جان لاچین!

جان لاچین!

دکتر حسین محمدزاده صدیق (دوزگون)

دارنده ی نشان عالی دوستی

 

 

 

اندرز پدرانه ی دکتر صدیق به سیاستمداران ایران و ترکیه و تفسیر علمی ترانه ی «جان لاچین!» از سوی ایشان که بند پایانی این ترانه را آقای رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه کشور دوست و همسایه مان در مراسم رژه ی پیروزی آزادسازی اراضی اشغالی قره باغ پشت تریبون خواند و با تفسیرها و واکنش های گوناگونی مواجه شد.

 

گونه ی بایاتی رایج ترین گونه ی شعریِ فولکلوریک ترکی آذربایجانی است. هر یک قطعه بایاتی چهار مصراع هفت هجایی با تقطیع 4+3 و یا 3+4 و گهگاه برش 2+5 و 5+2 دارد که اغلب در ریتم ها و آهنگ های حسرت بار و سوزناک اجرا می شود و رایج ترین آهنگ های عاشیق ها بر روی این اشعار قابل انطباق است.

مصراع های اول و دوم هر بایاتی، معمولاً حاوی الفاظ و آواهایی برای تأمین روساخت بدیعی از قبیل چینش آرایی، آوردن واژه های همگون (متجانس)، هماهنگ (مسجع) و همخوان (متناسب) برای دو مصراع بعدی است که زیرساخت هر بایاتی در آن دو قرار دارد. مانند بایاتی زیر:

عزیزیه م گول اللر،

آغ بیلکلر، گول اللر.

دریاجا عقلین اولسا،

یوخسول اولسان گولرلر.

در این قطعه بایاتی، دو مصراع اول و دوم فقط برای آماده سازی استماع مصراع های سوم و چهارم و تأمین و تطبیق قافیه، وزن و ریتم و تقطیع شعری ساخته شده است و حتی می توان گفت که ترجمه ی تحت اللفظی آن به هر زبانی بی مزه می شود. اما، جان کلام و زیرساخت مفهومی بایاتی در دو مصراع بعدی نهفته است. یعنی بیت اول بایاتی کوک کردن ساز را می ماند تا آهنگ و سخن در بیت دوم نواخته شود؟

بایاتی زیر نیز چنین است که در آن چینش آرایی دو مصراع نخست از نظر معنا بی ربط هم هستند:

من عاشقیم میانا،

گول سونبوله دایانا.

اوخو بولبولرم، اوخو،

بلکه یاریم اویانا.

سراینده و سازنده ی بایاتی های عامیانه و فولکلوریک ترکی آذربایجان ناشناخته اند. در طول قرون و اعصار از سوی سرایندگان مردمی ساخته شده و شیاع یافته و جزء مخزن سروده های مردمی درآمده اند. در ایران نخستین بار مرحوم محمد علی فرزانه 1800 بایاتی فولکلوریک را گرد آورد و در سال 1344 با عنوان بایاتیلار انتشار دادند.  این کتاب، نخستین مجموعه ی تدوین علمی از این گونه ی ادبیات شفاهی در ایران شمرده می شود.

اغلب، اجرا کنندگان بایاتی ها و خوانندگان آن ها عاشیق ها هستند که گاهی چند بایاتی هم مضمون را به صورت ترانه ای درمی آورند و بر روی آهنگ های عاشیقی ترنم می کنند.  این ترانه ها در هنگام معمولاً اجرا از 3 تا 7 بند هستند. ترانه ی آی لاچین! یکی از این ترانه ها است و خنیاگری که نامش بر ما معلوم نیست آن را به صورت ترجیع بند درآورده است و شاید از دویست سال پیش ورد زبان تک تک آذربایجانی ها است. خود من از کودکی تاکنون که در آستانه ی هشتاد سالگی هستم، شاید هزار بار و بیشتر آن را شنیده ام و بارها اجرای عاشیقی آن را شاهد بوده ام در این جا 6 بند از آن را می آورم:

 

آراز اوسته، بوز اوسته،

کباب یانار گؤز اوسته.

قوی منی اؤلدورسونلر،

بیر سئودیگیم قیز اوسته.

آی لاچین! جان لاچین!

من سنه قوربان لاچین.

*

آرازین کور اوستوندن،

مین آتین سور اوستوندن.

بو تر، اجل تریدیر،

آغلاما دور اوستومدن.

