگارش اين قانون نيز نقش ايفا نمود.

احمدبي در گذر تركيه به سيستم سياسي چند حزبي نيز نقش مؤثري ايفا نمود. به گونه اي كه وي بعنوان ايدئولوگ سياسي "فرقه ي جمهوريت آزاد" در كنار فتحي اويكار نخستين حزب سياسي بودند كه با اجازه ي آتاتورك به فعاليت پرداختند اما به دلايل مختلف سياسي اين حزب بيش از سه ماه دوام نياورده و با بسته شدن اين حزب آغااوغلو نيز با دنياي سياست وداع گفت و تا سال 1933 ميلادي كه بالاجبار بازنشسته شد در دانشكده ي حقوق دانشگاه استانبول به تدريس پرداخت. وي پس از بازنشسته شدن دگرباره به دنياي نشريات روي آورد و در نشريات مختلفي چون "آكين"، "اقدام"، "انسان"، "كولتور هفته سي" و "توركلوك مجموعه سي " به نوشتن پرداخت. اكثر نوشته هاي احمدبي در اين دوران شامل مشكلات اجتماعي بود چراكه تنها يك بار و به دليل انتقاد از سياست هاي آنتي دموكراتيك "اينونو" نشريه ي "آكين" كه مسئوليت اصلي آن بر عهده ي احمد بي بود لغو امتياز شد. از اين رو احمد بي بيشتر بر مشكلات اجتماعي كه جامعه ي تركيه ي آن زمان با آن روبرو بود متمركز گرديد.

به گفته ي نزديكان احمدبي، مرگ آتاتورك تاثير بسياري بدي بر روي احمدبي گذاشت و وي در ناراحتي عميقي فرور رفت اما اين ناراحتي ديري نپاييد و شش ماه پس از مرگ آتاتورك احمدبي نيز به دليل بيماري قلبي در خانه ي خويش در "نيشان تاشي" بدرود حيات گفت.

بنيان هاي فكري احمدبي آغااوغلو

بن مايه ي فكري احمدبي آغااوغلو را بسان ساير بنيان گذاران ناسيوناليسم تورك مي توان در سه كلمه ي تجددخواهي، ملي گرايي و اسلام گرايي خلاصه نمود. در كنار اين موارد دو مسئله اي كه جايگاهي بس مهم در انديشه ي احمدبي دارند و به نوعي مختص وي در تاريخ انديشه ي تورك مي باشد توجه به حقوق زنان و تلاش هاي وي در راه اعتلاي جايگاه زن در دنياي اسلام و توجه ويژه ي وي به استفاده از الفباي لاتين در نوشتارهاي توركي است. اين دو امر چنان در انديشه ي احمدبي ريشه دوانيده بود كه راه رهايي دنياي اسلام را از عقب ماندگي در استفاده از الفباي لاتين و تامين حقوق برابر براي زنان مي دانست. اما بايد بدين امر توجه داشت كه اسلام گرايي آغااوغلو تحت تاثير سيد جمال الدين اسدآبادي بود و دوستي نزديكي با اين متفكر شهير دنياي اسلام داشت. چنانكه احمدبي در خاطرات خود مي نويسد، سيدجمال هنگامي كه به پاريس مي رفت خانه ي احمدبي را براي ماندن بر جاهاي ديگر ترجيح مي داد و در مدت اقامت در پاريس به تبادل انديشه با احمدبي مي پرداخت. از اين رو چنانكه نوشتارهاي احمدبي نشان مي دهد، احمدبي از ديني كه روحانيون منفعت طلب به تبليغ آن مي پرداختند منزجر بود و همواره مخالفت خويش را با اسلام سنت گرا بيان مي نمود و از همين رو بارها از سوي روحانيون ديني تكفير مي شد. اسلامي كه احمدبي به دنبال آن بود اسلام پروتستانتيزم شده و مطابق با معيارهاي مدرنيسم بود. يعني اسلامي كه بتواند به به خواست هاي انسان امروزي پاسخي مثبت دهد و پيشرف و رفاه وي را تامين نمايد.

آشنايي احمدبي با انديشه ي غرب به سالهاي تحصيل وي در پترزبورگ برمي گردد. در اين دوران احمدبي با شركت در جمع هاي نهيليسيتي با انديشه ي نهيليسيم آشنا گشت و مدت زمان بسياري شيفته ي اين انديشه بشري گشت. اما تاثير عميق انديشه ي غرب كه تا آخر عمر همراه احمدبي بود در پاريس و جمع هاي روشنفكري اين شهر رقم خورد. احمدبي در مدت تحصيل در پاريس و هنگامي كه در دانشگاه سوربون به تحصيل علم حقوق مي پرداخت در كلاس هاي تاريخ مدنيت غربي نيز شركت جست و با مدرنيسم غربي آشنا گشت.

يكي از مواردي كه آغااوغلو را با ديگر متفكران ناسيوناليست دنياي تورك متمايز مي كند نگاه وي به تعريف ملت مي باشد. احمدبي آغااوغلو در تعريف ملت به ريشه هاي تاريخي آن رجوع مي كرد و طرفدار پديداري روح ملي با تكيه بر فرهنگ بود. درحالي كه برخي از متفكران هم عصر وي به مسئله ي نژاد در تعريف ملت اهميت مي دادند، احمدبي مخالف با برشمردن نژاد بعنوان پايه ي تعريف ملت بود. درنگاه وي مهمترين وسيله ي ملت شدگي زبان بود.

يكي ديگر از وجوه متمايزكننده ي احمدبي با ديگر ناسيوناليست هاي تورك در نگاه وي به اصول تجددگرايي، ملي گرايي و اسلام گرايي بود. اگرچه احمدبي تا آخر عمر طرفدار اين انديشه باقي ماند اما پس از اعلان جمهوريت تركيه و به روي كارآمدن آتاتورك، احمدبي تحت تاثير رفرم هاي آتاتورك چندان ديگر به بحث درباب اسلام گرايي نپرداخت و بيشتر در باب مزيت هاي دولت لائيك به قلم فرسايي پرداخت.

نتيجه گيري

احمدبي آغااوغلو از ناسيوناليست هاي شهير تاريخ تورك مي باشد كه با مجاهدت هاي خويش گام هايي بس ارزشمند در اعتلاي انديشه ي انسان تورك برداشت. احمدبي فرهنگ را پيش زمينه ي هرگونه پيشرفتي مي دانست و طرفدار نظم اجتماعي نوين بود. احمدبي كه در خانواده اي مذهبي زاده شده بود و با سنت هاي اسلامي بزرگ شده بود وقتي با دنياي غرب مواجه شد و به عقب ماندگي هم زبانان خويش واقف گرديد به تامل در علل عقب ماندگي ايشان پرداخت و راه رهايي انسان تورك را در مسئله ي فرهنگ و ملي گرايي ديد. احمدبي در طول زندگاني پر فراز و نشيب خويش همواره در راه اعتلاي انسان تورك تلاش نمود و يادگارهايي بس ارزشمند از خويشتن بر جاي گذارد.

منابع:

1- AHMET A!AO!LU’NUN D N VE TOPLUM ANLAYI"I, Ayhan ÇET N, YÜKSEK L SANS TEZ, SÜLEYMAN DEM REL ÜN VERS TES, ISPARTA, 2011

2- AHMET AĞAOĞLU VE YUSUF AKÇURA’NIN SİYASİ KİMLİKLERİNİN ANALİZİ, Özge ÖZCAN, Yüksek Lisans Tezi, DUMLUPINAR ÜNİVERSİTESİ, Kütahya – 2010

3- AKÇURA, Yusuf, (2007), Türkçülük, 1.Basım, İlgi Kültür Sanat Yayıncılık, İstanbul