آی لاچین، جان لاچین،

من سنه قوربان لاچین.

*

آراز، آراز، خان آراز،

سلطان آراز، خان آراز.

چایین چشمه ی قوروسون،

منیم کیمی یان آراز.

آی لاچین، جان لاچین،

جان سنه قوربان لاچین!

*

آراز آخار لیل ایله،

دسته دسته گول ایله.

من یاریمی سئومیشم،

شیرین شیرین دیل ایله.

آی لاچین جان لاچین،

جان سنه قوربان لاچین.

*

آراز اولوم بولانیم،

گمی اولوم سولانیم.

گؤزلریمی قوربان ائت،

قوی فهم ایله دولانیم.

آی لاچین، جان لاچین،

جان سنه قوربان لاچین!

*

آرازی آییردیلار،

قوم ایله دویوردولار.

من سندن آیریلمازدیم،

ظلم ایله آییردیلار.

آی لاچین! جان لاچین!

من سنه قوربان لاچین.

این را هم بگویم که عاشیق ها در ترانه های خود از انواع صنایع بدیعی اعم از تشبیه، استعاره، کنایه، مجاز، تشخیص و جاندار انگاری و جزء آن استفاده می کنند بدین گونه زیبایی کلام دو چندان می شود و بایاتی راحت و فوری به حافظه انتقال می یابد و ماندگار می شود. این است که اغلب آذربایجانی ها از عالم و عامی معمولاً چند بایاتی از حفظ دارند.

یکی از این صنایع بدیعی در ترانه های چند بندی تکرار یک کلمه در آغاز هر بند است که آن را در بدیع «خوش آغازی» می گوییم.

مانند «من عاشیق»، «عزیزیم»، «عزیزیه م»، «آی امان» و غیره.

در ترانه ی جان لاچین!، این کلمه ی آراز است که در آغاز هر بند برای خوش آغازی تکرار شده است.

دیگر آن که به انتهای هر بند لفظ یا الفاظی مکرر اضافه می کنند و قالب شعری بایاتی را به مستزاد و یا ترجیع بند در می آورند. مانند الفاظ «نئیلیم! نئیلیم!» و یا «آی دلبر! جان دلیر» که به آن در بدیع معاصر «خوش پایانی» می گوییم.

در ترانه ی آی لاچین! این افزوده ی مکرر در انتهای هر بند دو مصراع زیر است:

آی لاچین! جان لاچین!

جان سنه قوربان لاچین!

که در مصراع اول لفظ «آی» را به صورت «آ آی» می خوانند تا تعداد هفت هجا در آن مصراع تحقق یابد.

مضمون ترانه، حسب حال جوان دلباخته ای است که ظاهراً از معشوق خود دور افتاده است که او در ییلاقات لاچین زندگی می کند.

اما لاچین، یکی از زیباترین ییلاقات سرسبز کشور همسایه و برادر جمهوری آذربایجان است که در استان قره باغ قرار دارد و هجده سال در اشغال دولت فاشیستی ارمنستان بود. این ولایت از شمال با کلبجر، از شرق با خوجالی، شوشا و خوجاوند و از جنوب با قبادلی و از غرب با کشور ارمنستان هم مرز است. شهر لاچین مرکز آن، دارای 125 روستای سرسبز است و با شهر باکو 450 کیلومتر فاصله دارد.

بنای این شهر را به خاچین شاهزاده ی آلبان در سده ی ششم هجری نسبت می دهند. آلبان های مسیحی از ساکنان قدیمی قفقاز بودند و کلیساهای چندی در آن جا بنا کرده اند. آلبان ها پس از ظهور اسلام اغلب جای خود را به مسلمانان دادند. در قرن دهم که صفویان آذربایجان به سرکردگی شاه اسماعیل اردبیلی کشور مستقل شیعی ایران را تشکیل دهند، این مناطق را نیز به تصرف خود درآوردند. یعنی ایران به دست آذربایجانیان شیعی ایران شد. این مناطق در عهد فتحعلیشاه قاجار، به هنگام جنگ های ایران و روس، علی رغم رشادت های عباس میرزا و سربازان و بسیجان آذربایجانی او، به سبب بی لیاقتی و خیانت درباریان تهران نشین، طبق عهدنامه ی ننگین ترکمان چای به اشغال دولت تزاری روس درآمد. روسیه هم برای بر هم زدن ترکیب جمعیتی قره باغ و سوی های آن، اقدام به کوچاندن ارامنه ی ساکن در اراضی دولت های عثمانی و قاجار به آن منطقه کرد ولی نتوانست ییلاقات لاچین را به تصرف آنان درآورد و این ولایت اغلب از سوی خان نشین های مسلمان قره باغ اداره می شد. آثار تاریخی فراوان اسلامی از قرن سوم هجری به این سوی در شهرستان لاچین موجود است که بسیار از آن ها از سوی دولت ارمنستان در سال های اشغال تخریب شده است. 

لغت لاچین در معنای باز شکاری سفید با پاهای سرخ رنگ از جنس شاهین را می دهد  که در گذشته برای شکار پرندگان در دربارهای شاهان و امیران نگهداری می شده است. در کتاب دیوان لغات الترک در معنای مجازی رمز جسارت، جوانمردی، شجاعت و جرأت را می دهد: «شاهین. نوعی از پرندگان درنده است. به دلاوران نیز به جهت شجاعتشان لاچین نام نهند

پی افزوده ی- چین çin در کلمات گؤیرچین و بیلدیرچین در معنای پرنده آمده است. لفظ لا la دگرگون شده یال yal معنای پرتگاه و تخته سنگ تیز را می دهد. مانند لغت یالچین yalçin که به عنوان صفت برای سنگ تخته های تیز و بلند در ستیغ و کمره ی کوه ها به کار می رود. واژه ی لاچین گذشته از معنای «باز سپید سرخین پای شکاری» در مقام صفت، معنای سخت، استوار، برنده و شدید نیز دارد.

این کلمه در حال حاضر تخلص چند شاعر و شاعره ی ترکی سرا در ایران است از جمله خانم نیلوفر شاملی که کتاب«کاغذین بئلی بوکولدو» از ایشان در تبریز چاپ شده است.

بند پایانی این ترانه را که ورد زبان هر آذربایجانی و ترکی آشنا است، آقای رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور کشور دوست و برادر ترکیه، در مراسم «رژه ی ظفر» که در باکو برگزار شد، ضمن سخنرانی خود خواندند.

من از عالم سیاست سر درنمی آورم، اما فکر نمی کنم که ایشان به قصد ایذاء مسئولان کشور ما آن بند هفت مصراعی از ترانه را خوانده باشند. آقای ظریف ترکی بلد نیستند، تقصیر متوجه مشاوران ترکی زبان ایشان است که احتمالاً در ترجمه و تفسیری که بر شعر نوشته اند، سبب تحریک سیاسی ایشان شده اند.

باری، به هر جهت، این ترانه از زیباترین ترانه های بومی ما ایرانیان ترکی زبان است و جای تأسف دارد که دستاویز سیاستمداران قرار گرفته است. تاریخ نشان داده است که سیاستمداران، فاقد مهارت ایجاد تقریب و دوستی و صلح و آشتی میان ملت ها هستند. این کار مهم را باید به ادیبان و شاعران و هنرمندان واگذار کنند. خداوند خود حافظ دین ما و ملّت ما و آئین ابدی اسلام است و سیاست بازی ها و فرقه گرایی ها سبب ایجاد خصومت میان ملل مظلوم مسلمان نخواهد شد. لاچین، بخشی از قره باغ است و قره باغ خاک اسلام است لاغیر.

این جانب به خود حق می دهم که هر دو سیاستمدار را پند دهم و به خواندن ابیات زیر از مثنوی مولانا جلال الدین رومی، ارزش معنوی هر دو کشور دوست و برادر ایران و ترکیه است دعوت کنم که به اصلاح اندرونه ی خود بپردازند:

جنگ فعلی است از جنگ نهان،

زین تخالف آن تخالف را بدان.

موج لشکرهای احوالت ببین،

هر یکی با دیگری در جنگ و کین.

مهر و رقت وصف انسانی بود،

خشم و نفرت وصف حیوانی بود.

وقتی آدمی در جامعه بسط ید یافت، نباید خود را گم کند و باید از تفرعن بپرهیزد و میدان را برای اخلالگران و افراطیون بدخواه آب پاشی نکند.

ای کاش در آن مراسم، رئیس جمهور ما نیز در کسوت روحانیت شیعی شرکت می داشت تا اخوت و صلح و صفای اسلامی و ایرانی بر فضای مراسم سایه می افکند. 22 آذر 1399